رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ یَخَافُون یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیه الْقُلُوب وَالْأَبْصَار ﴿37﴾
مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند؛ آنها از روزی میترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو میشود. (سوره مبارکه نور / آیه 37)
بسیج دانشجویی دانشکدههای صنایع، نقشهبرداری و معدن دانشگاه تهران برگزار میکند . «روایت کسب و کار»
علت برگزاري این دوره از سمت بسیج دانشجویی، مشاهده معضلات دانشجویان در رابطه با عدم شناخت کافی نسبت به کسب و کار و الفباي آن در بین دانشجویان و از این قبیل مسائل بود.
با توجه و مشاهده مشکل و مسئله در زندگی دانشجویی، بسیج دانشجویی سلسله رویداد روایت کسب و کار را فراهم کرده است که در مرحله اول به سؤالات دانشجویان پاسخ دهد و در مرحله دوم براي دانشجویانی که تا به حال به اهمیت این مسائل و این پرسشها واقف نبودند ایجاد دغدغه و طرح مسئله بشود.
محور هاي جلسه اول :
• انتقال تجربه و مسیر شغلی مهمانان
• یک کسب و کار چه لازمه هایی براي شروع دارد؟
پس از شروع کسب و کار به مشکلات و اتفاقاتی برمیخوریم که قبل از آن اصلا دیدگاهی نسبت به آن نداشتیم!
• مشکلات یک مؤسس کسب و کار، به عنوان «نفر اول» چیست؟
آیا همه براي نفر اولی کسب و کارشان مناسب هستند؟ چه خصوصیاتی باید داشت تا نفر اول کسب و کار بود؟
• در چه زمانی از لحاظ دانش، تجربه، سابقه کاري و اخلاق و منش میتوانیم کسب و کار خود را راه بیندازیم؟
براي ایجاد کسب و کار حتما باید یک حداقل هایی را داشته باشیم؛ این حداقل ها چه میباشد؟
• سراغ چه ایدههایی براي ایجاد کسب و کار برویم؟
تعداد بسیاري از کسب و کار ها به علت ایجاد محصول براي بازار اشباع و یا عدم تطابق با نیاز هاي مشتریان ایجاد میشود اکثرا شکست میخورند! اول باید نیازسنجی کرد سپس محصولی ارائه کرد یا بالعکس؟
میهمانان حاضر: جناب آقاي قطبینژاد ؛ مدیرعامل شرکت صندوق توسعه کارآفرینی بهمن ،
جناب آقاي رازقی ؛ مدیرعامل شتابدهنده هاردتک
*خلاصه گفتگو با آقاي رازقی
شتابدهنده: مفهوم به نسبت جدیدي است که در ایران کمتر از 10 سال قدمت دارد ولی کاري که حداقل ما سعی میکنیم انجام دهیم این است که در مرحلههاي ابتدایی ایدهها وارد شویم. منظور زمانی است که هنوز ایده و طرح داراي مدل مالی مشخصی نمیباشد ولی داراي تیم پرانرژي و ایده کارا میباشد.
(به گفته آقاي رازقی شتاب دهندهها مفاهیم به نسبت جدیدي هستند که در ایران کمتر از 10 سال قدمت دارند و حمایتی که شرکت ایشون از ایدهها انجام میدهد آن است که در مراحل ابتدایی که هنوز مدل مالی و گردش مالی مشخصی وجود ندارد؛ از تیم اجرا کننده حمایت میکند).
همچنین ایشان در ادامه صحبت هایشان در رابطه با مسیر شغلیاي که طی کردند تا به اینجا برسند گفتند: « فعالیتهایی که در سالهاي آخر کارشناسی و کارشناسی ارشد انجام میدادم مقدمه همین مسیر کارآفرینی و کمک به کارآفرینی باقی کسب و کارها بود. منظور از فعالیت نوع فعالیت نمیباشد زیرا کار نرم افزاري میکردم. شتابدهی و سرمایه گذاري و ازین قبیل کار ها نیز کردهام؛ منظور و مقصود آن جمعیت و افرادي هستند که از سال اخر کارشناسی شروع به انجام فعالیت کردهام و اکنون نیز با اغلب همان جمعیت مشغول به فعالیت میباشم.»
