یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ﴿15﴾
ای آنانکه ایمان آوردهاید، هرگاه با تهاجم کافران در میدان کارزار روبرو شوید، مبادا از بیم پشت به دشمن کرده و از جنگ بگریزید. (سوره مبارکه انفال آیهی51)
کلیات
روز دانشجو، در ایران به 61 ماه آذر اطلاق میشود. این روز، به یاد سه دانشجو (مصطفی بزرگنیا و احمد قندچی و آذر شریعترضوی) که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رییسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در تاریخ 61 آذر 2331 (حدود چهار ماه پس از کودتای 82 مرداد همان سال) در دانشگاه تهران کشته شدند، گرامی داشته میشود.
واقعه 61آذر
در دهه 0231 و اوایل دهه 0331، پس از سقوط حکومت رضاشاه پهلوی و ایجاد فضای بازتر، فعالیتهای سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران بسیار افزایش یافت. در این دوران حزب توده، از نفوذ بسیاری در بین دانشجویان برخوردار بود چنانکه بنا به گزارشهای مختلف، بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو یا هوادار این حزب بودند. اما در دوران نخستوزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبهه ملی در اوایل دهه 0331 ، محوریت این حزب در دانشگاه به چالش کشیده شد. پس از وقوع کودتای 82 مرداد 2331 ، سازمانهای سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند. همچنین تظاهراتها و اعتصابهای پراکندهای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ 61 مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخستوزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در 61 آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. دولت وقت برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت.
سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی کردند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعترضوی و مصطفی بزرگنیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد. وقایع آذر 2331 ، نمایانگر واکنش دولت کودتا به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب نظاممند تمامی اشکال دیگر مخالفتها، روی داد.
و اما وظیفه ما ...
هويت و گفتمان جنبش دانشجويي پيش از آنكه دشمني يا دوستي با نظام هاي سياسي باشد، در هر حال، عدالتخواهي است. اگر دأب و دغدغه نظام عدالت و عدالتخواهي نبود، بايد به آن اعتراض كند و درگير شود و اگر مانند نظام برآمده از انقلاب اسلامي، عدالت بود بايد به حمايت از آن برخيزد. بهترين صورت اين كمك مي تواند، نقد و طرح صحيح مسائل و مطالبه آگاهانه و منطقي نيازهاي مردم و آرمان هاي جامعه باشد و صدالبته «مطالبه كردن با دشمني كردن فرق دارد» و اين توقعي است كه مردم انقلابي ايران از همه اقشار به ويژه دانشجويان به عنوان قشري تحصيل كرده، فعال و زمان شناس دارند. در اینجا صحبتی نیز از مقام معظم رهبری می آورم که خارج از لطف نیست:
«من بارها گفته ام كه از آن روزي بايد ترسيد كه جوان ما، دانشجوي ما، در دانشگاه انگيزه طرح مسئله، طرح سؤال، طرح درخواست نداشته باشد. همه ي ملت ما بايد اين باشد كه اين روحيه مطالبه، خواستن و مدعا داشتن در زمينه هاي گوناگون را در نسل جوان كشورمان گسترش دهيم. (رهبر فرزانه انقلاب، 81/7/8631)
جنبش دانشجويي ايران بر خلاف ساير جنبشهاي دانشجويي سه آرمان مهم دارد: استقلال طلبي، استکبار ستيزي و عدالت خواهي و تحقق اين آرمانهاي مقدس جز با « آگاهي از راه و آگاهي از دشمن» امکان پذير نيست. در غير اين صورت همانگونه که تجربه هاي مکرر تاريخي نشان داده، جنش از اهداف و آرمانهاي خويش منحرف و ابزاري براي استکبار جهاني و جريانات سياسي قدرت طلب مبدل مي گردد. هرگاه جنبش دانشجويي به جناحهاي سياسي بپيوندد، از هويت واقعي و تاريخي خود، كه حمايت از مردم بوده است، فاصله مي گيرد. از اين رو دانشجو لازم است «سياسي» بوده و از بينش و تحليل سياسي قوي و مشارکت سياسي سازنده برخوردار باشد؛ ولي از «سياستبازي» و افتادن در دام جنجال هاي سياسي و جناحي بپرهيزد. چنانکه يكي از شاخصههاي بارز 61 آذر2331 ، تشخيص و تحليل درست و ايفاي نقش صحيح جريان دانشجويي در راستاي مصالح ملي در آن برهه از زمان بود. در شرايط کنوني نيز دانشجو با سرلوحه قرار دادن آرمانهاي اسلامي و ملي خويش، وظيفه دانش پژوهي، تعمق، نوآوري علمي و تلاش در جهت اعتلاي اقتصادي و فرهنگي كشور را هرگز از منظر خويش دور نخواهد ساخت.
