به قلم امیرحسین دهقان منشادی
🔺 وقتی مدعیان حقوق بشر، چشمشان را روی جنایتها میبندند تا ظلم، حنجرۀ مظلوم را پاره کند و صدای حق شنیده نشود، وقتی در دالانهای سازمان «*خلل*» متحد، وجدان بیداری پیدا نمیشود تا فریادی سر دهد، وقتی محکومیت جنایتکارترین باند تبهکار تاریخ، در دعوت به «خویشتنداری طرفین» خلاصه میشود، یعنی تاریخ بوی تکرار میدهد. شیطان بزرگ، شوخی مذاکراتش را با جنگ تحمیلی دست پروردهاش علیه ایران، کیلومترها آن طرفتر از خود تمام میکند و در رسانهها، سر شوخی را مجددا باز میکند. میز نه چندان گرد مذاکره را مهیا نشان میدهد اما کرسیهای گفت و گو را داغ میکند تا راه را برای نشستن ببندد. میخواهد قایم موشک بازی کند و جهان را بازی دهد، حال آنکه تنها موشک است که نصیبش میشود و این یعنی به هم زدن معادلات دشمن. او میخواهد قابی را به تصویر بکشد که ایران ضعیف در آن پرتره شده است. برای شکار چنین لحظهای، نیزۀ خدعههایش را وارونه نشان میدهد تا مقاومت بشکند و خارج از آن قاب، زه کمانش را کشیده تا او را قربانی کند.
🔺 سناریوی تکراری که تلاش میکند *«تَلبِسونَ الحَق بالباطل»* را رقم بزند تا به خیال خودش دست و دل جبهه حق بلرزد. شاید به اندازۀ اکنون که قلم بر کاغذ میکشم، حق و باطل این قدر از هم جدا نبودهاند. جبهه کفر دندان تیز کرده است و ریختن خون مظلوم برایش عادتی است که لفظ غدۀ سرطانی را برازندهاش کرده است. لیکن ادبیات مقاومت، هرگز اجازه نمیدهد تا ظلم میدان را برای خودش خالی ببیند و حماسه میسراید. جنگ را شروع نمیکند اما برای آن آماده است. جنگی که جنگ قدرتهاست. یک سو جریان مدعی قدرت است که شمشیرش را با استخوانهای مظلوم تیز میکند و یک سو قدرتی است که از آبشخور ایمان حیات میگیرد. جنگ، جنگ ارادههاست. یک سو ارادههایی است که بر دیوار طاغوت تکیه دادهاند و سویی متصل به ارادههای *«کن فیکون»* الهی است. جنگ، جنگ باورهاست. یک سو باورهای پوچ و پراز ایرادهای بنیاسرائیلی است که سالها نفرین موسی را میکِشند و سویی با باور «نجعلهم الوارثین»، تکبیر میگویند و جهاد میکنند.
🔺 در جنگ، دشمن تا مادامی که سراب پیروزی را میبیند، بیرحمانه میکشد و از هیچ خباثتی دریغ نمیکند، اما اگر تیغ حزب الله به گردنش برسد، به هر نیرنگی دست میزند تا زمین بازی را تغییر دهد. کنون که جنگ تحمیلیاش شکست خورده است، به آب و آتش میزند تا صلح را سر نیزه کند. باطل میکوشد تا خودش را حق جلوه دهد و حق باید با آن بجنگد. واژگان در ظاهر همسان اند ولی همسو، خیر. مظلوم نمایی باطل و ظالم جلوه دادن حق، آخرین و البته خطرناکترین راه دشمن است. اینجاست که باید نگاهها از بن جان باشد و گوشها به فرمان حق.
🔺 زمزمه صلح و آتش بس در این وانفسای جنگ هرازگاهی به گوش میرسد. حال که حق و باطل روشن اند، باید این نکات را متذکر شد وگرنه نوشدارو بعد از مرگ، مصیبتی است که تاریخ بارها به نظارۀ آن نشسته است. صلح، صرف لق لقۀ زبان بودن تحقق نمییابد. چراکه این صلح به ما امان میدهد تا ما را از مبارزه بازدارد و مقاومت ما را درهم شکند، پس از آن بیشک گردنمان را خواهد شکست. همانگونه که باید در برابر جنگ تحمیلی علم مبارزه را بالا نگه داشت، در برابر صلح تحمیلی هم نباید تسلیم شد. زمانیکه جبهۀ باطل، آن هم دشمنی مثل اسرائیل وجود دارد، صلح جهانی طنز تلخی است که باید یک پایان دراماتیک را تجربه کند. به قول قیصر امینپور:
🔺 «و ما میپذیریم که ملتی جنگطلب هستیم؛ ما برای «استقرار صلح»، «جنگ» میکنیم و شما برای «استمرار جنگ»، «صلح» را پیشنهاد میکنید.»
🆔 @ut_nabz