تاریکخانه تاریخ / قسمت اول : کوروش کبیر ؛ شاه جهان

تاریکخانه تاریخ / قسمت اول : کوروش کبیر ؛ شاه جهان

سلام. محمد ناظمی هستم و به همراه دوستان عزیزم، مجتبی شهرآبادی و عارف خواجه نژاد، پادکست تاریکخانه تاریخ رو تقدیم حضورتون میکنیم. پادکست تاریکخانه تاریخ رو میتونید از طریق پلتفرم صوتی شنوتو دنبال کنید و بشنوید

در تاریکخانه تاریخ، عکسهایی از تاریخ دیروز و امروز رو ظاهر میکنیم و برای شما شرح میدیم

«منم کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، شاه قدرتمند، شاه بابل، شاه سومر، شاه اکد، شاه چهار گوشه جهان، فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوه کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، آن‌ گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، مردم با شادمانی گام‌های مرا پذیرفتند، در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک، خدای بزرگ، قلوب پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید، وضع داخلی بابل و جایگاه مقدسش مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم، من برده‌داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم، فرمان دادم همه در پرستش خدای خود آزادند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند...»

بخشی رو شنیدیم از منشور کوروش کبیر که در این قسمت به معرفی خودش پرداخته

اما کوروش چرا کوروش شد؟ دو هزار و پانصد سال قبل چه کرد که بعد از این همه سال اگه بخوایم نمادی از ایران و ایرانی نام ببریم اولین چیزی که به ذهنمون میرسه نام کوروشه؟ آیا کوروش حاکمی صلح طلب بود یا مثل خیلی از پادشاهان به کشورگشایی می پرداخت و به جنایت دست میزد؟! آیا کوروش اون کسی هست که امروز ما به هم معرفیش میکنیم یا افسانه ها در پرورش شخصیتش نقش داشتند؟ برای جواب دادن به این سوالها با ویژه نامه ای از تاریکخانه تاریخ مهمان لحظات شما هستیم و از کوروش کبیر میگیم

امروز دیگه کمتر کسی رو پیدا میکنیم که نام کوروش به گوشش نخورده باشه و در ذهن خودش این شخصیت رو نپرورونده باشه. کوروش هخامنشی دیگه بخش جدایی ناپذیری از حافظه تاریخی ما شده و به نمادی از ایران و ایرانی تبدیل شده. اگه همین الان راه بیفتید و از هر شخصی که میبینید سوال کنید که کوروش هخامنشی کی بوده شاید نسبش، تاریخ زندگیش و شاید حتی سلسله حکومتش رو ندونه اما قطعا از اخلاق و اعمال کوروش براتون حرفهای زیادی میزنه. حرفایی که شاید شما رو به یاد اسطوره های یونان و روم باستان بندازه

منتها تفاوت اسطوره های غرب با کوروش در این هست که که حتی اگه تعریفهایی که ازش میکنیم مفاهیم فرابشری داشته باشه اما همیشه اصل انسانیت همراه او بوده. اصلی که باعث شده کوروش محبوبیت زیادی در چند دهه اخیر داشته باشه و این محبوبیت هر روز بیشتر و بیشتر بشه.

در این برنامه از شخصیت شناسی کوروش میگیم که به گفته باستانی پاریزی کوروش سوم هست و به گفته تاریخ دانان دیگه کوروش دوم. تلاش میکنیم با توجه به اسناد و مدارک موجود کوروش رو بیشتر بشناسیم و البته همونطور که دکتر الایف گفته این رو هم مد نظر میگیریم که «این اسناد یا بقایای باستان‌شناسی است یا تاریخ‌نگاری یونانیان و یافتن حقیقت در این میان دشوار؛ زیرا بقایای باستان‌شناسی نیاز به تفسیر در کنار مستندات دیگر دارد و در آن دوره، تاریخ نگار شرقی وجود نداشته و اولین منابع به فاصله تقریبی صد سال توسط گزنفون، کتزیاس و هرودوت یونانی نگارش شده است.»

موسیقی

شاید برای خیلی این سوال پیش اومده که کوروش چه دینی داشت! اغلب فکر میکنیم که دینش زردشتی بوده ولی خوبه بدونیم کسانی هم هستند که ادعا دارن کوروش بی دین بوده و یه عده هم حتی گفتند که کوروش بت پرست بوده

اگه سرتاسر منشور کوروش رو نگاهی بندازیم قطعا متوجه میشیم که این کوروش خیلی زیاد اهل تساهل دینی بوده که باعث شده هارولد لمب عنوان کنه : «این رفتار از آنجا نشأت می‌گیرد که کوروش به هیچ خدایی اعتقاد نداشته و احتمالاً تا اواسط زندگیش با زردشت مواجه هم نشده است، اما رفتار انسانی او موجب می‌شد که به تمامی خدایان احترام بگذارد، آن‌گاه که در بابل است دست در دست خدای مردوک می‌گذارد و در برابر آتشکده زرتشتیان به خدای اهورامزدا در کنار دیگر خدایان اشاره می‌کند....»

البته شخصیتهایی مانند گلدنر آلمانی و ابوالکاظم آزاد معتقدند که کوروش زردشتی بوده و در مقابل برخی هم مانند مطهری و ویل دورانت دلیل تساهل دینی کوروش رو نشانگر سیاست کشورگشایی و استعمارگری او می دونند نه به خاطر کرامات انسانی و اخلاق کوروش. تا جایی که ویل دورانت کوروش رو با ناپلئون مقایسه کرده که حتی بیشتر از کوروش خدایان دیگر رو تکریم میکرده

حکمرانی پدر ملت

درباره حکمرانی کوروش کبیر تاریخ نگارها و تاریخ دانهای زیادی صحبت کردند. شاید بهتر باشه با نظر پدر تاریخ، یعنی هرودوت، آغاز کنیم که در مورد شخصیت کوروش میگه : «کوروش، پادشاهی بخشنده و آسان‌گیر بود، همچون دیگر پادشاهان به جمع مال و منال حریص نبود؛ بلکه در بخشش و کرم افراط می‌کرد، داد مظلومان را می‌داد و آنچه خیر خلق در آن بود هدفش قرار داده بود.»

اگه نوشته های گزنوفون رو هم درباره شخصیت کوروش بخونیم میبینیم که با هرودوت هم عقیده بوده. هارولد آلبرت لمب خیلی تلاش کرده با توجه به سواهدی که موجود بوده کوروش رو معرفی کنه. لمب اینطور گفته که : «نظر عامه درباره رهبران خود، روشن کننده حقیقت آن شخص است و ایرانیان کوروش را پدر مردم می‌خواندند، شاید فرمانده قابلی نبود اما قدرت رهبریش و سرعت تصمیم‌گیریش در کارزار‌ها که بر پایه مشورت با فرماندهانش بود موجب گشت که در طول تاریخ از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار شود.» دکتر الایف هم با لمب هم نظره و این پادشاه را نه شبیه به پادشاهان خودکامه بلکه مثل پادشاهان مشورت‌خواه مغربی معرفی می‌کنه

اما یکی دیگه از تاریخ دانهایی که مرجع موثقی هم محسوب میشه، گرندی، استاد دانشگاه آکسفورد هست که درباره حکمرانی کوروش کبیر با استناد بر نوشته‌های گزنفون میگه: «سیاست مملکت‌داری کوروش وابسته به محاسن اخلاقی، ملکات و فضیلت او بود... ملت‌ها نه تنها رژیم جدید را پذیرفتند بلکه به آن روی موافق نشان دادند چنان چه در ده سال عمر کوروش پس از فتح بابل، می‌بینیم که هیچ شورش و سروصدایی در امپراطوری او رخ نداده است؛ صحیح است که ملت‌ها در برابر او تسلیم شده بودند ولی این تسلیم در برابر سنگدلی و استبداد او نبود؛ چه حکومت کوروش، قتل، عذاب، تبعید و غارت نمی‌شناخت، گناهکاران را به تازیانه نمی‌بست و فرمان قتل عام نمی‌داد و ملت‌ها را به راندن از کشور و موطن تهدید نمی‌کرد بلکه تمام تسلیم‌ها بر خلاف دیگر حاکمان نتیجه این بود که امن و آرامش همه جا را فرا گرفته و گرگ و میش با هم زندگی می‌کردند... به جای خوف و وحشت عمومی سابق، داد و دادگستری و بخشش و مساوات تام نصیب اقوام شده بود.»

اما اگه بخوایم شخصیتهای بزرگ و مرجعی رو نام ببریم که در زمینه شخصیت کوروش اظهارنظر کردند باید به اشخاصی همچون آشیل شاعر یونانی هم عصر کوروش، دیودوروس سیسیلی تاریخ‌نگار قرن اول پیش از میلاد، کنت دوگوبینو خاور‌شناس قرن نوزدهم، سرپرسی سایکس نویسنده قرن بیستم، اسکاریگر مورخ قرن بیستم و بسیاری دیگه اشاره کنیم که همه نظراتشون بیان‌گر این حقیقت بوده که کوروش فردی، حازم، مدیر، مدبر، عادل و مهربان است که تمام تلاشش در حکومتداری، در کنار گسترش قلمروش، رسوندن خیر به بشریت بوده و به قول ویل دورانت «کوروش کسی بود که گویی برای فرمانروایی خلق شده است.»

شخصیت پیامبرگونه کوروش

ابوالکاظم آزاد، علامه طباطبائی و محمدابراهیم باستانی پاریزی شخصیت کوروش رو مانند یه پیامبر دونستن و کوروش رو برتر از از همه کسانی که هم عصرش زندگی میکردن معرفی می کنند. مثلا علامه طباطبایی تو کتاب خودش یعنی تفسیر المیزان میگه : «آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق می شود، زیرا اگر ذوالقرنین مذکور در قرآن مردی مؤمن به خدا وبه دین توحید بوده کورش نیز بوده، و اگر او پادشاهی عادل و رعیت‌پرور و دارای سیره رأفت و احسان بوده این نیز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سیاستمدار بوده این نیز بوده و اگر خدا به او از هر چیزی سببی داده به این نیز داده، و اگر میان دین وعقل و فضائل اخلاقی وعده و عده و ثروت و شوکت و انقیاد اسباب برای او جمع کرده برای این نیز جمع کرده بود. »

ابوالکاظم آزاد نویسنده کتاب کوروش کبیر هم در یه قسمت از کتابش آورده که: «کوروش از جنس دیگر شاهان نبود، بل وجودی نادر و بی‌نظیر بود، چنانکه گویی برای زمان آینده بوده است؛ آموزگار به او چیزی نیاموخته بود و حکیمی به تربیتش همت نگماشته و حتی در شهر و آبادی نیز پرورش نیافته بود؛ آموزگارش طبیعت و حکمت ازلی مربی او بود. دامان کوه و صحرا مکتب پرورش اوست؛...او بزرگ‌ترین نمونه حکمروایی و بالا‌ترین مثال حکمت و فضیلت شد.»

باستانی پاریزی هم مطلبی داره با عنوان کوروش در روایات ایرانی که در سال 1346 اون رو نوشته و در اون نوشته کوروش رو مسیح موعود یهودیان، ذوالقرنین قرآن و نماینده یک حقیقت روحانی و خدایی می‌دونه.

اما شخصیت معنوی کوروش منحصر به ایران نمیشه و در جهان هم این مورد خیلی برجسته هست. مثلا در تانزانیا عده زیادی هستند که باورشون اینه منجیشون مثل منجی یهود هست و اون منجی مردی از نسل کوروشه.

البته همه این مثالهایی که آوردیم دلیل نمیشه که این نظریه مخالفی نداشته باشه. شاید یکی از معروفترین مخالفها رو باید شهید مطهری بدونیم که گفته : «اگر انسانی حق‌طلب بود وظیفه‌اش بیان حقیقت و رهنمون به خدای واحد بود و بس؛ و بت‌ها را همچون ابراهیم از بین می‌برد. کوروش برای کشورگشایی خود مردم را در گمراهی نگه داشت و از آن بهره جست.»

اگه بخوایم مورد دیگه ای رو هم بگیم که مخالفین و موافقین زیادی داره این هست که آیا کوروش ذوالقرنینی هست که در قرآن ازش اسم برده شده یا نه.

شاید هیچ وقت نتونیم ثابت کنیم که کوروش اون کسی هست که موافقینش در رساش حرف میزنن یا اون شخصیتی که مخالفینش تلاش دارند تا چهره خونخوارش رو برای همه نمایان کنند. اما چیزی که مشخصه امروز کوروش تبدیل به سمبل ملی گرایی شده و برای همین هست که در روز جهانی کوروش آرامگاهش در پاسارگاد میزبان خیل زیادی از مردم هست که هویت ایرانی خودشون رو در اونجا جستجو میکنن.