ویرگول
ورودثبت نام
بی نقاب
بی نقاب
بی نقاب
بی نقاب
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

برایZ

Z عزیزم؛

اولین بار که دیدمت...تو مثل نور بودی..میدودی بازی میکردی! خیلی شاد بودی!

با هیجان گوشه و کنار رو نگاه میکردی!

من دنبالت حرکت میکردم...و سعی میکردم متوجهم نشی..چندین کلمه هم بهت گفتم و تو با خوشحالی جوابمو دادی! دوست داشتم باهات دوست بشم...

کم کم رفاقت بین ما شکل گرفت و من شدم اولین دوستت تو اون مکان!

همیشه میگفتی اگه با کسی صمیمی بشم میکشیش:)

خب..کی جرات داره؟

ببخشید...

همیشه دوست داشتی منو بغل کنی و من فرار میکردم...دنبالم میدویدی ولی واینمیستادم...کله شق و لجباز بودم...

هربار گریه میکردی...قلبم فشرده میشد T-T

دوست داشتم همه ی ناراحتی هات رو ازت دور کنم ولی نمیتونستم...

وقتی حرف میزدی و سکوت میکردم...

وقتی ناراحت میشدی و میگفتی اصلا برات مهمه؟ گوش دادی چی گفتم؟

برام مهمه..بارها بهت گفتم:) ولی نمیدونم چجوری اینو نشون بدم!

وقتی تلفنی زنگ میزنی و با ذوق میگی سلاااااااااااام!...تقریبا داد میزنی...

راستش اون چند کلمه محبت آمیزو تو تماسا به زور میگم...میشه گفت بهترین مکالمه رو تو تماس هام با تو دارم...حدود 40 دقیقه حرف میزنی...بعد میپرسی الان در چه حالی...و میگم دراز کشیدم...حس میکنی مزاحمی...و کلماتم..نمیتونه قانعت کنه...

بعد 10 دقیقه...هنوز قانع نشدی که مزاحم نیستی...

کمی از خودم میگم تا حس بهتری داشته باشی و میشه 1 ساعت...هنوز خداحافظی نمیکنیم

1 ساعت و نیم...تازه خمیازه میکشی...بالاخره کل انرژیتو ریختی بیرون...و کم کم..پایان تماس:)

قبلنا..خیلی پر انرژی تر بودم مگه نه؟ از اون موقع ها خیلی نگذشته...

بعد بهمن و با شروع اسفند اینجوری شدم...

میدونم که دلت اون دوستت رو میخواد...منم دلم براش تنگ شده:)

فکر نکنم...اگه دوباره حضوری منو ببینی..مثل قبل باشم...

متاسفم Z

ببخشید
۰
۰
بی نقاب
بی نقاب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید