فصل سوم نقطه آغاز فراگیری گیم آف ترونز بود و تعداد بینندگان آن نسبت به دو فصل گذشته خود افزایش فراوانی داشت.

پاییز در حال پایان است و چیزی به زمستان نمانده، مردم باید خود را برای سرما و یخبندان آماده کنند ولی هفت قلمرو وستروس بجای آماده شدن برای زمستان درگیر جنگهای داخلی شده.
Renly که شانس زیادی برای پادشاه شدن داشت با کشته شدنش توسط ملیساندرایِ جادوگر باعث شد که متحدانش به سمت جافری کشیده شوند و جافری یک پیروزی بزرگ در راه ثبات قدرتش با هم پیمان شدن با خاندان تایرل به دست آورد.
و البته پایتخت با کمک تیریون پسر کوتولهی تایوین لنیستر توانست در مقابل استنیس هم پیروز شود تا جایگاه جافری پسر نفرت انگیز سرسی را از همیشه محکمتر شود و اکنون جافری و البته پدر بزرگ قدرتمندش تایوین بزرگترین ارتش وستروس را در اختیار دارند.
در سوی دیگر راب استارک به یک جنگجوی فوقالعاده تبدیل شده و در همهی جنگهای پیش رویش تابحال پیروز میدان بوده ولی او قولش را برای ازدواج با یکی از دختران خاندان Frey زیر پا گذاشته و اکنون خاندان فری دل خوشی از او ندارند و از طرفی هم زادگاه خودش یعنی شمال را از دست داده و اکنون شمال در اشغال Ironborn است.
استنیس هم بعد از شکست در یک جنگ بزرگ به خاطر هوش تیریون لنیستر حالا تعداد زیادی از سپاهش را از دست داده ولی هنوز کارش تمام نشده و اکنون در حال بازسازی سپاه باقی ماندهاش در سرزمین Dragonstone است، از آنجا که در حقیقت جافری پسر رابرت باراتیون پادشاه قبلی نیست اکنون استنیس به عنوان تنها بازمانده و وارث واقعی تاج و تخت سایهی سنگینی بر روی پادشاهی جافری انداخته.
سمت دیگر داستان برن استارک قرار دارد که به همراه چند نفر که تازه با آنها آشنا شده و از او مراقبت میکنند از سرزمینهای یخ زده عبور میکند و در حال نزدیک شدن به دیوار است، آریا در پی رسیدن به برادرش راب استارک و مادرش است، Brienne of Tarth که شوالیهای زن و نیرومند است در راه رساندن جیمی لنیستر به خانهاش از میان سرزمینهای جنگی متعدد است و در این راه در یک رابطهی عاطفی با جیمی هم قرار گرفته و در نهایت تئون گریجوی که به خاندان استارک پشت کرد و در Winterfel به آنها خیانت کرد حال در دستان رمزی بولتون قرار گرفته و تقاص کارهایش را پس میدهد.
تیریون که پدرش از کودکی با او مشکل داشته به دادگاهی نا عادلانه کشیده میشود و سانسا هم به اجبار همسر جافری میشود تا از جان خود دفاع کند.
در سرزمینهای شرقی دنریس تارگارین شهرت زیادی دست و پا کرده و اژدهاهایش هم کمی بزرگتر شدهاند اما او هنوز هم نیاز به سپاهی بزرگتر دارد تا به هفت قلمرو حمله کند و ممکن است بتواند سپاه مورد نظرش را در سرزمین «ساحل بردهها» که در مسیر حرکتش قرار دارد پیدا کند.
و در نهایت خارج دیوار در شمال وایت واکرها حرکت خود را آغاز کردهاند و در مسیر رسیدن به دیوار هستند ، جان اسنو هم که میداند دفاع از دیوار کار سادهای نیست تصمیم دارد تا از نقشههای رئیس وحشیها Mance Rayder با خبر شود شاید بتواند از او برای دفاع استفاده کند یا از او کمک بگیرد.
برای مطالعه بقیه فصلها و تماشای ویدئوی خلاصه میتوانید به خلاصه فصلهای گذشته گیم آف ترونز در چند دقیقه! مراجعه کنید یا با دنبال کردن صفحه ما در ویرگول هر روز خلاصه یک فصل دیگر را مطالعه نمایید.