به قلم روزبه پارسه
تحریم بیشتر، موشک بهتر!
یکی از موضوعات جالب، انتظار غربیها از قوای نظامی ما بود. چرا ایران با وجود این همه تحریم، به این راحتی به خاک اسرائیل تجاوز کرد؟ خب حق هم دارند، این همه تحریم مگر برای تضعیف قوای نظامی نبود؟ آمریکا ما را تحریم کرد، ما موشک ساختیم. تحریمها بیشتر شدند، موشکهای ما دقیقتر شدند. قرار بود صنایع ما «فلج» شوند. فلج شدند؟ دنیا دید که تحریمها چطور باعث شدند فتاحِ هایپرسونیک و سجیلهای با برد 2000 کیلومتر، اسرائیل را آوار کنند. اینکه سیاستمدارهای یک کشور هنوز باور داشته باشند علم قابل تحریم است، نبوغ سرشار آنها را نمایان میکند!
مثل سریال!
حملههای اسرائیل به هر کشوری، درست مثل سریالهای عامهپسند است. هفتگی پخش میشوند، هزینههای زیادی دارند ولی در نهایت هم به درد نمیخورند، همیشه هم در حساسترین لحظهها تمام میگردند! اسرائیل هم به همین صورت؛ همیشه در یکی دو هفته جنگ میکند که خدایی ناکرده بودجهاش قطع نشود، در پایان هر جنگ عقبنشینی میکند چون علارغم هزینههای سرشارش کار خاصی از پیش نمیبرد، درحالیکه دارد کم میآورد برای آنکه ضعفش نمایان نشود جملۀ طلایی خودش را بیان میکند: «زندهباد صلح! آتش بس!»
ما توانستیم!
یکی از نکات طنز این رژیم، دید آنها به «نابود کردن» است. سال 2023 است، اسرائیل میگوید حماس نابود شد. (حماس همچنان با اسرائیل میجنگد) سال 2024 است، اسرائیل میگوید حزبالله نابود شد. (حزبالله همچنان با اسرائیل میجنگد) سال 2025 است، اسرائیل میگوید تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران نابود شد. (نتیجه؟)
گمبدِ آهنین!
این «حفاظِ نفوذناپذیرِ آسمانِ اسرائیل!» که نه فقط رسانههای خارجی، بلکه بسیاری از افراد داخل کشور معتقد بودند شکست دادن اسرائیل با موشک را غیرممکن میسازد، در جنگ ملاحظه شد چقدر نفوذناپذیر است! گنبدِ آهنین چنان گندی به بار آورد که بازخوردش هنوز در حیفا و تلآویو باقی مانده است. موشکهای ایرانی نشان دادند «نفوذناپذیر» معنایی ندارد. از دیگر نکات قابل توجه این حفاظِ نفوذناپذیر (!) بد گم شدنِ یکی از شلیکهای خودش در خودش و گلبهخودی زدنش بود! گویا این گنبد نه تنها آنقدر که ادعا میشد نفوذناپذیر نبود، بلکه نیازی به نفوذ هم نبود، یکم دیگر پیش میرفت خودش رم میکرد و اسرائیل را میگرفت زیر باران آتش!
صلح، از طریق کدام قدرت؟
آقای پرزیدنت ترامپ، جان انسانهای بیگناه قمار برنمیدارد. نان بلوف خوب فربهتان کردهاست. از peace صحبت میکنید که یک piece از آن هم به شما نمیچسبد. جنگ برای شما عیشی است که حتی وصف آن هم نصف العیش شما را میسازد. سازمانهای بین المللی که به سمت شما غش میکنند، ای کاش زودتر جایزهٔ صلح را بدهند تا هم شما را راحت کنند هم خودشان را.
از اینها گذشته، اینکه صلح را به نام قدرتتان ثبت میکنید، چال روی گونهٔ آدم میاندازد. از این سیرکی که برای خود ساختهاید خنده تان نمیگیرد؟ بروید و خیال بافی کنید، بلوف هم بزنید. کنتور که نمیاندازد. فعلا که آتش بس دادید ولی گذر پوست به دباغخانه میافتد.
دادید ولی گذر پوست به دباغخانه میافتد. دباغخمیافتد.