
اسم ها می توانند قابل شمارش یا غیرقابل شمارش (countable, uncountable nouns) باشند. اسمهای قابل شمارش را میتوان شمارش کرد، مثلاً یک سیب (one apple) ، دو سیب (two apples) ، سه سیب (three apples) ، و …. اسمهای غیرقابل شمارش را نمیتوان شمارش کرد؛ مثلاً هوا، برنج، آب، و …. وقتی اسم جدیدی یاد می گیرید، باید بررسی کنید که آیا قابل شمارش است یا غیرقابل شمارش. همچنین به نحوه استفاده از آن در جمله توجه کنید.
لیست انواع اسمهای غیرقابل شمارش uncountable nouns

کلیاتی که باید درباره تفاوت اسمهای قابل شمارش و غیرقابل شمارش بدانید به شرح زیر است:

اسمهای قابل شمارش خود به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) اسمهای مفرد (singular nouns)
مانند:
one group (یک گروه)، one table (یک میز)، one mirror (یک آینه)
ب) اسمهای جمع (plural nouns)
مانند:
two groups (دو گروه)، five tables (پنج میز)، three mirrors (سه آینه)
اسم های غیرقابل شمارش که به اسم های جمعی (mass nouns) نیز شناخته می شوند، قابل شمردن نیستند. آنها نیز براساس اینکه آیا قابل لمس هستند یا خیر به دو گروه تقسیم می شوند:
اسم های انتزاعی غیر ملموس هستند و نمی توانند از طریق حواس درک شوند. برای درک بهتر این نوع اسم ها، گروه های زیر از اسم های انتزاعی غیرقابل شمارش را در نظر بگیرید:
اسمهایی مانند مطالعه کردن (studying)، خوابیدن (sleeping)، آبیاری کردن (flowering)، ….
Studying is my favorite habit.
مطالعه کردن عادت محبوب من است.
Sleeping during night is much better than sleeping during day.
خوابیدن در طول شب خیلی بهتر از خوابیدن در طول روز است.
I start my day by flowering garden.
من روزم را با آبیاری کردن باغچه شروع میکنم.
اسمهایی مانند فارسی (Persian)، فرانسوی (French)، چینی (Chinese)، ….
Persian is very sweet language.
فارسی زبان بسیار شیرینی است.
French is very similar to English.
زبان فرانسوی خیلی به زبان انگلیسی نزدیک است.
Chinese is difficult to learn.
یادگیری زبان چینی خیلی دشوار است.
اسمهایی مانند فوتبال (football)، والیبال (volleyball)، تنیس (tennis)، ….
Football makes you lose weight.
فوتبال باعث میشود کاهش وزن پیدا کنید.
Volleyball is my sister’s favorite sport.
والیبال ورزش موردعلاقهی خواهرم است.
Tennis is a racket sport.
تنیس یک ورزش با راکت است.
اسم ها یی مانند ریاضیات (mathematics)، تاریخ (history)، ادبیات (literature)، ….
Mathematics makes me feel happy.
ریاضیات باعث می شود احساس شادی کنم.
History is taught in schools in a terrible way.
تاریخ در مدارس به شکل افتضاحی تدریس میشود.
Literature is more interesting than Philosophy.
ادبیات جذابتر از فلسفه است.
اسمهایی مانند مرگ (death)، خوشحالی (happiness)، بخشش (forgiveness)، ….
The death of a family member is the saddest thing that can happen.
مرگ اعضای خانواده یمان تلخ ترین اتفاق ممکن است.
For me, happiness is priority of my life.
برای من، خوشحالی اولیت زندگیام است.
Forgiveness is the first thing that I will teach to my children.
بخشندگی اولین چیزی است که به فرزندانم یاد خواهم داد.
اسمهایی مانند اطلاعات (information)، تحصیلات (education)، دانش (knowledge)، ….
I need some information about this university.
به اطلاعاتی درباره این دانشگاه نیاز دارم.
Education in this school won’t increase your literacy.
تحصیل در این مدرسه باعث افزایش سواد شما نمیشود.
Knowledge is far beyond the reach of the human mind.
دانش، بسیار فراتر از حد ذهن انسان است.
برای مطالعه ادامه مطلب و توضیحات بیشتر از لینک زیر استفاده کنید: