" بشنو از چشمهای بیرمقش؛ فریاد سکوتی که از شیب حلقوم و خمشاش شکسته میشود و معصومانه و غریبانه در گوش تاریخ میپیچد. نه فسانهست و نه کابوس. این فریاد خاموش حقیقتی است که از زیر خروارها خاک و بتن، دردآلود بر سفیدی آسمان چنگ انداخته و ستارهای زخمی بر آن نشانده است. " 1 دکتر بخشنده معدن
" مسئله فلسطین، صرفا مسئله مسلمانان نیست؛ مساله انسانیت است. " 2 دکتر نصیری صنایع
" ضمن محکوم نمودن اقدامات ددمنشانه رژیم منحوس صهیونیستی، آرزوی سلامتی و پیروزی عاجل جبهه مقاومت و رزمندگان مسلمان و غلبه آنها بر جبهه کفر را دارم. انشاا... به فضل الهی و یاری امام زمان (عج). " 4 دکتر اخوان مکانیک
این جملات که نظاره کردید، گوشهای از دهها دلنوشتهای است که اساتید دانشکدگان فنی در حمایت از دانشجویان و مردم غزه و لبنان، منتشر کردند. درست خواندید! همین فنی خودمان! همین اساتیدی که دستکم چهار سال پای درسشان مینشینیم و با آنها زندگی میکنیم. همانهایی که با فنی و دانشجوهایش، رفاقتی دیرینه دارند و با نشر علم و آگاهی خود، به فنی هویت بخشیدهاند. اساتیدی که در کنار تدریس دروس آکادمیک، آزادگی را به عنوان یک ارزش اصیل دینی و انسانی، ارج مینهند و سکوت کر کننده مدعیان انسانیت و داعیهداران حقوق بشر را به چالش میکشند؛ البته امروز، کمتر کسی پیدا میشود که با کشتن کودکان و زنان بیگناه در غزه، لبنان و یمن موافق باشد و قلبش از شدت قساوت رژیم صهیونیستی و حامیانش، از درد به خود نپیچد! هرچه باشد، انسان نمیتواند در برابر این حجم از جنایت و ددمنشی، فطرت خود را نادیده گرفته و با دیدن صحنههای آوارگی، درد، زخم و آه و فغان کودکان و زنان بیدفاع، احساسات خود را در نقطه نامعلومی از وجودش دفن کند.
اما انسان در ساحت تصمیمگیری به کدام نقطه میرسد که با وجود اینکه به ظلم صورتگرفته، واقف و از آن مطلع است، حاضر نیست یک صدای رسا بلند کند؟ چه میشود که برخی با وجود پذیرش اعمال جنایت علیه یک ملت مسلمان و ریشهدار محدود به یک باریکه، در قامت یک انسان معترض برنمیخیزند و از انجام کوچکترین اقدامات در حمایت از این ملت، سر باز میزنند؟ آیا هر نیروی فکری در دانشگاه، مختصات خود را به عنوان یک عنصر اثرگذار و حیاتی در نسبت با مبارزه حق و باطل، یافته است؟ خواص یک جامعه، چطور میتوانند نقش تعیینکنندگی خود را در اتفاقات حیاتی جهان، ایفا کنند و اساسا تا چه میزان، جهتگیریها و اتخاذ مواضع در این ایام اهمیت پیدا میکند؟
برای پاسخ به این سوالات، بهتر است با نگاهی جامع، به جنگافروزی این روزهای اسرائیل بپردازیم و مولفههای موجود در میدان مبارزه را بررسی کنیم. مولفههایی که گاه جنبه نظامی دارند و گاه جنبه اجتماعی پیدا میکنند.
آنچه که صهیونیستها از روزهای آغازین تشکیل دولت موقت خود در سال 1948 تا به امروز، در حرف و عمل ثابت کردهاند، تلاش همهجانبه برای حذف و کشتار مسلمانان و تثبیت اشغالگری خود در منطقه بوده است. تلاشی که در جنگ اخیر با شدت بیشتری بروز پیدا کرد و صحنههایی بدیع از جنایت و نسلکشی را خلق نمود. صهیونیستها طی این مدت مکرراً به جهانیان اثبات کردهاند که دامنه درگیریها به گروههای مقاومت و نهادهای نظامی محدود نمیشود. بمباران بیمارستانها، دانشگاهها، مناطق مسکونی و حتی اردوگاه آوارگان در رفح به وضوح گواه این مسئله است که آنها وارد یک جنگ تمامعیار علیه مسلمانان منطقه شدهاند و نسلکشی را تا حدی پیش بردهاند که با هیچ قطعیتی نمیتوان از آمار و ارقام شهدا و مجروحین سخن گفت. کسی نمیداند در حین خواندن همین متن، چقدر به آمار شهدا، مجروحین و آوارگان اضافه شده است…
با این حال لااقل طبق آمار و ارقام رسمی، از آغاز جنگ تا به اینجا، بالغ بر 52 هزار نفر، شهید و 119 هزار نفر مجروح شدهاند. شهدایی که حدود یک سوم آنان را درواقع زنان و کودکان تشکیل میدهند. استفاده از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی با حمایت حداکثری ایالات متحده، عادیسازی کشتار غیرنظامیان از طریق بازوهای رسانهای، کشتن صدها تن از خبرنگاران و گسترش میدان نبرد تا مرزهای ایران، همه و همه بیانگر آن است که شکست در این جنگ، به معنای پایان حیات رژیم تلقی خواهد شد. بنابراین از تمام ظرفیتهای خود استفاده میکند و همه قوای خود را راهی میدان نبرد میکند تا در یک جنگ_بخوانید نسلکشی_ تمامعیار، مقاومت ملتهای مسلمان و تکثر آنان را در برابر یک اقلیت زیادهخواه، به زانو درآورد.
مقابله با این موجود مجهز به انواع سلاحهای نظامی و رسانهای، نیازمند اتخاذ آرایشی است که قابلیت اعمال قدرت در ابعاد نظامی و اجتماعی را داشته باشد. آرایشی که با یک سازماندهی و ساز و کار چابک، توان تهاجمی و تدافعی خود را در موقعیتهای مختلف، بازیابی و تقویت کند. به عبارتی، غلبه بر دشمنی که با همه تجهیزات مدرن و حامیان مالی خود به میدان آمده است، از مسیر تعریف ماموریت برای یکایک عناصر جبهه داخلی میگذرد. عناصری که هر کدام با بکارگیری ابزار خود در میدان، به شکلی همافزا، یک اثر جامع را خلق میکنند.
در کنار تعریف ماموریتهای مختلف برای طیفهای گوناگون یک جامعه و شکلدهی جریان مقاومت، آنچه که بنای مقاومت را استحکام میبخشد و سطح اثرگذاری آن را تقویت میکند، اتحاد و انسجام نیروهای آن است. با یک براورد نسبی از امکانات موجود در کشورهای منطقه غرب آسیا، به نظر میرسد آنچه که وجه تمایز این کشورها را در مقایسه با امکانات نظامی رژیم رقم میزند، تکثر آنها برای ایجاد یک حلقه متحد و اتخاذ آرایشی سیاسی-اجتماعی است. هرچند در بعد نظامی نیز، توانمندیهای بزرگی در حوزههای آفندی و پدافندی با تلاش فرماندهان نظامی و دانشمندان این حوزه شکل گرفته است؛ پیشرفتهایی که بیتردید بازیگر اصلی آن، جمهوری اسلامی ایران بوده و با ایفای نقش حمایتی از گروههای مقاومت، موجب ارتقای توان رزمی آنان شده است. ساخت انواع موشکها، پهپادها و رادارهای پدافندی و بکارگیری آنان در عملیات رزمندگان فلسطینی، لبنانی و یمنی و همچنین نمایش و اعمال قدرت در عملیاتهای وعده صادق یک و دو انگاره آسیبناپذیری رژیم و امنیت مطلق شهرهای آن را در هم شکست و نقطه عطفی را در تاریخ هفتاد و پنج ساله مبارزات، ترسیم کرد.
در کنار این توان نظامی، آنچه که به عنوان تکه گمشده پازل مقاومت میتواند با جایگیری درست خود، هزینهای مضاعف برای رژیم ایجاد کند، اعمال فشار اجتماعی-سیاسی است و این تکه از پازل، آنجایی اهمیت مضاعف خود را نشان میدهد که تکثر مسلمانان، در کنار همراهی و خروش آزادگان در سراسر دنیا، رقم میخورد.
در یک سال اخیر شاهد بودهایم که اقشار مختلف مردم در کشورهای گوناگون، علیرغم سیاستهای اتخاذی از سوی دولتمردانشان، اقدام به برگزاری تجمعات متعددی علیه رژیم صهیونیستی کردهاند. تجمعاتی که فقط در سر دادن شعارهای اعتراضی خلاصه نمیشود و دامنه اثرشان قطعا بر تصمیمات آینده سیاستمداران و جنگافروزیهای رژیم سایه خواهد افکند؛ عدم اجازه استفاده از حریم هوایی کشورهای مختلف برای حملات هوایی رژیم یا دستگیری نخست وزیر اسرائیل در صورت استفاده از آسمان کشورهای اروپایی برای انجام سفرهای خود، مصادیقی واقعی از اثرگذاری سیاسی کشورها در راستای منزوی کردن رژیم هستند.
در این وضعیت، تبعا ادامه روند نسلکشی، سادهتر و ارزانتر از گذشته نخواهد بود و این همان انزوایی است که رژیم به لحاظ سیاسی و به واسطه عدم سکوت اقشار مختلف مردم و سیاستمداران، به آن دچار خواهد شد. آنچه که این انزوا را تشدید و دامنه اثرگذاری را گستردهتر میکند، طراحی نحوه اثرگذاری افراد به فراخور جایگاه آنها در جامعه است؛ همانطور که اثرگذاری یک فرد یا نهاد سیاسی، با اعلام تصمیمات و مواضع صریح رقم میخورد، اثرگذاری نظامی نیز با توسعه ادوات جنگی و طراحیهای استراتژیک رقم خواهد خورد. در واقع هر عنصری در جامعه میتواند با ابزاری که دارد، پا به میدان گذاشته و ایفای نقش مختص خود را داشته باشد.
در یک سال اخیر دیدیم که دانشجوها و اساتید در بسیاری از کشورها، با برگزاری تجمعات در صحن دانشگاهها و موضعگیریهای مشخص، نقش خود را به عنوان عناصر جوان و نخبگانی جوامع، ایفا کرده و گامهای بلندی در راستای فراگیر شدن انزجار از رژیم صهیونیستی برداشتند. همان دانشجویانی که در بزنگاههای تاریخ سیاسی کشورها، مهمترین نقش را در تنویر و جهتدهی افکار جامعه و ترسیم وضع آینده آن، بر عهده دارند. همان جوانانی که با قلم و کلام خویش، همواره سعی در پیشبرد و توسعه جوامع خود داشتهاند؛ گویی که میان قلم، دانشجو و استاد، پیوندی تاریخی و حیاتی برقرار بوده و درآمیختن این سه عنصر، مهم ترین پدیدههای سیاسی تاریخ را رقم زده است. همانگونه که صاحبان افکار و قلمهای آگاه، شریف و آزاده، در طول تاریخ بارها درخشیدهاند، امروز نیز با بکارگیری سلاح خود در مواجهه تمامعیار حق و باطل و جایگیری خود در این میدان، فصلی دیگر از تاریخ را نگارش میکنند.
از صدر اسلام و جنگهای آن گرفته تا به امروز، مولفههایی چون نقشآفرینی خواص جامعه و موضعگیری آنان در جهت آگاهسازی، از مهمترین و تعیینکنندهترین مولفهها در رقم زدن سرنوشت جنگ بوده است. جنگهایی که نهتنها سرنوشت روزهای نخستین اسلام را رقم زد، بلکه وضعیت آیندگان را نیز تحت تاثیر قرار داد؛ جنگهایی که سرشار از فریاد و سکوت بود. از فریادهای روشنگرانهای که در بحبوحه جنگهای صدر اسلام بلند میشد و رزمندگان و مردم را به حمایت از حق فرا میخواند تا سکوتهای محافظهکارانهای که از عدم شناخت درست موقعیتها نشات میگرفت و شرایط را برای جولان باطل فراهم میآورد.
فتح خون، آوینی