ویرگول
ورودثبت نام
آکادمی زبان تات
آکادمی زبان تاتآکادمی زبان تات می‌کوشد با برگزاری دوره‌های آنلاین تخصصی، مهارت‌های چهارگانه اصلی زبان انگلیسی (صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن) را به ساده‌ترین شکل ممکن به زبان آموزان آموزش دهد.
آکادمی زبان تات
آکادمی زبان تات
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

کلمات و اصطلاحات مربوط به تلاش، برنامه و تصمیم در آیلتس کدام هستند؟

اصطلاحات مربوط به تلاش، برنامه و تصمیم در مکالمات روزمره و به‌ویژه در بخش‌های اسپیکینگ و رایتینگ آزمون آیلتس بسیار پرکاربرد هستند و به داوطلبان کمک می‌کنند ایده‌هایشان را دقیق‌تر و روان‌تر بیان کنند. ادامه مطلب به بررسی کلمات و اصطلاحات مربوط به تلاش، برنامه و تصمیم در آیلتس به همراه مثال و ترجمه پرداخته است.

در فرایند یادگیری زبان انگلیسی، یادگیری اصطلاحات کاربردی موضوعات مختلف نقش مهمی را ایفا می کند. در این آموزش آکادمی زبان تات مجموعه گسترده‌ای از اصطلاحات کاربردی مرتبط با تلاش، برنامه و تصمیم در زبان انگلیسی را گردآوری کرده است. در ادامه شما می توانید فهرستي از کلمات و اصطلاحات مربوط به تلاش، برنامه و تصمیم که کاربرد زیادی در آزمون آیلتس دارند را به همراه معني و مثال از آنها مطالعه کنید.

اصطلاحات مربوط به تلاش و برنامه در انگلیسی

in advance

از قبل

Meaning: before sth. happens or is expected to happen

قبل از اینکه چیزی اتفاق بیافتد یا انتظار می رود که اتفاق بیفتد

EXP:  If you’re coming to the party, please let me know in advance.

اگر به مهمانی می آیید، لطفاً از قبل به من اطلاع دهید.

beforehand

از قبل

Meaning: before sth. happens or is done

قبل از اینکه چیزی اتفاق بیافتد یا انجام شود

EXP:  Emma had phoned beforehand to let me know she was coming.

اِما از قبل زنگ زده بود تا به من خبر دهد که می آید.

 draw up a plan / a list

برنامه/ فهرستی را تهیه و تنظیم کردن

Meaning: prepare and write a plan or a list

برنامه یا فهرستی را تهیه کردن و نوشتن

EXP:  The researchers drew up a list demanding new standards for future research (Cambridge IELTS 8).

محققان فهرستی تهیه کردند که استانداردهای جدیدی را برای تحقیقات آتی ایجاب می‌کرد (کمبریج آیلتس 8).

intend to do sth.

 قصد انجام کاری را داشتن

Meaning: have a plan in sb. ‘s mind to do sth.

برنامه ای در ذهن داشتن برای انجام کاری

EXP:  Paul originally intended to get involved in tourism (Cambridge 1ELTS 8).

پل در ابتدا قصد داشت به گردشگری مشغول شود (کمبریج آیلتس 8).

have one’s heart set on sth.

فکر و ذکر کسی به چیزی مشغول بودن

really want to do sth.

حقیقتاً قصد انجام کاری را داشتن

Meaning: really want sth. to happen

حقیقتاً خواستار اتفاق افتادن چیزی بودن

EXP: Cindy has her heart set on having a big house.

فکر و ذکر سیندی مشغول داشتن یک خانه بزرگ است.

برای مطالعه ادامه مقاله به سایت آکادمی زبان تات مراجعه نمایید

زبان انگلیسیآزمون آیلتس
۲
۰
آکادمی زبان تات
آکادمی زبان تات
آکادمی زبان تات می‌کوشد با برگزاری دوره‌های آنلاین تخصصی، مهارت‌های چهارگانه اصلی زبان انگلیسی (صحبت کردن، گوش دادن، خواندن و نوشتن) را به ساده‌ترین شکل ممکن به زبان آموزان آموزش دهد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید