ویرگول
ورودثبت نام
تینک
تینکدر پی یافتن پرسش‌ها، هرگز به یک شیوه اندیشیدن اعتماد نکن!| تلگرام: @thinkamh
تینک
تینک
خواندن ۵ دقیقه·۴ ساعت پیش

درباره این روزها: چرا نباید درگیر شد؟

تقریبا تمام کسانی که اخبار اقتصادی و سیاسی ایران را از سال گذشته دنبال می‌کردند، می‌دانستند که ایران به طور قطعی در امسال با اعتراضات و شورش‌های خیابانی مواجه می‌شود؛ اعتراضات از این بابت که مثل روز روشن بود که افزایش تورم از کانال 30 درصد به 50 درصد در یک‌سال و نیم و تقریبا دو نیم برابر شدن قیمت دلار در این بازه زمانی، دیر یا زود وضعیت را به یک شورش می‌کشاند.

نکته اما این بود که جنگ دوازده روزه و واکنش خونسرد و توام با آرامش مردم در طول آن و همچنین وضعیت نیمه جنگی ساخته شده در شش ماه اخیر، باعث شده بود تا کم‌کم این تفکر که در شرایط جنگی جامعه ایران وارد درگیری‌های داخلی و اعتراضات نمی‌شود در بین تحلیلگران داخلی و خارجی رایج شود. برای مثال روزنامه وال‌استریت ژورنال در اولین واکنش نوشته است:

       برخلاف پیش‌بینی بسیاری از کارشناسان که معتقد بودند حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران موجب همبستگی عمومی با حاکمیت می‌شود، تحولات اخیر مسیر دیگری را نشان می‌دهد.

در واقع اگر بخواهم رک و راست بگویم، کمتر کسی فکر می‌کرد که جامعه ایران آنقدر از نظر اقتصادی مورد فشار قرار بگیرد که در شرایط نیمه‌جنگی نیز خواهان تغییرات بنیادین سیاسی و همچنین مطالبات اقتصادی خود باشد؛ چرا که اولا این ایرانیان می‌دانند که کارهایشان می‌تواند منجر به یک جنگ بزرگ دیگر شود و دوما، زمانی که برای اعتراضات انتخاب شده بهانه مناسبی برای واکنش شدیدتر به این اعتراضات را  به حکومت می‌دهد.

 

اما فارغ از همه این‌ها، ما شاهد این درگیری‌ها هستیم و اگر شدت و گستردگی این درگیری‌ها بیشتر شود، خطر حمله نظامی مجدد هم وجود دارد. حمله‌نظامی که قطعا محدود به اهداف نظامی و شهری نخواهد ماند و منجر به آسیب‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های فرسوده و تحت‌فشار آب، برق، گاز و صنعت کشور می‌شود؛ چرا که دور دوم جنگ قرار نیست تکرار مجدد جنگ دوازده روزه باشد.

در چنین شرایطی، خوب است که همه کسانی که به نوعی شهروندان این کشور هستند نوع کنشگری خود را در رابطه با این مسئله تعیین کنند و کمی بیشتر فکر کنند؛ چرا که هم‌اکنون آنچه که در عمل درحال وقوع است و گسترش می‌یابد، نه اعتراضات معیشتی و مطالبه برای تغییرات اقتصادی و یا سیاسی که اعتراضات و مطالباتی برای تغییرات به نفع بازگشت نهادسلطنتی است.

درواقع، جامعه‌ی معترضین و شورشیان در تلاش برای بازگرداندن ایران به ایران پیش از سال 1357 هستند. ایرانی که از ویژگی‌هایش این بود که جامعه هیچ حق انتخابی در تعیین سیاستمداران خود نداشت، رشد اقتصادی خیالی‌اش در تهران بود و فاصله طبقاتی در آن بیداد می‌کرد و فساد آن دوران نیز دست کمی از آنچه که امروز وجود دارد نداشت.

در این ایرانی که سلطنت‌طلبان خواهان آن هستند، ما حرف‌های قشنگی درباره تورم یکی دو درصدی می‌شنویم؛ اما هرگز نمی‌شنویم که بالاترین ضریب‌جینی تاریخ ایران در همان دوره اتفاق افتاد و رکود اقتصادی، درحال بلعیدن اقتصاد کشور بود. ما حرف‌های قشنگی هم درباره اینکه در طی چهل سال اخیر مجلس و دولت خوبی نداشته‌ایم و رای مردم به رسمیت شناخته نمی‌شده است می‌شنویم؛ اما هیچ‌کس نمی‌گوید که در مدینه فاضله این عزیزان، ملت وکیل نمی‌خواهد که قرار باشد بر روی حرف اعلی‌حضرت همایونی قانون بنویسد!

