مشارکت و تقسیم کار خانگی از دید یک فمینیست

در یک تحقیق نشان داده‌شده که 70 درصد مردان متأهل معتقدند که کارهای خانه را به صورت اشتراکی انجام می دهند. این در حالی بوده که تنها 50 درصد زنان گفته اند که کارهای مربوط به خانه به‌صورت اشتراکی انجام می شود. این اختلاف 20 درصدی اختلاف بزرگی ست و حاکی از آن است که دیدگاه زنان و مردان نسبت به انجام کار خانگی بسیار متفاوت است. و تا زمانی که این تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد طبیعتاً نمی توان به توافق درستی برای مشارکت در کار خانگی رسید.

در وهله‌ی اول باید تعریف درستی از کارخانگی داشته باشیم. کارخانگی شامل اداره امور خانه، مدیریت وظایف و کارهای مربوط به اجرای وظایف هست. به بیان ساده تر کارخانگی به چهار قسمت عمده تقسیم می شود: برنامه‌ریزی، مدیریت، انجام کارها و نظارت. بطور کلی کارخانگی شامل حسابداری وضعیت مالی، خرید، برنامه‌ریزی زندگی، تمیزکاری، آشپزی، تعمیرات و نگهداری از خانه، مراقبت از فرزندان و.. ست.


نکته‌ی قابل توجه در مورد کارخانگی مسئله‌ی "بار روانی" ست. بار روانی به صورت خلاصه به این معنی ست که اکثر مردان صرفاً در بخش انجام کارها و شاید نظارت مشارکت دارند اما کماکان مدیریت و برنامه‌ریزی کارها بر روی دوش زنان است این بدین معنی ست که زنان علاوه بر انجام و نظارت بر کارها مسوولیت برنامه‌ریزی و مدیریت وظایف را نیز برعهده دارند که به پیچیدگی کاری که زنان در خانه انجام میدهند اشاره میکند.

چیزی که مشخص است این است که مردان بر اساس آموزه های فرهنگی واجتماعی که در نهاد خانواده و اجتماع دیده اند یا حتی بر اساس سیستم مغزی تنها کاری را انجام میدهند که مستقیما از آنها درخواست شده و نه بیشتر. اینجا همانجایی هست که ما در تعریف مشارکت در کار خانگی به مشکل بر میخوریم. مردان زیادی هستند که معتقدند در کارهای خانه مشارکت دارند اما اگر از همسرشان بپرسید ممکن ست چیزی خلاف این بشنوید.

قسمت دیگری از این تفاوت دیدگاه به مسائل مالی، خرید و تعمیرات خانه بر می گردد که بیشتر بر عهده ی مردان است و عملا در ذهنیت ما جز کارخانگی به حساب نمی آیند اما در تعریف کار خانگی هستند. خود همین موارد هرچند کم، میتواند زمان زیادی را به خودش اختصاص بدهد. باید موارد این چنینی رو هم در مشارکت در کارخانگی و تقسیم وظایف لحاظ کرد

از مشکلات و مسائلی که تقسیم نامتوازن کار خانگی به وجود می آرود می توان به عدم رضایت در ازدواج و استرس ناشی از آن اشاره کرد. یکی از دلایلی که زنان از عدم مشارکت مردان در کار خانگی ناراضی هستند این است که به تنهایی از پس همه ی کارها بر نمی آیند و مدیریت سخت کارها باعث می شود که همیشه یک کار نیمه تمام برای فردا باقی بماند و این کارهای نیمه تمام هیچ وقت تمامی ندارند. در نتیجه گاهی مسائل ناخوشایندی به وجود می آیند مثل اینکه لباس ها نشسته باقی می مانند و تازه زمانی متوجه می شویم که یک قرار کاری مهم داریم و لباس رسمی مناسبی شسته شده و اتو کشیده نیست؛ اینجاست که حساسیت ها و فشارها بالا می رود و باعث ایجاد سوتفاهم و درنتیجه درگیری می شود و جمله ای که شاید به گوش خیلی از ما آشنا باشه می شنویم:« پس تو توی این خونه چیکار میکنی؟»

حالا قدم اول برای اینکه بتوانیم مشارکت درستی که رضایت طرفین را در یک رابطه داشته باشیم چیست؟

مشارکت کردن به جای کمک گرفتن

قدم اول این است که بجای کلمه ی "کمک گرفتن" از کلمه ی "مشارکت داشتن" استفاده کنیم. خانم های زیادی هستند که می گویند همسرم در کارهای خانه به من کمک می کند یا کمک نمی کند. مشکل این عبارت در این است که ما به صورت پیش فرض پذیرفتیم که کار خانگی مختص زن و وظیفه و مسوولیت زن هست؛ اما از انجایی که فشار کاری زیاد است و زن نمیتواند مسوولیتش را به خوبی و تمام و کمال انجام دهد از همسرش «کمک» می گیرد. در نتیجه مردهای زیادی هستند که در کار خانه مشارکت دارند اما تا جایی که از آنها درخواست شود و نه بیشتر. چون ماهیت کمک کردن همین است.

اما زمانی که از کلمه ی مشارکت استفاده کنیم یعنی خودمان را در کاری شریک میدانیم و احساس مسوولیت نیز همراه آن است؛ چه درخواستی برای انجام آن کار باشد و چه نباشد.

قدم های بعد یک دستورالعمل کلی هست که در رابطه ی من و همسرم تا حدودی راهگشا بوده است:

اولویت بندی به عنوان یک زوج

بنشینید و باهم صحبت کنید. در مورد اینکه چه چیزهایی برای شما مهم هست و چیزهایی که برای شما اولویت دارد؛ مثلا برای یک فرد تمیز بودن محیط خانه اهمیت بالایی دارد اما برای پارتنرش آنقدرهم مهم نیست. پس برای یک نفر تمیزی اولویت هست و برای دیگری نیست. اینجاست که تضادها و سوتفاهمات پیش می آید؛ اما اگر در موردش صحبت کنید حداقل یک بینش درست در مورد خواسته های هم نسبت به کارهای خانه پیدا می کنید.

از مثال های دیگر می توان به تهیه ی غذا اشاره کرد. اگر بخوایم تهیه غذا را به سه دسته ی غذاهای زمانبر مثل پلو قیمه، غذاهای نیمه آماده و غذاهای آسان مثل کنسرو و کوکو سبزی و در نهایت غذای بیرون تقسیم کنیم؛ می توان بر اساس اولویت برای انتخاب غذا به تصمیم گیری خوبی در مورد تهیه و پخت و پز برسیم. با این کار حساسیت ها و در نتیجه بار روانی در مورد آشپزی کاهش پیدا می کند.

در مورد تمیزکاری با ابراز احساسات و اشتراک گذاری ایده ها در مورد گردگیری، شست و شو و... میتوان به خواسته های یکدیگر پی ببریم. مثلا برای یک نفر تمیزکاری حمام و توالت هر سه روز یکبار باید انجام شود اما همسرش فکر میکند که هر دو هفته یکبار برای تمیزکاری سرویس توالت و حمام کافی ست. حال سه راه پیش رو دارند: اول باهم در مورد کثیف بودن حمام و توالت بحث کنند وبه یک دیگر برچسب بی مسوولیتی یا حساسیت بیش از حد بزنند، دوم یکی از این دو شخص حس اینکه تنها کسی ست که مسوولیت پذیر است و باید کارها را انجام دهد با خود داشته باشد و چیزی نگوید، یا اینکه شخص اول در مورد خواسته اش نسبت به تمیز بودن محیط حمام و توالت صحبت کند و نظر پارتنرش را بخواهد. در نهایت دو شخص با درک درستی از خواسته و تصور ذهنی از تمیزکاری محیط میرسند.

توافق بر سر کارها و وظایفی که دوستشان ندارید

طبیعتا همه ی ما یکسری ترجیحات شخصی برای انجام کارهای محیط زندگیمان داریم؛ مثلا یک نفر عاشق آشپزی ست اما از ظرف شستن متنفر هست. با همسرتان بنشینید و کارهایی که دوست ندارید انجام بدهید را بنویسید و بر سر انجام این کارها به توافق برسید.

حال اگر کاری هست که جفت شما دوست ندارید که انجامش دهید، باز هم میتوانید به یه توافق درستی برسید، مثلا آن کار را نوبتی انجام دهید.

منعطف باشید

طبیعتا وقتی به توافق میرسیم که کارها را به صورت مشارکتی انجام بدهیم، هر شخص شیوه ی خاص خودش را برای انجام کارها دارد. مثلا برای یک شخص شستن ظرف ها هر دو یا سه روز یکبار مقدور هست، یا یک نفر تصمیم دارد غذای یک هفته کامل را در یک روز بپزد و فریز کند. اگر حساسیت بالایی ندارید بگذارید کارها را به شیوه ی خودش انجام دهد. اما اگر حساسیت شما در بعضی موارد بالاست بهتر است آن کارها را خودتان انجام دهید.

زمانبندی و برنامه ریزی برای هفته داشته باشید

همیشه هفته هایی هست که بیش از اندازه برنامه و کار بر سرمان ریخته. مثلا زمان امتحانات دانشگاه، جلسات مهم کاری نزدیک تحویل پروژه، یا حتی زمانی که یکی از شما دوتا مریض هست و... در این زمان ها برنامه ی انجام کارهای خانه به طبع شرایط تغییر میکند و از پس کارها برامدن ممکن است سخت و استرس زا باشد. پیشنهاد من این است که تا جای ممکن برنامه ریزی داشته باشید؛ مثلا اگر این هفته قرارهای کاری زیادی دارید با همسرتان در میان بگذارید تا برای انجام کارهای خانه یک "پلن بی" بچینید.

اگر طبق برنامه پیش نرفتید چه؟

این قسمت نیز برای خودش می تواند بسیار دردسرساز و تنش زا باشد. به خودتان زمان بدهید و باهم صحبت کنید. وقتی به سمت روندهای جدید برای هرکاری پیش می روید خیلی بیشتر شکل آزمون و خطا دارد و ممکن است که در این مسیر نتوان طبق برنامه پیش رفت؛ خصوصا در مورد کار خانگی. بجای ایجاد تنش و سرکوفت زدن و پا پس کشیدن ببینید چرا کارها طبق انتظار پیش نرفته است. ممکن است یک نفر برای انجام یک کار دو ساعت زمان درنظر گرفته باشد ولی ان کار پنج ساعت زمان نیاز داشته در نتیجه کار نصف و نیمه رها شده.

و پیشنهاد آخر برون سپاری کنید

زندگی های اکثر ما کارمندی ست. مسوولیت و وظایف شغلی ما زیاد است و زمان زیادی از روزمان را خارج از محیط خانه هستیم و درنتیجه خسته ایم. در این زمانها بهتر است کارهایی مثل نظافت را به دست شخص سومی مثل خدمتکار بسپرید. هم بار روانی کمتری رو متحمل میشوید و هم رضایت نسبی خوبی از وضعیت کارهای منزلتان به دست می اورید.

در نهایت منتظر نظرات و پیشنهادات شما، همچنین تجربیات شما هستم.

امضا

وستری