حضورت همیشگی نیست
چیزی تو ذهنت جز بی رگی نیست
تو یه ادم که نیست عددی
از اول شروع شمارش، شمردن مجددی
رویامو مثل جمع شدن سمینار کشیدم
رویامو مثل کلاویه مثل گیتار کشیدم
چون رویام بزرگ بود دیوار ندیدم
دلمو از رویام بیزار ندیدم
بالاتر از هر برجی
تو رویا های خودت میگنجی
تو گوشم نمیره هیچ توهینی
بگن تو اونی یاتو اینی
هرچی بلند تر میشه صدا این توهینه
دلم گرم تر مثل شومینه
میگم لابد اونا شدن حسود
هیچ ادم موفقی مردد نبود
رویامو مثل جمع شدن سمینار کشیدم
رویامو مثل کلاویه مثل گیتار کشیدم
چون رویام بزرگ بود دیوار ندیدم
دلمو از رویام بیزار ندیدم
دیدم اون روزو که همه دورم جمع ان
دور من اصلی ها بقیه فرع ان
دیدم چقدر دورم از مبدا
رسیدم به مقصد
فراتر از حد
شدم دیگه منشأ
من اون موقع میگیرم دست رفیق راه و
اونی که شد باعث رشد گیاه و
شاید خیلیا بزرگ شن مثل باد کنک
ولی هیچی نگفتن بهشون میکنه منو خنک
ادب مرده تو همه جا
انگار باید بکنن با ادبا ادب، اهدا
مثل گرمای خورشید نور مهتاب
تو شدی لایق اعتاب
من رفتم رو حالت بردم
اصالته اسمم رسالته بردم
من ترانه و شعر گفتم تو هر سبکی
عشق نور و تو کشکی
من نه دنبال حریمم نه حرم
من نه شیطان رجیمم نه قسم
من یه مرده که زوده بشه جسد
من اون گلی که ایران به پرتقال نزد
اینجا یکم واقعیته
نقطه تاریکه مصیبته
جایی که نمیشی به نام
نه میتونی بگیری انتقام
دیس میکنی دشمنت بک نمیده
لایک میده
دیس ترک نمیده
دنیا بهت یه حس دارک میده
تو نه گلی نه خار
لایق وصف ابتذال
تو از فشار میشی شکار
ارزشت به تومان نیست و ریال