
مدرسه چیزای زیادی یادم داد.
جدول ضرب. اسم پایتختها. فرمول شیمی.
اما یه چیزی بود که هیچ معلمی به من یاد نداد. هیچ کتاب درسیای نداشت.
اینکه چطور مشکل رو حل کنم وقتی جواب پشت کتاب نباشه.
یادم میاد اولین بار که خواستم یه پروژه واقعی بزنم، توی اولین خطا قفل کردم. هیچکس بهم نگفته بود با ارورهای عجیب غریب چطور برخورد کنم.
نشستم. گشتم. خوندم. تست کردم. دوباره خطا خوردم. دوباره خوندم.
چند ساعت بعد، بالاخره درست شد.
اون روز فهمیدم مدرسه فقط جوابهای آماده یاد میده، اما زندگی پر از سوالهای بیجوابه.
مهمترین چیزایی که الان بلدم، هیچکدوم رو از کلاس درس یاد نگرفتم:
چطور وقتی هیچکس کمکم نمیکنه، خودم راه حل پیدا کنم
چطور اشتباه کنم و خجالت نکشم
چطور از شکست خوردن، یه درس بردارم
چطور تا وقتی درست نشده، ول نکنم
مدرسه بهت یاد میده چطور جواب بدی.
اما یاد نمیده چطور فکر کنی.
و این بزرگترین مشکل سیستم آموزشی ماست.
خوشبختانه، این چیزها رو خودم مجبور شدم یاد بگیرم. توی مسیر ساختن پروژههای واقعی. توی مسیر اشتباه کردن و دوباره بلند شدن.
اگه تو هم حس میکنی مدرسه چیزایی که واقعاً به دردم میخوره یادم نداد، تنها نیستی.
شاید وقتشه خودت بشی معلم خودت.