مدتیه که ذهنم در عین شلوغ بودن پوچه هرچند حرف برای گفتن زیاده اما نمیخوام به مشکلات و سختی ها با نوشتن پر و بال بدم که یه وقت فکر کنن خیلی برام عزیزن و قصد رفتن نداشته باشن . پست های بچه ها رو میخونم ولی به طرز عجیبی قسمت کامنت ها برام بالا نمیاد و نمیتونم هم کامنت بزارم !!! برای خوندن کامنت ها مجبورم از اکانتم خارج بشم و بدون ورود به اکانت کامنت ها رو بخونم ... نمیدونم دلیلش چیه !
راجب چالش کتابخونه دیدم و واقعا خوشم اومد جالب بود ، تعداد اندک کتاب های غیر درسیم که یه توی یه قسمت از کمد لباسیم دارن خاک میخورن هی میگفتن بیا از ما بگو ... ولی خب بچه های خوب و کم توقعی ان و راحت گول میخورن و تونستم با وعده الکی اینکه وقتی بعد کنکور کلی کتاب جدید گرفتم از همه شون عکس بزارم ، آروم شون کنم . از اون طرف حجم انبوه کتاب های درسی که اشراف زاده های اتاق ان با پرو رویی دستور صادر کردن که از اونها بگم . حتی فرمول بیست های یازدهم هم از ته کمد زیری میز داد میزدن که ماهم هستیمااا !!! اما خب رئیس من بودم و به همه شون گفتم نه . آخه مثلا بیام بگم خب ایشون که میبینید کتاب جامع آی کیو زیسته ، تعداد تست هاش برای هر فصل و پوشش دهی مباحثش عالیه ، پیشنهاد میشه حتما جز منابع اصلی تون باشه ! یا مثلا از موج آزمون شیمی میذاشتم و راجب اینکه چقدر درسنامه جمع بندیش خوبه میگفتم ؟ البته خب حقیقتا دلم میخواست از نردبام ریاضی دهم بزارم و راجب خاطرات قشنگمون بگم ولی کتابای زیست یکم قلدرن ممکن بود بعد اذیتش کنن ، همین طوریشم کنار هم نمیذارمشون که یه وقت اون جلد چاق پاسخنامه زیست جامع این طفلکو له نکنه ... حالا قید بقیه کتاب کارا رو بزنیم ، جزوه ها هم یکم زیادی پرو شدن ، فکر میکنن چون یه قفسه و نصفی جا گرفتن میتونن حرف بزنن ... این وسط البته یه قدردانی ویژه دارم از کتاب های مدرسه ام که هیچوقت هیچ ادعایی نداشتن به خصوص کتاب های سال دوازدهم که از تنبلی زیاد حتی زحمت فنر کردن شون هم به خودم ندادم البته به غیر از زیست ، این کتابه زورش از من ِ رئیس هم بیشتره . تازه زیست دوازدهم امر کرده بود که حتما فنر رنگی سفارشی آبی براش بزنم که با جلدش ست بشه و چون میخواست اندامش طبق معیار های زیبایی چین باشه اجازه نداد برگه اضافه بزنم بین صفحات و حکم صادر کرد که نکات اضافه رو توی کلاسور وارد کنم . چیکارش کنم دیگه زیسته ! ولی کاش یکم از ریاضی یاد میگرفت ، کتاب درسی ریاضی دهم علنا یه ابزار برای شمشیر بازی توی مدرسه بود ، خودش میدونست به درد نمیخوره و با تمام وجودش موقع شمشیر بازی تلاش میکرد ، آثار زخم هایی که از اون موقع برداشته هنوز به تنش مونده و الانم ته ته کمد زیریه و هیچوقت هم هیچیی نگفت . یهو یاد فرمول بیست های عمومی دوازدهم افتادم ، این بنده خداها اینقدر ازم میترسن صداشون هیچوقت در نمیاد و خودشونو زیر کتاب درسی های مدرسه قایم میکنن به