سالهاست در کشورهای مختلف دنیا دوگانهی اعتراض و اغتشاش وجود دارد. جالبتر آنکه در اکثر جنبشهای شکل گرفته با این عناوین، مرز بین این دو مشخص نمیشود و اعتراضات با اغتشاش همراه میشود. این اتفاقات اغلب سبب میشود به هدف درستی که اعتراضات میتواند آن را در پی داشته باشد لطمه وارد شده و یا حتی نابود شود.
اگر بخواهیم اعتراض و اغتشاش را تعریف کنیم باید گفت "به طور کلی، اعتراض به معنای تظاهرات عمومی سازماندهی شده در مخالفت با برخی از قوانین، سیاستها، ایدهها یا وضعیتها است، در حالی که اغتشاش اختلالی است که معمولاً سه یا چند نفر با هدفی مشترک و به شیوهای خشونتآمیز و آشوبآمیز به قصد ایجاد وحشت عمومی عمل میکنند."
بسیاری از مردم و حاکمیتهای مختلف بر این باورند اغتشاشات مانع پیشرفت کشورها می شوند، در حالی که اگر اعتراضات با آداب درست و حدود قانونی انجام بگیرد نه تنها پایههای حکومت را سست نمیکند بلکه به ترقی آن نیز کمک میکند. به همین دلیل در دین اسلام به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از اصلیترین جلوههای اعتراض بسیار سفارش شده و حکومتهای معصومین نیز از آن مبرا نبودهاند، حضرت علی (ع) در این باره میفرمایند:
"پس، از گفتن حق خودداری نکنید زیرا خود را برتر از آن که خطا کنم و از آن ایمن باشم نمیدانم مگر آنکه خداوند مرا از نفسم کفایت نماید."2
از حدیث بالا به وضوح برداشت میشود اعتراض کردن به حاکمیتها نه تنها مورد مذمت نیست بلکه بسیار به آن سفارش شده و حتی واجب شمرده میشود. اما باید دانست اگر اعتراض از چارچوب تعریف شدهاش خارج شود به اغتشاش میانجامد و آن زمان تاثیرات مخربی برجای خواهد گذاشت.
حال باید چارچوبهای اعتراضات مشخص شود تا متوجه مرز بین اعتراض و اغتشاش شد تا حکومت و معترضین به بهترین شکل از آن بهرهمند شوند. اولین موردی که میتوان اشاره کرد اعتراض از منظر قانون اساسی است. در اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است: «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت که شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون تعیین میکند». در تایید و تاکید بر این اصل قانون اساسی نیز بنیانگذار انقلاب در سخنرانی سال 59 در بین دانشجویان تربیت معلم میفرمایند: «سفارش به حق که امر به معروف و نهی از منکر است بر همه مسلمین واجب است» همچنین در مورد تشکیل اجتماعات و راهپیماییها در قانون اساسی در اصل 27 بیان شده: «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است».
به طور کلی هدف از اعتراض باید اصلاح و بهبود اموری باشد که معترض آنها را نامطلوب میپندارد؛ به این معنا معترض باید زمانی صدای خود را بلند کند که به دنبال حل مشکل باشد. با وجود نکته مذکور اگر شخصی بدون قصد خیرخواهی برای کشور اقدام به برهم زدن نظم عمومی کند تبعات قانونی آن به عهده خودش خواهد بود. علاوه بر این، اعتراض اگر بخواهد سودرسان و دارای هدف بالا باشد مستلزم وجود شرایطی برای معترض است:
کسی که میخواهد به موضوعی اعتراض کند باید نسبت به موضوع مورد اعتراض علم و آگاهی داشته باشد و تحت تاثیر حواشی قرار نگرفته باشد؛ زیرا در این صورت دیگر نخستین و اساسیترین شرط اعتراض که خیرخواهی فرد نسبت به اصلاح امور است نقض شده و اعتراض به اغتشاش تبدیل می شود که این موضوع باعث سواستفاده افراد سودجویی که منافع آنها در مشکلات کشور است خواهد شد.
قطعا این گزاره در مورد دانشجویان بیشتر صدق میکند، وظیفه دانشگاه برانگیختن جامعه برای اصلاح آن است. اگر دانشگاه خود قرار باشد سوار موجهایی که از بیرون هدایت شدهاند شود آنگاه دیگر نمیتوان انتظار حلال مشکلات بودن از دانشگاه داشت. اگر مانند فتنه گذشته بعضی از دانشجویان بدون مطالعه و تحقیق، تحلیلهای درست و غلط جامعه را وارد دانشگاه کنند جایگاه جامعه و دانشگاه معکوس شده و بلاشک دانشگاه تاثیرگذاری خود در جامعه را در گذر زمان از دست خواهد داد.
یکی دیگراز شرایط معترض خیرخواه واقع بینی اوست. افرادی که نسبت به موضوعی ناراضی هستند باید با سنجیدن شرایط کشور در آن زمان توانایی حکومت و کشور را در رفع نامطلوب بررسی کرده و سپس اقدام به اعتراض کنند تا بتوانند به بهترین روش مشکلات کشور را مرتفع کنند و در جهت پیشرفت قدم بردارند. فرض کنید در کشوری که مورد حملات نظامی قرار گرفته تورم بالایی وجود دارد که باعث شده مردم در تامین مایحتاج زندگی خود کمی دچار مشکل شده اند. آیا منطقی به نظر میرسد اگر مردم این کشور به این علت خیابانها را به آشوب بکشند و در جهت تضعیف کشور خود قدم بردارند؟
پس از آنکه فرد یا اجتماعی که که شرایط بند قبل را دارا بود، شرایط کنونی را نیازمند اعتراض پنداشت، باید به این نکته توجه کند که حد و مرز اعتراض تا کجا و تا چه زمانی است:
اولین نکته این است که اعتراض باید در چارچوب قانون و شرع انجام گیرد؛ زیرا در غیراینصورت خودش به یک عمل ساختارشکنانه تبدیل میگردد. در صورت وقوع این امر، اعتراض نه تنها باعث بهبود شرایط کشور نشده بلکه کشور را به سمت بحرانی عمیقتر سوق خواهد داد و این موضوع در تعارض با هدف اصلی اعتراض خیرخواهانه به شمار میرود. جدای از این موضوع در کشوری که مردم آن با هر وضع ظاهری متعلق و پایبند به ارزشهای دینی هستند، اگر اعتراضات منتهی به توهین به مقدسات و خط قرمزها شوند قطعا پشتوانه مردمی خود را از دست خواهد داد و به نتیجه نخواهد رسید حتی اگر اعتراض درستی صورت گرفته باشد. همانطور که پس از توهین به حجاب اسلامی در سال 1401 مردم با حضور پررنگ خود در راهپیماییهای پرشور عفاف و حجاب نشان دادند اجازه توهین به مقدسات را نخواهند داد.
و اما مسئله مهم بعدی که نباید مغفول بماند توجه به این مسئله است: به دلیل آنکه هدف مبارک اعتراض اصلاح مشکلات و رفع منکرات است، باید توجه داشت عمل اعتراضی تا جایی ادامه پیدا کند که دست مایه سوءاستفاده دشمنان جامعه نگردد؛ زیرا در صورت پیشآمد این موضوع، اعتراض باعث انحرافی بزرگتر شده که نه تنها باعث بهبود امور نمیشود بلکه به سمتی هدایت میشود که موجب غرق شدن بیشتر کشور در مشکلات شده و معترضین از هدف اصلی خود دورتر شوند.
در یکی بارزترین نمونهها را میتوان به اتفاقی که برای شوروی افتاد اشاره کرد:
در شوروی آمریکاییها با جنگ رسانهای و با استفاده از مشکلات مختلف مردم و با یک کودتای مشکوک، گورباچف را که مخالف استقلال طلبی کشورهای مختلف واقع در شوروی بود را برکنار کرده و یلتسین را به قدرت رساند تا روند انحلال شوروی را سرعت بخشد. با این اتفاق شوروی که از قدرتمندترین کشورها بود منحل شده و بیشترین ضرر را مردمی کردند که در پی بهتر کردن اوضاع کشورشان بودند.
در نمونههای تاریخی دیگر نیز میتوان به جریان بیعت نکردن حضرت علی (ع) با ابوسفیان اشاره کرد:
بعد از رحلت رسول خدا و قضیه سقیفه، ابوسفیان با توجه به دشمنی دیرینهای که با اسلام داشت تصمیم به ایجاد فتنه بین مسلمانان گرفت. لذا با جمعی نزد عباس بن عبدالمطلب رفته و از بیرون رفتن خلافت از میان بنی هاشم اظهار نگرانی و از خلیفه اول بدگویی کرد. سپس از عباس ابن عبدالمطلب خواست تا به همراه او نزد حضرت علی (ع) رفته و با او بیعت کنند. با وجود آنکه حضرت علی بارها در مورد غصب شدن حقش سخن گفته بود و اعتراض کرده بود اما حال که مشاهده کرد دشمن مسلمین در پی فتنه انگیزی است بیعت او را نپذیرفته و بیعت با او را لقمهای گلوگیر خواند.3
حال اما ما قشر دانشجو که نخبگان کشور را تشکیل میدهیم وظیفهای فراتر از موضوعات ذکر شده داریم. میدانیم در هر کشور موفق نخبگان پیشروهای حل بحرانهای کشور هستند. با توجه به این قضیه انتظار بیجایی نیست اگر از دانشجو خواسته شود برای مشکلات مملکت به دنبال راه حلی منطقی باشد تا کشور بتواند برای برون رفت از مشکلات پیش آمده در مسیری درست و منتهی به پیشرفت حرکت کند.
پس از بیان نکاتی که در بندهای قبل گفته شد حال میتوان مرزی بین اغتشاش و اعتراض ترسیم کرد، اگر حرکت اعتراضی و انتقادیای نسبت به حاکمیت اتفاق بیفتد در کدام یک از این تعاریف گنجانده میشود. اگر در اعتراضی تمام شرایط ذکر شده رعایت شد کسی حق ندارد به آن اعتراض ورود کرده و مخل آن شود و حاکمیت موظف است در جهت رفع نامطلوب قدم بردارد، اما اگر خارج از ضوابط بالا انجام شد آن اعتراض، اغتشاش بوده و برای حفظ منافع عمومی حاکمیت چارهای جز برخورد قانونی با اغتشاشگران نخواهد داشت. بیشک مردم نیز از این برخورد حمایت خواهند کرد همانطور که مردم غیور ایران در هر زمانی که دشمن به فکر سوءاستفاده از اعتراضات افتاد یا عدهای نادان خارج از قوانین کشور دست به اغتشاش زدند و مقدسات و آرمانهای مردم را زیر پا گذاشتند، اتفاقاتی مانند حماسه 9 دی آفریدند تا با حضور به موقع خود در صحنه، امید دشمنان را ناامید کنند.