ویرگول
ورودثبت نام
سعید ( سین دال )
سعید ( سین دال )کمی ( نویسنده، شاعر، ایده پرداز، منتقد)
سعید ( سین دال )
سعید ( سین دال )
خواندن ۴ دقیقه·۱۷ روز پیش

اندر احوالات " کمک "

. تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز .

اثر اینجانب و با متن تا حدودی در ارتباط است
اثر اینجانب و با متن تا حدودی در ارتباط است

یه دوستی دارم تقریبا سه سالی میشه ازم پول گرفته ولی هنوز هم برنگردونده ! ( و مشخص نیست این پول رو کی میتونه برگردونه ) از وضعیت زندگیش باخبرم ، خدا برای رنگ آمیزی زندگیش از طیف گسترده ای از رنگ ها استفاده نکرده و به طور کلی بیشتر با رنگ های سیاه ، قهوه ای و زرد کار رو درآورده ! ( وضعیت جالبی نداشته ) ، این بنده خدا شخصیت بدی نداره ( اتفاقا بچه با مرامی هم هست ) آیا واقعا طی مدت زمان گذشته می تونست اون مبلغ رو برگردونه ؟ با توجه به چیزهایی که ازش میدونم خیر و در نهایت من هنوز طلبکارم . زمانی که از دستم بر اومد براش انجام دادم ، ولی آدم یه جایی به بعد به یه نتایجی میرسه که به خودش میگه : این چه کاری بود کردم ؟ آیا نمی تونستم بگم ندارم ؟ یا از این دست حرفها !

کمک کردن در نفس عمل مشکلی نداره ، ولی در دوره ای داریم زندگی میکنیم که به واسطه افزایش بی اعتمادی ها و عدم دریافت پاسخ های مثبت دیگه کمتر کسی واقعا دستش به کمک کردن میره . بارها شده با کسانی در خیابان مواجه شدم که ازم طلب کمک مالی کردن ، ولی چون واقعا نمیشناختمشون و این نوع طلب کردن رو به چشم کاسبی می دیدم کمک نکردم ! شاید با خودتون بگید این طرز تفکر درست نیست ( یه وقت هست یه پولی میدی میره ) ولی واقعا هستن افرادی که از ترحم و حسن نیت مردم سو استفاده میکنن و فکر میکنن با درآوردن اشک مردم به واسطه زار زدن و یا آه و ناله کردن یا جلوه سازی می تونن پول به جیب بزنن ! در صورتی که اگر فردی نیازمند واقعی باشه خویشتن داری میکنه یا سعی میکنه خودش رو در معرض تظاهر قرار نده و از این دست افراد توی جامعه فعلی ما کم هم نیستن و من با واسطه یا بی واسطه به کمک کردن به این افراد مایل ترم تا اونهایی که تظاهر میکنن.

کمک کردن که همیشه مالی نیست . به جایی رسیدیم که جوری توی زندگی خودمون فرو رفتیم که دیگه نمی تونیم به این که بخوایم بار عاطفی یا احساسی یکی دیگه رو هم به دوش بکشیم فکر کنیم ! ( گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت به من چه ) ، خود من به شخصه از این که کسی حاضر بشه پای حرفها و دردودل های من بشینه احساس خوبی بهم دست میده ، ولی این که همه حاضر بشن بدون چشم داشت وقتشون رو برای شما بذارن ، پای حرفهاتون بشینن و نهایتا بتونن راهکاری برای برون رفت شما از شرایط فعلیتون ارائه بکنن ، امریه که کمتر محتمل به نظر میرسه . اگه به نظرتون خانواده می تونه جایگاه خوبی برای این قضیه داشته باشه باید بگم متاسفانه شرایط جامعه به جایی رسیده که پای ماجرای عدم ارتباطات احساسی به خانواده ها هم رسیده و خیلی ها دیگه ( بنا به شرایط نامناسبی که به وجود اومده ) مثل قدیم خانه و خانواده رو کانون توجهات و تبادلات عاطفی نمی دونن ! با توجه به معضلات خانوادگی فکر میکنم خیلیامون حداقل یک بار به همچین مواردی برخوردیم.

متاسفانه قبول کنیم یا نه امروزه حتی دوستی ها هم هدفدار شده ، یکسری از دوستی ها از ابتدا برای سود بردن و توقعات متقابل شکل میگیرن ، یعنی شما خیال میکنی با شخصی در ارتباط هستی که توقعی ازت نداره ولی دقیقا در موقعیتی که فکرش رو نمی کنی متوجه میشی که کاملا در اشتباه بودی . بدترین جای ماجرا اینجاست که بعد از گذشت مدتها از ارتباط بین طرفین فقط به خاطر دلخوری ها و کدورتهایی که بینشون به وجود میاد بحث منت گذاشتن وسط میاد که هم اجر کارهای انجام شده رو از بین میبره و هم احتمالا ارتباط رو به مرز قطع شدن میرسونه .

با همه این حرفها هدف از انتشار این پست منفی بافی نیست و مشاهدات اجتماعی مصداق هایی رو برای تایید حرفهای گفته شده داره ، ولی این که آیا بگیم با این وضعیت دیگه نباید کمک کنیم ؟ پاسخم منفیه . کمک از هر نوعی ( مالی ، احساسی و ... ) اگر به جا و درست باشه نه تنها آسیب زا و موجب بی اعتمادی نمیشه بلکه باعث ایجاد روابط مثبت و جلوگیری از اشاعه بی اعتمادی میشه .

در پایان ازتون میخوام اگه میشه برام از تجربیاتتون بگید ، آیا شما از کمک کردن ضربه خوردید ؟ یا پاسخ اعتمادتون رو دریافت کردید ؟ کمک کردن از نظر شما باید چجوری باشه ؟ و اصلا به کی باید کمک کرد ؟

کمکاعتمادروابطجامعه
۱
۰
سعید ( سین دال )
سعید ( سین دال )
کمی ( نویسنده، شاعر، ایده پرداز، منتقد)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید