الاغ زنده، بهتر از شیر مُرده

همه ما که در ایران هستیم، این روز‌ها دوران سختی رو پشت سر می‌گذاریم. الان که این مطلب رو می‌نویسم دلار تا مرز ۱۵ هزار تومان و یورو تا ۱۷ هزار تومان افزایش قیمت داشتند. علاوه بر این، تحریم‌ها از یک طرف، کاهش واردات از طرف دیگه و کاهش قدرت خرید خانواده‌ها باعث شده تا هم کالا کمیاب بشه و قیمتش بره بالا، هم اینکه همون کالاهای موجود هم به سختی فروش بره. حالا این وسط چه اتفاقی می‌افته؟ خب، وقتی خرید و فروش کم بشه، چرخش پول هم کم می‌شه و در نهایت کسب و کار‌ها که مثل زنجیر به هم متصل هستند از رونق می‌افتند و نتیجه این‌ می‌شه که صاحبان کسب و کار روز به روز با سختی بیشتری برای بقا مواجه می‌شن.

کسب و کارهایی که سرمایه و پس‌انداز دارند، تا تموم شدن دارایی‌هاشون ادامه می‌دن، اون‌هایی هم که از این موهبت بی بهره هستند بالاجبار کار رو تعطیل می‌کنند. البته همه چیز به همین سادگی نیست، و بین این دو سر پیوستار، استراتژی‌های زیادی هم برای بقا وجود داره که هر شرکت و سازمانی به اقتضای شرایط و وضعیت موجودش و همچنین تحلیل مدیرانش از آینده، تصمیم به اجرای اون استراتژی‌ها می‌گیرند. چند روز پیش موسسان دیجیکالا با انتشار نامه‌ای خبر از تعدیل ۱۷۵ نفر از نیرو‌هاشون رو دادن.

حمید و سعید محمدی، موسسین دیجیکالا - Courtesy of DigiKala.com
حمید و سعید محمدی، موسسین دیجیکالا - Courtesy of DigiKala.com

این خبر شاید در نگاه اول شوکه کننده بود، ولی دور از انتظار نبود و نیست. منظورم اینه که تو این مدت هر روز خبر تعطیلی شرکت‌ها، مغازه‌ها، و بنگاه‌های کوچک و بزرگ رو می‌شنویم، و یا بیکاری اطرافیان و دوستانمون و اقشار مختلف رو می‌بینیم، پس نباید خبر تعدیل نیروی دیجیکالا، خبر تعجب برانگیزی باشه. ولی مسئله‌ای که وجود داره اینه که دیجیکالا الان یک شرکت و برند مطرح شده در سطح ملیه و تقریبا همه حداقل یکبار اسمش رو شنیدن. و تو این اوضاعی که کسی نمی‌خواد اخبار بد رو باور کنه، انگار این خبر مهر تاییدی بود روی همه اخبار ناگوار قبلی.

اگر یه نگاهی به توییتر و سایت‌های خبری فارسی که این مطلب رو منتشر کردن بندازید، می‌بینید که این اتفاق و تصمیمی که مدیران دیجیکالا گرفتند، موافق و مخالف زیاد داره، و هر کس از دیدگاه خودش این تصمیم رو نقد کرده. محمدرضا ازلی، هم-موسس تکراسا توی توییترش این خبر رو منتشر کرده و من وقتی نظراتی که زیر این پست بود رو خوندم، تصمیم گرفتم نظر خودم و تحلیل خودم از این شرایط رو بنویسم.

برگرفته از توییتر محمدرضا ازلی
برگرفته از توییتر محمدرضا ازلی

بیش از ۱۲ سال از تاسیس دیجیکالا می‌گذره و الان به جایی رسیده که بیش از ۲ هزار کارمند داره. دیجیکالا مدتی پیش سرویس جدید Marketplace رو معرفی کرد، که درواقع به صاحبان کسب و کار این امکان رو می‌داد که از دیجیکالا به عنوان ویترین استفاده کنند و محصولاتشون رو با استفاده از خدمات لوجستیک دیجیکالا به مشتری‌هاشون برسونن. این کار درواقع یک معادله سه سر برد بود. خریدار به کالا‌های بیشتر و تنوع قیمت بیشتری دسترسی داشت، فروشنده به مشتری‌های بیشتر و خدمات لوجستیک بهتر دسترسی پیدا کرد و دیجیکالا هم می‌تونست خدماتی که تا قبل فقط برای ارائه کالاهای خودش استفاده می‌کرد رو در اختیار سایر تامین‌کننده‌ها قرار بده و از این طریق درآمد کسب کنه. ولی راه اندازی این Marketplace به معنی کاهش فروش یا تامین کالا توسط خود دیجیکالا نبود، و دیجیکالا همچنان به عنوان یکی از تامین کننده‌های کالا فعالیت می‌کنه.

در شرایط اقتصادی فعلی که خیلی از واردکننده‌ها، فروشنده‌های عمده و خرد با مشکل روبرو شدن و کارشون رو محدود کردن، خیلی طبیعیه که دیجیکالا هم مجبور به این کار بشه. دیجیکالا بخش کوچکی از بازار خرده‌فروشی رو در اختیار داره (هرچند که برند دیجیکالا، خیلی خیلی بزرگتر از برند هر فروشنده دیگه‌ای هست) و این طبیعیه که دیجیکالا و تامین‌کننده‌هاش با مشکل تامین و فروش کالا روبرو بشن، و این یعنی انبار‌ها هر روز خالی‌تر میشن. در این شرایط اولین اتفاقی که می‌افته حضور تعدادی کارمند بدون کار تو محیط شرکته. حالا اگر دیجیکالا بخواد که کارمند‌هاش رو نگه داره و در این شرایط از اون‌ها حمایت کنه، بعد از مدتی خودش قربانی می‌شه. و این یعنی چی؟!

دیجیکالا الان به یک برند ملی تبدیل شده و دیگه یک کسب و کار کوچک محلی نیست. اگر نتونه از پس هزینه‌هاش بر بیاد، در این شرایط به زودی شکست می‌خوره و این اتفاق اصلا عجیب و دور از ذهن نیست. شرکت‌های خیلی بزرگتری از دیجیکالا با سرمایه‌های خیلی بیشتر با یک اشتباه شکست خوردن. ولی اگر روزی این اتفاق برای دیجیکالا بیفته، با توجه به آوازه دیجیکالا، یک شوک خیلی بزرگ به کل بازار ایران وارد می‌شه. اینجا دیگه بحث حفظ تعدادی کارمند نیست (که اگر واقعا افراد حرفه‌ای باشند، خیلی راحت می‌تونند دوباره مشغول به کار بشن) بلکه بحث حفظ اکوسیستم استارتاپی کشور، حفظ یک برند پرآوازه ملی و ایجاد امید به کارمند‌های فعلی و بقیه فروشنده‌هاس که دارن از طریق خدمات دیجیکالا کسب درآمد می‌کنند. اینجاست که باید گفت:

الاغ زنده، بهتر از شیر مُرده است.