همه آنچه باید در مورد نوآوری باز بدانیم

این مطلب رو در تاریخ ۲۸ خرداد ۹۸ در وبلاگم منتشر کردم، که می‌تونید از اینجا بخونیدش.

در یکی از مطالبی که پیرامون نوآوری نوشتم، به داستانی اشاره کردم که در آن فردی از خارج از سازمان ایده‌ای را برای حل مشکل به وجود آمده مطرح کرده بود، و گفتم که این داستان نمونه بارز نوآوری باز است. در این مطب قصد دارم تا نوآوری باز را به بیانی ساده، و براساس گفته‌ها و نوشته‌های پروفسور Henry Chesbrough، پدر نوآوری باز تعریف کنم. هنری چسبرو استادHaas Business School  دانشگاه UC Berkley و مدیرعامل سابق یکی از شرکت‌های تولید کننده هارددیسک در سیلیکون ولی است. او می‌گوید زمانی که در سیلیکون ولی  فعالیت می‌کرده، یکی از ذغذغه‌های اصلیش تفاوت دیدگاه مدیران فعال در حوزه تکنولوژی با اساتید و دانشگاهیان بوده است. به همین دلیل، تصمیم می‌گیرد تا تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه داده و استاد دانشگاه بشود تا بتواند فاصله بین علم و صنعت را کاهش دهد. او از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ سابقه تدریس در دانشگاه هاروارد را دارد پس از آن به دانشگاه یو‌سی برکلی می‌رود.

حلقه اتصال علم و صنعت

پروفسور چسبرو درواقع کسی است که اولین بار مفهوم نوآوری باز را مطرح کرد تا فاصله بین کسب و کار و دانشگاه را کاهش دهد. نوآوری باز در اصل یک رویکرد گسترده‌تر، غیر متمرکزتر و مشارکتی نسبت به نوآوری است و بر این اساس شکل گرفته است که امروزه علم در جهان گسترده شده است و هیچ شرکتی، با هر ابعاد و قابلیت‌هایی، نمی‌تواند به خودی خود نوآور باشد. به همین دلیل، به یک معماری جامع نیاز داریم که این فعالیت‌های مجزا را به یکدیگر متصل کنیم. در این مدل نوآوری، طرح کسب و  کار باید به گونه‌ای طراحی شود که شرکت با محیط خارجی خود در داد و ستد باشد، و مشخص کند چه چیزی وارد شده و چه چیزی خارج شود. در اینصورت، نوآوری باز می‌تواند منابع بسیاری را برای تحقیق و مطالعه در اختیار دانشگاهیان و محققان مستقل قرار دهد. به همین دلیل است که در طول ۱۶ سال گذشته مقالات بسیار زیادی در حوزه نوآوری باز منتشر شده است.

از سوی دیگر، نوآوری باز برای کسب و کار‌ها یک راه سودآور برای نوآوری است، زیرا می‌تواند هزینه‌ها و مدت زمان معرفی محصول به بازار را کاهش و تمایز محصولات را افزایش دهد و از سوی دیگر جریان‌های درآمدی جدیدی برای شرکت ایجاد نماید. بنابراین کسب و کارها فرصت‌های کسب درآمد بسیاری از طریق نوآوری باز خواهند داشت. صدها شرکت در سرتاسر جهان مدیرانی با عنوان «مدیر نوآوری باز» در اختیار دارند، و ده‌ها شرکت نرم‌افزاری، واسطه و مشاوره خدمات در حوزه نوآوری باز ارائه می‌دهند.

خب حالا نوآوری باز چیست؟

قطعا تعریف چسبرو از نوآوری باز دقیق‌تر از تعریف هر شخص دیگری است:

نوآوری باز، استفاده هدفمند از جریان‌های ورودی و خروجی دانش به منظور شتاب بخشیدن به نوآوری درون سازمانی، و گسترش بازار به جهت بهره‌مندی خارجی از نوآوری است.

