ویرگول
ورودثبت نام
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گراینجا قرار است تو خوانده شوی، نه کتاب!
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گر
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

ماجرای سوم

منتظر بود در جهانی زرد و مملو از خیال

از تمام آنچه بیرون از جهان است بیخیال

یک چمدان زرد بود، چرخ های آبی زیرِ آن

دستگیره اش رنگ سبز و رنگ قرمز همزمان

روی پا لپتاپ و هدفون رنگ مشکی روی گوش

در هواپیما که خالی بود در آن حمام و دوش

تا رسید مدتی بگذشت و بسی خاطره ها

شب که شد رفت درب خانه ای که آدرس آشِنا

زنگ اِف اِف... پدرش گفت کیست؟ گفت من پستچی ام!

گفت که نامَز (نامه از) کشوری دور را ز من دریابی ام

لحظه ای بُگذشت و پایین آمد و پستچی بدید

از تعجب باز چشمان و دهان از آنکه دید

چون سلام گفتند و آغوش باز گردید بهرِ هم

بنده ی پستچی نما رفت واسه چایی تازه دَم

آنچه بگذشت آن شب هر آنچه شد در شعر نیست

الّا این شاعر نباشد بلّا این شاعر کیست؟!

همسر رفیق ز نامه از نتیجه خوشنود

توی قلب و در دلِ رفیق کمالِ خنده بود

هفته ی بعد بنده دور بودش از آنجا که وطن

که رفیق و همسرش سوی اقامت آمدن

آمدند و خانه ای نزدیک به جایِ بنده بود

روزهایی شبهایی پیش هم آکنده بود

باز شد بحث های رمز ارز یا که ارز دیجیتال

باز می شد پر جواب و باز می شد به سوال

داخِلِ هر لحظه و هر خانه و هر اتوبوس

بی محل بود بی محل بود بی محل بود این خُروس

ولی این پاداشی بود و یک ندا از سمت حَق

اَجی مَجّی بود بدون چوبی و تَرَق تَرَق

خیلی جالب تر رفیق گفتا «ز فارکس من بَدَم

آید و من بعد سالها سوی اینها آمدم»

این همان بودش که می گویی همین باشد نشان

ماجرای چارُّم در پست بعدی را بخوان

رمز ارزفارکسارز دیجیتالکتابرنگ زرد
۴
۰
کتاب آهنگساز معامله گر
کتاب آهنگساز معامله گر
اینجا قرار است تو خوانده شوی، نه کتاب!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید