نگارش دربارهی دولت رئیسی، تنها محدود به بیان اعداد و آمار نیست؛ بلکه حکایت مردی است که در شرایطی بسیار دشوار و پیچیده، کوشید از دل بحرانها امیدی تازه بیابد.
یکی از روایتهایی که نماد این تلاش است، داستان شرکت هپکوست؛ کارخانهای که در دوران جنگ تحمیلی، ماشینآلاتش در ساخت خطوط دفاعی نقشی حیاتی داشت، اما در دههی ۸۰ با مشکلاتی مانند ورشکستگی روبهرو شد. رئیسی برخلاف بسیاری، به مرگ این صنعت باور نداشت و از زمان ریاستش بر قوهی قضائیه، ورود فعالانه به حل بحرانهای بنگاههای صنعتی را آغاز کرد.
او تنها به قضاوت قضایی اکتفا نکرد، بلکه با پیگیری دقیق مسائل مالکیتی و قضایی، واگذاریهای مشکوک را لغو کرد و مدیران خاطی را پاسخگو ساخت. این رویکرد مسئلهمحور و میدانی، نقطهی تمایز او با بسیاری از مسئولان قبلی بود.
با آغاز ریاستجمهوری، رئیسی کشوری را تحویل گرفت که تحت تأثیر سوءمدیریت، تحریمهای سنگین، تورم مزمن و رکود اقتصادی بود. بااینحال، در دورهی او دستاوردهایی پدید آمد که نشانههایی از بهبود و حرکت رو به جلو بودند: رشد اقتصادی حدود ۴ درصد پس از یک دهه رکود، کاهش نرخ رشد نقدینگی (یکی از دلایل اصلی تورم) و رشد صادرات غیرنفتی.
در زمینهی زیرساختها نیز، جهش در احداث راهآهن به استانهای محروم، اجرای طرح دارویار برای کاهش هزینههای دارو و افزایش پوشش بیمه سلامت برای اقشار آسیبپذیر، از جمله اقداماتی بود که به چشم آمد.
در عرصهی سیاست خارجی، ایران با عضویت در سازمان همکاری شانگهای و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای مختلف، به دنبال توسعهی ظرفیتهای اقتصادی و منطقهای بود.
با وجود این تلاشها، رئیسی همواره با نقدهایی روبهرو بود؛ مخالفان سیاسی و ضدانقلاب او را متهم به دیوارکشی میکردند و لقب جلاد به او میدادند. حتی برخی از موافقانش، هرچند او را قاضی توانمندی میدانستند، اما در امور اجرایی او را ناتوان میدیدند. بااینحال، آنچه مسلم است این است که او با صبوری و بیادعایی در میدان عمل میدوید و بیش از هر چیز، دغدغهی خدمت به مردم را داشت.
از نظر من، زندگی و کارنامهی رئیسی نمونهای از یک تراژدی ملی است؛ انسانی که از جوانی در سختترین عرصهها مسئولیت داشت و درعینحال، بارها نادیده گرفته شد و مورد بیانصافی قرار گرفت. شهادت او، فارغ از هر گرایش سیاسی، لحظهای تأملبرانگیز برای بسیاری بود؛ چراکه حس کردند یکی از خادمین صدیق کشور را از دست دادهاند.
شاید گذر زمان و آرامش سیاسی، امکان قضاوتی منصفانهتر را فراهم کند و ارزشهای واقعی تلاشهای او بیش از پیش آشکار شود؛ یادآوری اینکه رئیسی نه فقط رئیسجمهور بود، بلکه خادمی مظلوم و پرتلاش بود که در میانهی طوفانها، با تمام توان کار میکرد.