چهارشنبه 17 آذر ساعت 13 بود که در سالن آمفي تئاتر جمع شده بوديم. با اينکه داشتم نشريه شاخص را ميخواندم يک حس عجيب و آشنايي نسبت به محيط داشتم. متأسفانه به دليل ويروس کرونا نتوانسته بوديم نسبت به زمان معمول، در دانشگاه حضور پيدا کنيم و اين هم يک فرصت براي آشنايي با دانشکده و همکلاسيها بود.
ما مفتخر بوديم در ابتدا سخنان دکتر مرادزاده، معاون محترم آموزشي را بشنويم. دکتر مرادزاده به خوبي ما را راهنمايي کردند و درباره بخشهاي مختلف دانشگاه و اعضاي دانشکده صحبت کردند و ما را با تمامي گرايشهاي اين رشته آشنا کردند. با تمام شدن سخنان دکتر مرادزاده ، شاهد حضور دکتر امين ابراهيمي، مدير عامل شرکت آريا سنگ و دکتراي ژئوفيزيک دانشگاه تهران بوديم.
دکتر ابراهيمي بسيار گرم صحبت ميکرد و مانند يک دوست سعي ميکرد ما را به خوبي راهنمايي کند. دکتر از زمان دانشجوييشان صحبت ميکرد و اينکه چگونه توانستد مسير زندگي خود را با توجه به علاقهشان انتخاب کنند. دکتر تا حدودي ما را با بازار کار اين رشته آشنا کرد و تاکيد داشت به گرايش مورد علاقهمان برويم و صرفا ديد مالي نداشته باشيم. دکتر در آخر گفتند که تا ميتوانيم بايد از دانشکده به خوبي استفاده کنيم و قدرش را بدانيم.
و اما رسيديم به بخش هيجان انگيز برنامه : بازديد از آزمايشگاههاي دانشکده
ابتدا براي آشنايي بيشتر، آقاي حسيني و شباني ما را به موزه کانيشناسي راهنمايي کردند ( البته قابل توجه هست که ساختمان مرکزي که دانشکده ما هم در آنجاست، به قدري پيچيده طراحي شده است که اگر براي اولين بار در آن قدم بگذاريد، خيلي بايد خوش شانس باشيد که گم نشويد )
موزه کانيشناسي به قدري مرتب و خوب چيده شده بود که تنها با چند بار قدم زدن در موزه، ميتوانستيم با کاني ها و کاربردهاي آن آشنا بشويم. يک لحظه حسرت خوردم به دليل غير حضوري بودن دانشگاه و اينکه راحتتر ميتوانيم مطالب را ياد بگيريم. در حين همين حسرت متوجه خانم مهندس شکرزاده شديم و آقاي حسيني ايشان را به ما معرفي کردند. خانم مهندس به خوبي ما را با کانيهاي موزه و خود موزه آشنا کردند و به خوبي به سوالات ما پاسخ ميدادند. ميديدم که بچهها با چه کنجکاوي در موزه گشت ميزدند و کانيها را نگاه ميکردند. بالاخره از موزه کانيشناسي خارج شديم و به آزمايشگاه ميکروسکوپي کانهها رفتيم. آزمايشگاهي که بسيار با تکنولوژي آميخته شده بود و بسيار جذاب و به زبان خودمون باحال و خفن بود. مهندس شکرزاده درباره شناسايي کانههاي باطله و ارزشمند و روش تشخيص آن صحبت ميکردند و البته تاکيد داشتند که درسهاي اين قسمت بسيار سخت است و البته منم تاکيد دارم که هيچ کاري سخت نيست. به هر حال اين بخش از آزمايشگاه که شامل تعداد زيادي ميکروسکوپ و کامپيوتر بود براي من جذابترين آزمايشگاه بين آزمايشگاهها بود. ( البته به سليقه من )
بعد از آزمايشگاه ميکروسکوپي کانهها به آزمايشگاه مکانيک سنگ رفتيم که حدود 90 درصد از ماشينهاي آن آزمايشگاه به دست خود بچههاي داشگاه تهران ساخته شده بود . مهندس اميني تمام بخشهاي آزمايشگاه مکانيک سنگ و کارکرد ماشينهاي آزمايشگاه را به ما توضيح دادند. جالبي کار اينجا بود که بيشتر ماشينها سنگ ها را نصف و يا خرد ميکرد و هر ماشين ساز و کار خاص خودش را داشت. آزمايشگاه مکانيک سنگ، آزمايشگاه خاصي بود و توضيحات مهندس اميني بسيار خوب بود و طوري بود که ما که ترم اولي هستيم و با مطالب تخصصي زياد آشنايي نداريم، تمام مطالب را به خوبي فهميديم.
و در آخر نوبت به آزمايشگاه کانهآرايي رسيد ؛ آزمايشگاهي که بسيار عجيب و داراي تناقضي بود. اينکه آزمايشگاه هم نامرتب بود و هم نظمي عجيب داشت و ما با مهندس رضايي و دکتر نوعپرست آشنا شديم. مهندس رضايي ما را با تمام بخشها آشنا کرد که چه اعمالي روي سنگها و کانيها انجام ميشود. و در آخر با بچهها و آقاي شباني و حسيني راجع به دانشگاه صحبت کرديم و درباره روزي که براي ما گذشت به گفتوگو پرداختيم. اگر بخواهم جمعبندي کنم، برنامه بسيار بسيار مفيد بود و خيلي به من خوش گذشت و جاي تمام دوستاني که همراه ما نبودند خالي بود.
دانیال محمدی - ورودی 1400 مهندسی معدن