در حقیقت، آنچه که این گروه و رسانه‌های خارجی نظیر ایران اینترنشنال از آن حمایت می‌کند، نه یک حرکت رو به جلو که یک عقب رفتن تاریخی است؛ چراکه در صورت بازگشت نظام سلطنتی در ایران و بازتوزیع رانت‌های اقتصادی موجود در اقتصاد ایران که منجر به این وضعیت وحشتناک و ضدملی شده است، موجب تثبیت وضعیت فعلی می‌شود.

نکته دیگری که این گروه مطرح می‌کند هم این است که اعتراضات رهبر می‌خواهد. برای همین هم است که ما دنباله‌رو این «شاه» از پیش تعیین شده هستیم و به طور مداوم هم بر این موضوع تاکید می‌کنند که هیچ شخصیت سیاسی دیگری برای اتحاد حول آن وجود ندارد. این درحالی است که اولا تغییر نظام سیاسی با وجود بودن این شخص در مقابل نظام عملا غیرممکن است.

در همه اعتراضاتی و انقلاب‌های جهان، مهم‌ترین عاملی که در سقوط و فروپاشی  نظام سیاسی تعیین کننده است موضعی است که نیروهای نظامی دارند. در ایران امروز، ما شاهد دو نیروی نظامی بسیار قدرتمند به نام سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی هستیم که در تمام 47 سال گذشته از ایران دفاع کرده‌اند.

هردو این نیروها، عمدتا در اثر گذشت زمان ارتباط نزدیکی با شخصیت‌های سیاسی و اقتصادی کشور برقرار کرده‌اند. ارتباطات نزدیک این نیروها، تغییرات ساختاری در آنها و همچنین نگرانی اشخاص از آینده منافع خود و کشور، موجب می‌گردد که تا انعطاف‌پذیری کمی نسبت به تغییرات سیاسی داشته باشند و بعید است که از آقای پهلوی حمایت کنند.

دومین موردی که وجود دارد این است که هدف از تغییر نظام سیاسی چیست؟ تشکیل یک نظام سیاسی بهتر!

حال سوال این است که چطور قرار است شخصیتی که همه پیشاپیش او را «شاه» می‌نامند، بیاید و برای ما نظام سیاسی‌ای بسازد که در آن دیکتاتوری وجود ندارد؟ این شخصیت حتی اگر خودش هم نخواهد تبدیل به دیکتاتور جدید ایران شود، با وجود اطرافیان و شخصیت‌هایی که دور خود جمع کرده است، تبدیل خواهد شد.

بنابراین، من نه تمایلی به تکرار گذشته تاریک و تار ایران را دارم، نه می‌پذیرم که وضعیت فعلی ایران وضعیت مورد پسندی است و نه از چاه فعلی در چاله پادشاهی جدید می‌افتم و معتقدم که در صورت وقوع خیالات سلطنت‌طلبان، ما نه تنها به ثبات و توسعه نمی‌رسیم که در یکی دو سال، وارد یک جنگ داخلی شدیدتر می‌شویم.

بنابراین بهترین گزینه ممکن در زمان فعلی حرکت به سمت گسترش آزادی‌های فعلی و برقراری حاکمیت قانون در این کشور است و حتی درصورت تغییر نظام سیاسی نیز، تنها راهی که می‌توان جامعه ایرانی را از درگیری داخلی نجات داد و به توسعه رساند، برقراری یک نظم دموکراتیک‌تر و قانون‌مندتر از نظم فعلی است که بتواند با چابکی منافع ملی کشور را پیگیری کند و من، به عنوان شهروندی که دنبال منافع کشورم و خودم هستم، دلیلی برای تبدیل شدن به گوشت دم توپ کسانی که شغل‌شان «مبارز سیاسی» است ندارم!

درواقع، آنچه من می‌بینم از این اعتراضات، حرکت به سوی گذشته است؛ آن هم در حالی که دیگر آن جهانی که مردم 57 در آن زیست می‌کرده‌اند وجود ندارد و ما هم، برای عبور از بحران‌ها نیاز به حرکت به سوی آینده داریم.

یک نکته هم به انقلابیون منتظر بی‌بی نتانیاهو بگم که رسانه موساد رسما اومده و حرف زده و گفته اگه میخواید آزادی‌تون رو به دست بیارین باید حداقل 800 هزار نفر ایرانی کشته بشن؛ خلاصه که بسم‌الله میخواین کشور رو درگیر جنگ داخلی کنین ارباب گرامی دستورش رو بهتون داده!

نظام سیاسیشورشایران
۳
۰
تینک
تینک
در پی یافتن پرسش‌ها، هرگز به یک شیوه اندیشیدن اعتماد نکن!| تلگرام: @thinkamh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید