دیدی وقتی زل زدی به آسمون که نقاشی ستاره ها رو تماشا کنی و یه ستاره ی دنباله دار رد میشه یهویی، وقتی وسط دریا محو صدای دریایی، نقش موج ها و یه نهنگ از آب میپره بیرون و میرقصه تو آسمون، وقتی وسط جنگل زیر طاق درختا دراز کشیدی و یه پرنده ی کوچولو روی دستت باهات همراه میشه، وقتی وسط مرداد نصفه شب که همه خوابن آسمون قرمز میشه و بارون میگیره.
تو همون ستاره ی دنباله داری، رقص نهنگی، دوستی پرنده و بارون مردادی. تویی یه آرزوی "اتفاقی"، جادوی زندگی.