خصوص فرمول بیست ادبیات ، آخه هر بار که بازش میکنم کنارش جزوه دبیر مون هم باز میکنم و هی با خودکار قرمز خط میکشم رو یه سری مطالبش و مینویسم "اشتباهه !" اونم روش نمیشه چیزی بگه و تن به خودکار قرمز خوردن میده حالا اگه زیست بود رسوای دو عالمم میکرد . همینجوریشم زیست جامع سر اینکه برای مباحث پایه روی آی کیو و نشر الگوی تک پایه تمرکز کرده ام و تست های ایشونو یکی در میون زدم روزی صدبار غر میزنه حالا فکر کنید خودکار هم بکشم توش ... خداروشکر به آی کیو فیزیک بدبخت که تعداد تیک های کنار سوالاش (به معنای حل شده) زیاده حسادت میکنه وگرنه نمیذاشت با مداد هم کنار سوالاش تیک بزنم ... حرف از فیزیک شد ... این کتاب خدا زده رو اینقدر فنر بندیش نکردم که به چهار قسمت مختلف تقسیم شد و کارش به اورژانس کشید ... از چرت و پرت هایی هم که با ماژیک روی جلدش نوشتم که بهتره چیزی نگم ... دارم کاملا محسوس از شیمی چیزی نمیگم اینقدر که تو دل نرو عه هرچی بخونیش کمه و همیشه هم غر میزنه که چرا به اندازه زیست بهش اهمیت نمیدم (البته در غیاب زیست وگرنه اگه زیست بفهمه خون به پا میکنه) . جرعتم ندارم بهش بگم عزیز دلم ضریب جنابعالی 9 عه ولی زیست ضریبش 12 عه چون شنیدن این جمله در کسری از ثانیه موجب افت شدید درصد های شیمی میشه . به کل فراموش کردم راجب مارکوپولو (شامل کنکور های سال های گذشته) بگم ، یک عدد فرشته که دلم نیومد بزارمش توی این هیاهو و یه جای امن نگهداری میشه و کلی هم پوشه و برچسب و خدمات رفاهی جداگونه و البته محرمانه بهش تعلق گرفته که امیدوارم زیست نفهمه ، از ترس اینکه یه وقت بقیه بفهمن ، هرگونه ارتباطی رو بین شون قطع کردم و حتی نکات مارکوپولو رو توی کلاسور نکات نمینویسم که یه وقت بویی نبرن بقیه کتاب ها . این اخر کاری هم بزارید یکم از ای کیو جامع ریاضی بگم که فقط سر اینکه چاپ سال قبله بنده خدا هیچی نمیگه البته تا قبل اینکه بازش کنی ، یه سری سوال های علامت دار بنفش رنگ (رنگ عشق) داره که از شدت دلبریش(شما بخونید سختیش) ادم رو به جنون میرسونه ولی بازم چون ریاضیه ، عزیزه .
حالا که تا اینجا گفتم بزارید در گوشی راجب یکی از کتاب های غیر درسیم هم بگم ؛ کتاب آینه در آینه که مجموعه از اشعار شاعر عزیز هوشنگ ابتهاجه ، این کتاب یه هدیه بود که برای یه نفر گرفتم ولی چون هیچوقت دیگه همدیگرو ندیدیم ، نشد کتاب رو بهش بدم و خودم صاحبش شدم ، یکی از شعر هاشو نوشتم رو برگه (بابام نوشته ، خط من تعریفی نیست ) و چسبوندم به میزم که البته باید بگم شاهد اعتراضات زیادی از طرف مجموعه نکات اشراف زاده ها بودم که با جدایی جغرافیایی از شدت تنش ها کم کردم .





پ ن 1 : خیلی زیاد شد بچه ها ، شاید باورتون نشه ولی اصلا قرار نبود اینقدر بنویسم یهویی هی کلمات اومدن و تازه از خیلی چیزا فاکتور گرفتم و نتیجه این شد .
پ ن 2 : کسی میدونه چرا کامنت هام این شکلی شده ؟