ویرگول
ورودثبت نام
ترسیمات
ترسیماتجستارهایی در باب فرهنگ و ارتباطات دیجیتال
ترسیمات
ترسیمات
خواندن ۵ دقیقه·۱ سال پیش

تنهایی در عصر اتصال: روایتی از پارادوکس فاصله اجتماعی در ایران امروز

صبح امروز در کافه‌ای در خیابان ولیعصر تهران نشسته‌ بودم. میزهای اطرافم پر بود از آدم‌هایی که ظاهراً با هم آمده‌اند، اما هر کدام در دنیای دیجیتال خودشان غرق شده‌اند. این صحنه آشنا، نقطه شروع تأملی است بر پدیده‌ای که می‌توان آن را “انفصال اجتماعی در عصر اتصال” نامید.

در عصری که فناوری قرار بود انسان‌ها را بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک کند، شاهد پدیده‌ای متناقض‌نما هستیم. در خیابان‌های شلوغ تهران، در کافه‌های پر رفت و آمد، در مترو و اتوبوس، و حتی در دورهمی‌های خانوادگی، انسان‌ها فیزیکی حضور دارند اما ذهنشان در دنیای دیگری سیر می‌کند. این روایت، داستان زندگی روزمره ما در عصر دیجیتال است.

زمانی نه چندان دور، کوچه‌های قدیمی شهرهای ایران محل تلاقی زندگی‌ها و روایت‌ها بود. صدای بازی بچه‌ها، گفتگوهای زنان محله بر سر تخت‌های چوبی، و عصرانه‌های دسته‌جمعی، همه و همه نشان از پیوندهای عمیق اجتماعی داشت. امروز اما، همان کوچه‌ها خلوت شده‌اند و صدای نوتیفیکیشن‌های گوشی‌های همراه جایگزین صدای خنده‌های دسته‌جمعی شده است.

مطالعات جامعه‌شناختی اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان به طور میانگین روزانه بیش از شش ساعت در فضای مجازی سپری می‌کنند. این زمان قابل توجه، که عمدتاً صرف شبکه‌های اجتماعی می‌شود، به تدریج جایگزین تعاملات رو در رو شده است. پژوهش‌های انجام شده در دانشگاه تهران حاکی از آن است که حتی در جمع‌های خانوادگی، بیش از 70 درصد افراد احساس تنهایی می‌کنند - پدیده‌ای که از آن به عنوان "تنهایی در جمع" یاد می‌شود.

این تغییر در الگوهای ارتباطی، تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی و روانی جامعه ایرانی گذاشته است. در محیط‌های آموزشی، دانش‌آموزان و دانشجویان حتی در حین کلاس درس مدام در حال چک کردن گوشی‌های خود هستند. این رفتار که ناشی از نوعی اضطراب دیجیتال است، با عنوان FOMO (Fear of Missing Out) یا ترس از دست دادن شناخته می‌شود. طبق آمارها، بیش از 65 درصد جوانان ایرانی این نوع اضطراب را تجربه می‌کنند.

در فضای کار نیز، این انفصال اجتماعی به شکل‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. کارمندان در جلسات حضوری، بیشتر وقت خود را صرف چک کردن ایمیل‌ها و پیام‌های کاری می‌کنند تا گوش دادن به صحبت‌های همکاران. این وضعیت به کاهش خلاقیت گروهی و افت بهره‌وری منجر شده است. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که تمرکز افراد در محیط کار به طور متوسط هر 11 دقیقه یک بار با نوتیفیکیشن‌های مختلف قطع می‌شود.

اما شاید عمیق‌ترین تأثیر این پدیده را بتوان در روابط خانوادگی مشاهده کرد. خانواده‌های ایرانی که زمانی به گفتگوهای طولانی بر سر سفره شام معروف بودند، حالا اغلب در سکوتی که تنها با صدای اعلان‌های گوشی شکسته می‌شود، غذا می‌خورند. والدین از عدم ارتباط با فرزندانشان شکایت می‌کنند و فرزندان معتقدند والدین‌شان درک درستی از دنیای دیجیتال ندارند.

این وضعیت پارادوکسیکال - که در آن افراد علی‌رغم اتصال دائمی به شبکه‌های اجتماعی، احساس تنهایی عمیق‌تری می‌کنند - توجه پژوهشگران حوزه‌های مختلف را به خود جلب کرده است. روانشناسان از افزایش موارد افسردگی و اضطراب خبر می‌دهند، جامعه‌شناسان درباره فروپاشی سرمایه اجتماعی هشدار می‌دهند و متخصصان ارتباطات از شکل‌گیری نوعی "جامعه زامبی‌وار" سخن می‌گویند.

با این حال، تصویر کاملاً سیاه نیست. در میان این آشفتگی دیجیتال، نشانه‌هایی از مقاومت و بازگشت به ارتباطات اصیل انسانی دیده می‌شود. در تهران و سایر شهرهای بزرگ، کافه‌هایی که خود را "فضای بدون وای‌فای" معرفی می‌کنند، با استقبال روبرو شده‌اند. گروه‌های مطالعه کتاب که از طریق شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرند اما در دنیای واقعی دور هم جمع می‌شوند، نمونه‌ای از استفاده هوشمندانه از فناوری برای تقویت روابط واقعی است.

متخصصان معتقدند راه حل این معضل، نه در نفی کامل فناوری، بلکه در یافتن تعادلی هوشمندانه میان دنیای دیجیتال و واقعی است. آموزش سواد رسانه‌ای از سنین پایین، طراحی فضاهای شهری که تعاملات اجتماعی را تشویق می‌کند، و ترویج فرهنگ "دیجیتال دیتاکس" (پاکسازی دیجیتال) از جمله راهکارهایی است که پیشنهاد می‌شود.

خانواده‌ها نیز می‌توانند با وضع قوانین ساده اما مؤثر - مانند ممنوعیت استفاده از گوشی سر میز شام یا اختصاص ساعاتی به فعالیت‌های مشترک بدون حضور فناوری - در این مسیر پیشگام باشند. در محیط‌های کاری، تشویق جلسات رو در رو و ایجاد فضاهای استراحت بدون گوشی می‌تواند به بهبود روابط کاری و افزایش خلاقیت کمک کند.

نکته مهم این است که بپذیریم فناوری بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی معاصر است و نمی‌توان (و نباید) آن را کاملاً کنار گذاشت. در عوض، باید یاد بگیریم چگونه از آن به عنوان ابزاری برای غنی‌تر کردن روابط انسانی استفاده کنیم، نه جایگزینی برای آنها.

در این میان، نقش نهادهای آموزشی و فرهنگی در مواجهه با این پدیده نوظهور نیز قابل تأمل است. مدارس و دانشگاه‌های ایران، که زمانی مهم‌ترین بستر تعاملات اجتماعی جوانان بودند، امروز با چالش جدی مواجه شده‌اند. حتی در کلاس‌های حضوری، دانش‌آموزان و دانشجویان اغلب ترجیح می‌دهند از طریق پیام‌رسان‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند تا گفتگوی رو در رو.

این تغییر الگوی ارتباطی، تأثیر عمیقی بر فرآیند یادگیری و رشد مهارت‌های اجتماعی داشته است. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که دانش‌آموزان امروز، علی‌رغم توانایی‌های فنی بالا در استفاده از فناوری، در مهارت‌های پایه ارتباطی مانند گفتگوی مؤثر، همدلی و درک احساسات دیگران ضعیف‌تر از نسل‌های پیشین عمل می‌کنند. گروه‌های مردم‌نهاد و فعالان اجتماعی، با راه‌اندازی کمپین‌های مختلف، سعی در ایجاد آگاهی نسبت به اهمیت روابط واقعی دارند. برخی مدارس و دانشگاه‌ها نیز با طراحی برنامه‌های ویژه، تلاش می‌کنند مهارت‌های ارتباطی دانش‌آموزان و دانشجویان را تقویت کنند.

نکته مهم دیگر، تأثیر این پدیده بر روابط عاطفی و زناشویی است. آمارها نشان می‌دهد که یکی از دلایل اصلی اختلافات زناشویی در سال‌های اخیر، استفاده بیش از حد از گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی بوده است. زوج‌های جوان به جای گفتگو و تعامل مستقیم، ترجیح می‌دهند احساسات و نیازهای خود را از طریق پیام‌های متنی بیان کنند.

در عین حال، باید به این نکته نیز توجه داشت که فناوری‌های ارتباطی جدید، فرصت‌های جدیدی نیز برای تعامل و همبستگی اجتماعی فراهم کرده‌اند. در بحران‌های طبیعی مانند سیل و زلزله، یا در موج همبستگی‌های اجتماعی، شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در سازماندهی کمک‌های مردمی و اطلاع‌رسانی داشته‌اند.

شاید راه حل نهایی در یافتن تعادلی هوشمندانه میان بهره‌گیری از مزایای فناوری و حفظ ارزش‌های انسانی و اجتماعی باشد. این مهم نیازمند همکاری همه جانبه نهادهای آموزشی، فرهنگی، خانواده‌ها و رسانه‌هاست. باید به نسل جدید آموخت که فناوری ابزاری برای تسهیل روابط انسانی است، نه جایگزینی برای آن.

در نهایت، شاید بتوان گفت جامعه ایرانی در حال گذار از یک دوره بحرانی در تاریخ ارتباطات انسانی است. چگونگی مدیریت این گذار و تعادلی که میان سنت و مدرنیته، فضای مجازی و واقعی برقرار می‌کنیم، می‌تواند سرنوشت روابط اجتماعی در نسل‌های آینده را رقم بزند.

شبکه‌های اجتماعیاحساس تنهاییفرهنگجامعه
۷
۱
ترسیمات
ترسیمات
جستارهایی در باب فرهنگ و ارتباطات دیجیتال
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید