
E عزیزم،متاسفم؛
هربار که پیام میدی... پیویت ثانیه به ثانیه عددش میره بالا! 1|2|3|4|5|6|7|8|9|10|11...
و من همون لحظه تک تک پیام هات رو از نوتیفکیشن میخونم..اما هیچ جوابی به ذهنم نمیرسه:)
1 روز میگذره...توی ذهنم به 3 تا از پیامات جواب دادم
2 روز میگذره...توی ذهنم به 4 تا دیگه از پیامات جواب دادم
3 روز میگذره...به 2 تا دیگه از پیامات جواب دادم:)
روز چهارم...بالخره فهمیدم چجوری به همه پیامات جواب بدم که ناراحت نشی!
پیویت رو باز میکنم....پیام اول 4 خط نوشتی..2 خط پاسخ...پیام دوم...سوم...
سین خورد! تو آنلاین شدی...و دونه دونه جواب میدی...وحشتناکه... تند تند به ترتیب پیام های اون روزت رو با انرژی جواب میدم...و به پیام های امروزت میرسم...چی باید بگم؟؟
تو 3 خط نوشتی...و من فقط 3 کلمه به ذهنم میرسه! نیاز دارم فکر کنم تا با انرژی خودت جواب بدم...اما منتظری! همون 3 کلمه رو تایپ کردم و فرستادم...پیام های بعدی و بعدیت به همین شکل! و کم کم...اون ذوقت محو میشه...توهم شروع میکنی مثل خودم چت میکنی...و خداحافظی میکنیم...و ناراحت میشی...2 هفته میگذره...و من چندین متن برای پرسیدن حالت به ذهنم میاد..اما تا وارد پیویت میشم نمیتونم تایپ کنم...دوباره خودت پیام میدی...و روز از نو روزی از نو!
معذرت میخوام!
هربار که میخوام پرانرژی بنظر بیام باید چند روز متنمو تو ذهنم زیر و رو کنم...
یادته وقتی بچه بودیم چطور بودیم؟ خیلی انرژی داشتم نه؟
دور تا دور حیاط میدویدیم و آب بازی میکردیم! چقدر بزرگترا دعوامون میکردن! بعد با موهای خیس و تن آب کشیده به هم نگاه میکردیم...و میخندیدیم! اون زمان...خنده فقط یه ایموجی نبود:)
یادمه اولین بار که دیدمت...روی صندلی نشسته بودی! داشتی با بند کفشت ور میرفتی!
اومدم جلوت روی زانوهام نشستم و گفتم : «هی با من دوست میشی؟»
چقدر بچه بودم نه؟ دوست شدت به اون سادگی که فکر میکردم نبود:)
متاسفم E ، برات دوست خوبی نیستم:))))