زیر‌ساخت؛ شبکه‌ی پیچیده‌ای که بدون آن توسعه ممکن نیست

زیر‌ساخت
زیر‌ساخت

زیر‌ساخت چیزی شبیه به یک کلاف است. خود کلاف ساختار پیچیده‌ای ندارد. اگر سر و ته آن را پیدا کنید، چیزی به جز یک رشته‌ی ساده نیست. زیر‌ساخت هم اگر مبداء و مقصد مشخصی داشته باشد، بدیهی و ساده به نظر می‌رسد.

حالا اگر سر این رشته‌ از دست شما خارج شود چنان در خود می‌پیچد که تبدیل به ضرب‌المثل می‌شود. کلاف سر‌در‌گم! کلاف سر‌درگم زیرساختی چیزی شبیه به کابوس برای توسعه است.



سناریو‌های ممکن در نبود یک زیرساخت

کوچه‌ی ما یک طرفه است. مطابق با آیین‌نامه در مسیر یک‌طرفه، پارک کردن در سمت چپ خیابان ممنوع است. و خب در تهران هیچ جایی نیست که این قانون رعایت شود. یک کوچه با عرض ۷ متر و سه لاین استفاده شده برای رفت و آمد و پارک ماشین! «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».
رفت و آمد در کوچه و ورود به پارکینگ و خروج از آن به شدت دچار مشکل است.

آنچه مسلم است؛ برای حل این مشکلات قانون باید رعایت شود. پارک خودرو در سمت چپ کوچه ممنوع باشد. پس راه حل مشخص است. بیایید کلاف زیر‌ساخت را بررسی کنیم.

الگوریتم زیر‌ساخت
الگوریتم زیر‌ساخت

سناریو زیرساختی ۱:

تعداد ماشین‌های درون کوچه باید کم شود. حالا یا پارکینگ به تعداد کافی در خانه‌ها نیست یا مهمان و مراجع به هر خانوار یا دستگاه آپارتمان بیشتر از حد توان پارکینگ‌ها است. پس باید خانوار یا آپارتمان‌های کمتری در هر ملک درون آن محله باشد. جمعیت از قبل مشخص و موجود است. فضا‌های شهری هم ثابت و مشخص است. پس زیر‌ساخت فضایی یا شهری برای این جمعیت نداریم!

سناریو زیرساختی ۲:

تراکم ماشین برای کوچه کم شود. یک راه‌حل عریض در نظر گرفتن خیابان‌ها و تبدیل آن به خیابان‌های دو طرفه است با ۴ لاین استاندارد. پس تعداد خانه‌های کمتری در یک محله قرار می‌گیرد. دوباره جمعیت شهر موجود و مشخص است. فضای شهری هم مشخص است. پس زیر‌ساخت فضایی و شهری برای این جمعیت نداریم.

سناریو زیر‌ساختی ۳:

فرض می‌گیریم بخواهیم سناریوی بالا را عملی کنیم. یعنی بخواهیم محله‌های شهری را با کوچه‌های عریض‌تر طراحی کنیم. پس تعداد خانه‌ی کمتری در هر محله قرار می‌گیرد. جمعیت هم که همچنان ثابت است. پس باید فضای شهر را در مساحت بزرگتری در نظر بگیریم. شهر را بزرگتر کنیم، امکانات خدمات شهری، زیر‌ساخت‌های حامل انرژی و زیر‌ساخت‌های ابتدایی نظیر مسیر و جاده نداریم.

سناریو زیر‌ساختی ۴:

فرض کنید بخواهیم مشکل سناریوی زیر‌ساختی ۳ را حل کنیم. باید متخصص تربیت کنیم. آیا زیر‌‌ساخت آموزشی برای تربیت این حجم از متخصص واقعی را داریم؟ اگر هم داشته باشیم و تربیت هم بکنیم؛ آیا هر کسی حاضر است در‌شرایط سخت خارج از مرکز (مرکزی که چگالی و تجمع امکانات و منابع است) کار و زندگی کند؟ این موضوع خود توسعه‌ی سریع شهر‌نشینی می‌خواهد. توسعه‌ی شهرنشینی هم زیر‌ساخت منابع اولیه و مالی می‌خواهد! آیا اعتبارات لازم را داریم؟

سناریو زیر‌ساختی ۵:

خب مسیر را عوض می‌کنیم. تعداد خودرو‌های پارک‌شده در محله باید کم شود. مراجعان به بخش‌های خدماتی می‌تواند مدیریت شود. یک راه‌حل جدا‌سازی حومه‌های مسکونی از حومه‌های تجاری است. طراحی شهری به این صورت انجام نشده است. زیر‌ساخت شهری و معماری مناسب برای این کار وجود ندارد. جدا‌سازی فضا‌های شهری صورت نگرفته است.

سناریو زیرساختی ۶:

برای اینکه این کلاف شما را خسته نکند بعد از این شش سناریو، نوشتن را متوقف می‌کنم. راه حل دیگر مدیریت وضعیت مراجعان عدم استفاده‌ی آنها از خودرو‌های شخصی است. پس باید شبکه‌ی سریع و مویرگی از حمل و نقل عمومی وجود داشته باشد. چنین زیر‌ساختی هم وجود ندارد!



نتیجه‌ی اخلاقی از این متن: نمی‌شود یک قانون ساده‌ی راهنمایی و رانندگی را به دلیل نبود زیر‌ساخت‌های مرتبط یا حتی نا‌مرتبط پیاده‌سازی کرد.

زیر‌ساخت خیلی مهم‌تر از شعار‌هایی است که می‌شنویم!