مقام معظم رهبری در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد مي فرمايند: « در پايان فقط چند توصيه به دانشجويان عزيز بكنم: در محيط دانشگاه، محيط دانشجویی، نقد منصفانه و متقابلاً نقدپذيري متواضعانه، هر دو لازم است. جوان، آن هم دانشجو، در محيط علمي بايد ذهنش و زبانش باز باشد؛ نقد كند؛ البته منصفانه باشد. نقد را با عيب جویي و با عصبانيت و با بهانهگيري نبايد اشتباه كرد؛ اما نقادي بايد كرد. در عين حال نقدپذير هم بايد بود. ديگران هم اگر از ما به عنوان دانشجو، به عنوان تشكل دانشجویی نقد كردند، بپذيريم؛ يعني تحمل كنيم؛ بپذيريم به معناي تحمل كردن است. يك توصيۀ ديگر: در محيط دانشگاه، تحمل و مداراي سياسي لازم است. تشكلهاي دانشجویی نسبت به هم مداراي سياسي داشته باشند؛ تحمل سياسي داشته باشند. درگيركردن مجموعههاي دانشجویی با هم، نقشهي خطرناكي است كه كشيده شده است؛ اين نقشه را كشيدهاند. بايد مراقب باشيد. مي خواهند تشكلهاي دانشجویی را به جان هم بيندازند. ما همين اواخر شاهد بوديم كه در چندتا دانشگاه داشتند اين كار را ميكردند. البته دانشجويان عاقل و با شعور و بلوغِ سياسي نگذاشتند اين اتفاق بيفتد. اما نقشه اين است. راه مواجههاش هم همين است كه مجموعههاي دانشجویی، افراد دانشجویی و تشكلهاي دانشجویی، حالت مدارا و تحمل داشته باشند. يك توصيهي ديگر، مسألهي حفظ اصول وروحيهي آرمانگرايي است. شما محافظهكار نشويد. ممكن است گذشت سن، بعضيها را محافظهكار كند؛ اما موتور حركت، جواني است. جوان ما نبايد محافظهكار شود. جوان بايد آرمانگرا باشد. از آرمانها كوتاه نيایيد.
آرمانها را بخواهيد، قلهها را بطلبيد، تا يقين بكنيم كه به نيمه راه لااقل خواهيم رسيد. البته اگر قله را بطلبيد، بنده يقين ميكنم به خود قله هم خواهيد رسيد. روحيهي آرمانگرايي را كه از جملهي مصاديق روحيهي آرمانگرايي، تمسك به اصول و مباني فكري است، از دست ندهيد. توصيهي بعدي، مسألۀ خودسازي اعتقادي و علمي؛ و اعتقادي و عملي است؛ آن نگاه اسلام به انسان در خطاب فردي را هميشه در نظر داشته باشيد. جادهاي كه انسان را به خدا و نورانيت ميرساند، جادۀ ترك محرمات و بجا آوردن واجبات است. واجبات را اهميت بدهيد، گناهان را پرهيز كنيد؛ تهذيب يعني اين. چون دلهاي شما جوان است، نوراني است، آلودگي بحمداللَّه در دلها و روحهاي شما نيست، خداي متعال كمك خواهد كرد؛ تفضل خواهد كرد. توصيۀ بعدي، مسأله درس خواندن و پرداختن علمي است. حقيقتاً درس بخوانيد. حقيقتاً بايد در محيطهاي دانشجویی، جستجوي دانش باشد. آدم ميبيند در بعضي از ميحطهاي دانشجویی، دانشجو به معناي واقعي دانش، جو نيست؛ يعني در جست و جوي دانش نيست؛ يك چيز حفظي و سر هم بندي است؛ نگذاريد اين جوري شود. حقيقتاً جوينده دانش باشيد و دانش را فقط خواندنِ متن و فراگرفتن متون ندانيد. الان در جمع اساتيد، قبل از اينجا، مطرح ميكردم؛ دانشجو بايستي پرسشگر، متعمق، اِشكال كننده به استاد، جستجوكننده از زوايا و گوشه كنارهاي بحث علمي بار بيايد.»
آري، امروز روزگار ديگري است ولي رسالت دانشجو همچنان ادامه دارد و انتظارات از دانشگاه و دانشجو كماكان باقي است.
به بيان مقام معظم رهبری: « آن چيزي كه ما از محيط دانشجويي مان انتظار داريم، پيشرفت علم، پيشرفت انديشه سياسي، عمق انديشه ديني و ايمان ديني، عمق معرفت ديني و روشن بيني ديني، دست يافتن به قلمروهاي جديد؛ هم در زمينه علم، هم در زمينه سياست، هم در زمينه معرفت ديني در محيط دانشجويي است؛ البته به كمك راهنمايان هر بخشي. شما براي كار علمي بايد استاد داشته باشيد، براي كار معرفت ديني بايد استاد داشته باشيد، براي كار سياست هم همينجور است. كار را شما مي كنيد؛ او راهنمايي مي كند. دانشگاه ما و محيط دانشجويي ما بايستي در همه اين عرصه ها پيشرفت هاي حقيقي و چشمگيري كند و اين پيشرفت ها را ان شاءالله خواهد كرد.»
ان شاءالله که بتوانیم در حد توان، گره و یا گرههایی از این پهنه گسترده و سرزمین گهربار را، باز کنیم.
سید جمال میرقانعی اردکانی - ورودی 96 مهندسی صنایع