آداب کنسرت

یا «چگونه سرانه مصرف خودسرانه داروهای آرام‌بخش را به حداقل برسانیم»

جشنواره موسیقی فجر دوباره در راه است و شما به عنوان یک علاقه‌مند به موسیقی فرش زیر پای خود را فروخته و چند بلیط ارزان را در بالکن طبقه سوم تالار وحدت خریده‌اید تا از این رویداد مهم موسیقی کشور بهره کافی ببرید. بالاخره شب کنسرت فرا می‌رسد و هفت‌خوان پیدا کردن جای پارک در نزدیکی تالار وحدت، صف خرید آب‌زیپوی بیش از اندازه گران بوفه تالار وحدت و یک‌لنگه‌پا ایستادن تا زمان شروع کنسرت همه به خوبی و بدون حاشیه پیش می‌رود.

زنگ سالن به صدا در می‌آید و بعد از هجوم بخش عمده علاقه‌مندان به سمت دستشویی، در معیت باقی‌مانده جمعیت راهی سالن می‌گردید. پس از طی پله‌های بسیار وارد بالکن مربوطه می‌شوید اما کسی را می‌بینید که محکم سر جای شما نشسته است. بعد از بیست و پنج بار چک کردن بلیت خود و مطمئن شدن از این که حق با شماست از فرد مذکور خواهش می‌کنید صندلی را به شما پس بدهد اما متوجه می‌شوید که زوج خوش‌بختی در خرید بلیت بدشانسی آورده و بینشان فاصله افتاده است. پس با روی خوش جای اندکی بهتر خود را واگذار کرده و پشت سر مردی با موهای آفرو و کله‌ای به قاعده یک توپ یوگا می‌نشینید و به سقف خیره می‌شوید.

سقف
سقف


صحنه تاریک می‌شود و نوازندگان در میان تشویق شل و از سر تکلیف حضار وارد صحنه می‌شوند. بعد از کوک کردن سازهایشان بالاخره جمعیت ساکت می‌شوند که ناگهان صدای هولناکی سالن را پر می‌کند ...

کودک بدبخت زوج خوش‌بخت
کودک بدبخت زوج خوش‌بخت


ظاهرا زوج خوش‌بخت، کودک بدبختی را به همراه خود به کنسرت آورده‌اند که کودک نیز مشخصا از اولین مواجهه با هنر اعلای اجرای موسیقی چندان خوشحال نیست. بعد از جاخوردن نوازندگان و خنده عصبی حضار، مادر پستانک را در دهان کودک تعبیه می‌کند و اجرا شروع می‌شود.

به ناگاه از سمت چپ شما بوی نارنگی به هوا برمی‌خیزد. در همین حین شخص دیگری را می‌بینید که با آیپد پروی ۱۳ اینچی مشغول عکس‌برداری با فلاش و کور کردن سایرین است. مامورین سالن نیز - مسلح به لیزرهای کشنده و دوربرد - خیلی جدی مشغول شکار روسری‌های افتاده، فیلم‌برداری‌های غیرمجاز و اپیلاسیون تمرکز زائد شما به وسیله لیزر هستند.

سایز مهم است.
سایز مهم است.


اما این همه ماجرا نیست. در نزدیکی شما فردی در حال لذت بردن از لحظات پایانی عمرش بر اثر سرفه‌های چرکی ذات‌الریه است. عکاسان محترم تا انتهای کنسرت لاینقطع شاتر می‌زنند. چند صندلی آن طرف‌تر تلفن همراه کسی زنگ می‌خورد و در کمال ناباوری مشغول مکالمه‌ای طولانی می‌شود. حوصله برخی از موسیقی سر رفته و در حال چک کردن تلگرام و اینستاگرام با حداکثر نور صفحه نمایش هستند. عده‌ای به عنوان تشویق جیغ می‌زنند و انسان بانمکی از اول کنسرت یک‌بند اسم کوچک یکی از نوازندگان را در بین قطعات عربده می‌کشد. بهتر از همه کودک مورد علاقه‌تان نیز پستانکش را روی سر پایینی‌ها تف کرده و بدون مزاحم مشغول گریه است.

این داستان خیالی نیست

چیزهایی که خواندید سرگذشت کمابیش تکرارشونده من در اغلب کنسرت‌ها به عنوان یک علاقه‌مند پیگیر موسیقی است. سرگذشتی که باعث می‌شود نه فقط من بلکه خود افراد ذکر شده هم به اندازه کافی از موسیقی و اجرای موسیقی لذت نبرند. کنسرت یک تجربه جمعی و یک بده‌بستان میان شنوندگان و گروه موسیقی است و حالت آرمانی آن زمانی حاصل می‌شود که شنوندگان و نوازندگان با هم به نوعی هماهنگی احساسی برسند. همان قدر که شنونده بی‌حوصله و نااهل باعث افت کیفیت اجرای نوازنده می‌شود، شنونده همراه و پر ذوق، نوازنده و به تبع آن خود را به وجد می‌آورد.

به باور من مشکل از آن جایی شروع می‌شود که مواجهه ما با اجرای موسیقی، در عروسی‌ها و معدودی کنسرت پاپ خلاصه می‌شود و یاد نگرفته‌ایم در برخورد با انواع موسیقی جدی چه عکس‌العملی باید نشان دهیم. هر نوع موسیقی و کنسرت آداب مخصوص به خود را دارد - مثل Olé گفتن شنوندگان حین یک کنسرت فلامنکو - که بهتر است قبل از حضور در سالن درباره‌اش مطالعه کنید. آن چه در ادامه می‌آید توصیه‌هایی عمومی برای جلوگیری از کشته شدن و احیانا لذت بردن بیشتر خودتان است.

موسیقی خیلی جدی
موسیقی خیلی جدی


آداب عمومی کنسرت

  1. به موقع وارد سالن شوید. دیر رسیدن، صدای باز و بسته شدن در سالن و از روی سر سایرین رد شدن تمرکز نوازندگان و شنوندگان را به هم خواهد زد.
  2. ساکت، نامرئی و بی‌بو باشید! جز در مواقع تشویق در انتهای قطعات یا بعد از تکنوازی‌های طولانی یا بداهه در کنسرت‌های غیرکلاسیک مثل جز یا راک، سایرین نباید متوجه حضور شما شوند. به جز صدا، بوی شدید سیگار، عطر یا نارنگی هم به همان اندازه ممکن است تمرکز دیگران را از بین ببرد. دقت کنید که در این دو ساعت شما قرار نیست در مرکز توجه باشید.
  3. آن گوشی لعنتی را خاموش کنید و بگذارید کنار. حالا یک فیلم یا لایو کوچک اشکالی ندارد ولی گلاب ماجرا را در نیاورید. شما خبرنگار یا فیلم‌بردار نیستید، سعی کنید از خود اجرا لذت ببرید. اگر هم زنگ خورد اشکالی ندارد. فقط سریعا خاموشش کنید و دیگر هرگز در هیچ کنسرتی شرکت نکنید.
  4. در صورت بیماری به سالن کنسرت نیایید. علاوه بر صدای عطسه، سرفه، فین و نفخ، دو ساعت پراکندن ویروس در یک سالن دربسته نهایت بی‌مسئولیتی است.
  5. کودک خود را به سالن کنسرت نیاورید. هم کودک بیچاره را به خاطر دو ساعت ساکت یک جا نشستن عذاب می‌دهید و هم ممکن است شدت صدای سالن یا نور لیزرها و فلاش‌ها برای گوش‌ها و چشم‌هایش مناسب نباشد. مسئولین محترم سالن‌های کنسرت ظاهرا توجهی به این موضوع ندارند. خودتان احساس مسئولیت کنید.
  6. به گروه موسیقی توجه کنید و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. اگر شما را دعوت به دست زدن می‌کنند، همراهی‌شان کنید. اگر نسبت به سر و صدای شما عکس‌العمل مثبت نشان می‌دهند، با خیال راحت عربده بکشید. اگر صبر می‌کنند تا سالن کاملا ساکت شود و بعد یک قطعه را شروع کنند، زودتر ساکت شوید و جیکتان در نیاید. اگر از شما با اجرای قطعه‌ای خنده‌دار طلب خنده می‌کنند، مهربان باشید و بخندید. در کنسرت‌های راک و پاپ برای قطعه‌های آرام و عاشقانه محض احتیاط فندک همراهتان باشد.
  7. کنسرت‌های موسیقی کلاسیک مثل عمل جراحی مغز دقیق، حساس و پر از آداب و رسوم بی‌معنی هستند که باید رعایت کنید. مثلا نباید بین موومان‌ها یا همان بخش‌های فرعی یک قطعه دست بزنید. اگر قطعه‌ها را نمی‌شناسید، صبر کنید ببینید پیرمرد و پیرزن‌های ردیف اول چه کار می‌کنند. اگر دست زدند که معطل نکنید، اما اگر کسی دست زد و آن‌ها با تکان سر ابراز تاسف کردند، شما هم بغل دستی‌هایتان را با تکان سر و ابراز تاسف ضایع کنید. یا مثلا رهبر ارکستر باید بعد هر قطعه برود بیرون. اگر دست زدن را قطع نکنید، رهبر ارکستر فلک‌زده هی باید بیاید داخل و برای شما تعظیم کند و باز برود بیرون. دوباره به همان ردیف اول اقتدا کنید و سر تکان دهید.
  8. جان عزیزتان بیش از اندازه هیجان‌زده نشوید و هر اجرایی را ایستاده تشویق نکنید. حالا مرام و معرفت و مهمان‌نوازی سر جای خود، تشویق ایستاده یعنی اجرا فوق‌العاده بوده و اگر همه اجراها فوق‌العاده باشند یعنی هیچ اجرایی فوق‌العاده نیست. این کار دقیقا مثل «استاد» «استاد» بستن به ریش همه است. پس‌فردا یکی از همین «اساتید» از شاگردانش طلب شهریه دلاری می‌کند و حالا بیا و درستش کن.
  9. علی‌ای‌حال اگر از کنسرتی خوشتان آمد می‌توانید در انتهای کنسرت با اصرار به دست‌زدن‌های منظم، گروه موسیقی را مجبور به اجرای مجدد قطعه آنکور یا بیز کنید که جفتش یکی است. خود نوازندگان هم معمولا بدشان نمی‌آید و احتمالا قطعه‌ای را از پیش آماده کرده‌اند. البته این به شرطی است که صاحب سالن هم حوصله داشته باشد و چراغ‌ها را خاموش نکند.

و در پایان سعی کنید که از تجربه ایجاد شده لذت ببرید. رعایت هیچ کدام از آداب بالا مانع لذت‌بردنتان نخواهند شد. مگر در مورد موسیقی کلاسیک که خوب دندتان نرم. ناسلامتی آمده‌اید کنسرت موسیقی کلاسیک. کماکان مثل ردیف اول عصاقورت‌داده بنشینید و در مواقع لزوم سرتان را تکان دهید!