نوآوری باز در تضاد با رویکرد سنتی ادغام عمودی است، که در آن فعالیت‌های تحقیق و توسعه داخلی به توسعه محصول در داخل سازمان منجر شده و در نهایت محصول توسط خود سازمان در بازار توزیع می‌شود. همانطور که از تعریف دکتر چسبرو می‌توان برداشت کرد، نوآوری باز دو جنبه دارد:

اولی «جریان خارج به داخل» است که در آن ایده‌ها و تکنولوژی‌های خارجی برای به کارگیری در فرآیند نوآوری به درون سازمان آورده می‌شوند. این شناخته شده‌ترین ویژگی نوآوری باز است.

دومی، جنبه کمتر شناخته «جریان داخل به خارج» است که در آن اجازه داده می‌شود تا ایده‌ها و تکنولوژی‌های استفاده نشده و یا درحال استفاده به خارج از سازمان منتقل شوند تا در فرآیند نوآوری سایر شرکت‌ها مورد استفاده قرار گیرند.

به دنبال چه هستیم؟

حالا سوالی که پیش می‌آید این است که چگونه بفهمیم در خارج از سازمان به دنبال چه چیزی باید باشیم؟ طرح کسب و کارتان پاسخ این سوال را خواهد داد. باید به دنبال ایده‌ها و فناوری‌هایی باشید که با طرح کسب و کارتان سازگار است، و منطقی است که ایده‌ها و تکنولوژی‌های داخلی که با این طرح سازگار نیستند را به بیرون هدایت کنید. پس متوجه شدیم که طرح کسب و کار یکی دیگر از عناصر کلیدی نوآوری باز است.

هر فردی ممکن تعریفی از نوآوری باز ارائه کند؛ بعضی ادعا می‌کنند نوآوری باز مثل جنبش نرم‌افزار آزاد است، زیرا هر دو به دسترسی به منابع نامحدود خارجی اشاری می‌کنند. ولی اینطور نیست! نوآوری باز بازیگران بسیار زیادی دارد که خارج از زنجیره تامین سنتی فعالیت می‌کنند (مثل دانشگاه‌ها و افراد مستقل)، و این مشارکت کنندگان در فرآیند نوآوری ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند، ولی مدیریت و یا جهت دهی نمی‌شوند. بعضی دیگر ادعا می‌کنند که نوآوری باز همان نوآوری کاربر است. ولی باز هم اینطور نیست. قطعا کاربر نقش بسزایی در فرآیند نوآوری باز ایفا می‌کند، ولی دانشگاه‌ها، استارتاپ‌ها، موسسات تحقیق و توسعه و شرکت‌های سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر نیز نقش بسیار موثری دارند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

چرا باید تعریف هنری چسبرو را قبول کنیم؟

او درواقع کسی است که اولین کتاب در حوزه نوآوری باز را را با عنوان «Open Innovation» در سال ۲۰۰۳ نوشته و این مفهوم را برای اولین بار معرفی کرده است. او می‌گوید زمانی که می‌خواسته عنوان Open Innovation را برای کتابش انتخاب کند، ابتدا آن را در گوگل جستجو و فقط ۲۰۰ لینک پیدا کرده است که بیشتر آن‌ها درباره «باز شدن مرکز نوآوری فلان شرکت در فلان منطقه» بوده‌اند. کتاب او شهرت بسیاری پیدا کرد و بعد از حدود دو سال، اهمیت بیشتری به نوآوری باز داده شد. او در ادامه می‌گوید زمانی که در در تابستان سال ۲۰۱۰ دوباره عبارت Open Innovation را در گوگل جستجو کرد، بیش از ۱۳ میلیون لینک در نتایج ظاهر شد که تقریبا همه آن‌ها درباره یک مفهوم جدید نوآوری برای صنایع با عنوان نوآوری باز صحبت می‌کردند. به همین دلیل، نام او به عنوان ارائه دهنده مفهوم نوآوری باز در ویکی‌پدیا به ثبت رسیده است، و در واقع باید او را پدر نوآوری باز نامید.

Use of the term “open innovation” in reference to the increasing embrace of external cooperation in a complex world has been promoted in particular by Henry Chesbrough, adjunct professor and faculty director of the Center for Open Innovation of the Haas School of Business at the University of California