(نویسنده: سوده حیاتی | کوچ فرهنگی و مؤسس آکادمی احیا)
در بسیاری از فرهنگهای سنتی، زنِ تنها، چه بیوه باشد، چه مطلقه یا مجرد، گاهی با نگاههایی توأم با سوءبرداشت، کنجکاوی یا حتی نگرانی دیده میشود. این نگاه لزوماً از روی بدخواهی نیست؛ بلکه ریشه در ذهنیتی دارد که هنوز زن را در پیوند با خانواده یا همسر میبیند.
در چنین نگاهی، زنِ تنها مفهومی آشنا نیست. نه بهدلیل آنکه اشتباهی کرده، بلکه چون تصویری از او در ذهن جمعی ما ساخته نشده.
ما بیشتر با زنِ همسر، زنِ مادر یا زنِ دختر آشناییم. اما زنِ تنها، زنیست که مستقل از این نقشها زندگی میکند؛ و همین میتواند ذهنها را به تأمل یا حتی قضاوت وادار کند.
واقعیت این است که زنِ تنها، نه خطرناک است، نه تهدید.
او فقط در مسیری متفاوت ایستاده؛ مسیری که نیازمند احترام، فهم، و گفتوگوست.
زنی که پس از جدایی یا تنهایی، با متانت ادامه میدهد، ارزشهای اخلاقی را حفظ میکند و به رشد فردی خود اهمیت میدهد، میتواند یک چهره مؤثر و محترمانه در جامعه باشد.
بیاییم نگاهی تازهتر داشته باشیم:
زنِ تنها، لزوماً تنها نیست.
او ممکن است در کنار عزتنفس، آرامش، هدف و تفکر ایستاده باشد.
و جامعهای که قدر این حضور را بداند، در مسیر بلوغ فرهنگی گام برمیدارد.