در ادامه صحبت ها، براي همه حضار سوال پیش آمد که در چه صورتی یک کسب و کار موفق است و چه چیز هایی آن را مشخص میکند که ایشان افزودند : «یکی از دلایل مهمی که در ایران آمار شکست نسبت به کشور هاي توسعه یافته کمتر است فرهنگ عدم قبول شکست میباشد که شرکتها و تیمهاي ما به ندرت اعلام به شکست میکنند. ممکن است پروژه جدا شود و رها شود ولی اعلام شکست پروژه به ندرت رخ میدهد. شکست پروژه به معنی این است که آن ایده یا پروژه به هدف خودش نرسد براي مثال ممکن است شرکت سود ده باشد ولی نتواند با شرایط تحریمی و تورمی رقابت کند که این به منزله شکست میباشد.»
در میان سخنان ایشون به نکته بسیار مهم به نام «محصول نهایی» و «حداقل محصول قابل قبول» که توضیحاتی در آن مورد ارائه دادند. موضو عی تجربی میباشد.
به صورتی که در تعریف حداقل محصول مورد پذیرش در برخی از مواقع باید نیاز بازار سنجیده شود و در برخی از مواقع براي محصول ارائه شده بازار هدفی پیدا شود.
در ادامه از ایشان در رابطه با مدیرعاملی و توهم موفقیت در ذهن افراد پرسیدم که آیا اون تفکر راجع به شخص مدیرعامل صحیح است یا خیر؟ که جواب دادند: «مدیریت، کار بسیار سختی است و به عبارت دیگر مدیرعامل باید تمام کار هاي گل و سخت را به تنهایی انجام دهد.
ما در کسب و کار نمیتوانیم دیگران را مجبور به انجام کار کنیم. افراد کارهایی را که به آن علاقه دارند انجام میدهند و هرکاري که باقی بماند را باید مدیر و نفر اول انجام دهد و به همین علت است که کار فرسایشی و طاقت فرسا میباشد. و براي تعیین نفر اول یک سازمان ، شرکت یا تیم بگذارید رخ بدهد زیرا همه چی به محیط، تیم و افراد بستگی دارد و نمیتوان با اطمینان گفت که چه کسی میتواند نفر اول خوبی باشد.»
در ادامه گفتگو با ایشان به خصوصیت اصلی فردي که آماده شروع کسب و کار شخصی شده است را پرسیدیم که آقاي رازقی صحبت زیر را انجام دادند:
«وقتی که بتوانید کارفرماي خودتان باشید! یا به عبارت دیگر کارمندترین مدیر هر سازمان خود همان فرد میباشد. یعنی اینکه باید زودتر از همه بیاید و دیرتر از همه برود. بیشترین سطح بازدهی را داشته باشد. به حرف افراد با تجربهتر عمل کند. اگر فردي در تمام خصیصههاي کارمندي میتواند معیارهاي مدیریت شخصیاش را کامل کند؛ میتواند مدیر خوبی باشد.»
*گفت وگو با آقاي قطبینژاد
از آقاي قطبینژاد در رابطه با نحوه کار شرکتشان در حمایت از کسب و کار هاي نوپا پرسیدیم: «کمک میکنند محصولمان را در مسیر درست توسعه دهیم و شانس خود را براي جذب سرمایه از شرکتهاي بزرگتر افزایش دهیم و همچنین ورود اولیهاي به بازار داشته باشیم.»
در میان سخنان ایشان به کلمه استارتاپ استدیو برخوردیم که معنی این اصطلاح هم پرسیدیم :«شرکتهایی که ایدههاي مطرح و موفق کشورهاي توسعه یافته مثل آمریکا را با توجه به نیازهاي کشورهاي درحال توسعه، بازطراحی کرده و روي کشور هدف پیاده سازي میکنند ؛ براي مثال راکت اینترنت که کسب و کار اسنپ رو به این شیوه در ایران شروع کردند.»
از آقاي قطبی نژاد هم مسیر زندگی شغلی اي که طی کردند تا در این جایگاه قرار بگیرند هم جویا شدیم و ایشان از تجربیات و زندگی شغلی خود به گونه زیر نقل کردند :«در ابتدا جمعیتی شروع انجام کسب و کار هاي پروژه محور براي شرکتهاي عموماً دولتی یا خصولتی شروع به کار کردیم. در سال هاي 86 و 87 به این نتیجه رسیدیم که این نوع کسب و کار پروژه محور، کسب و کار قابل توسعهای نیست و دائما باید دنبال پروژهای براي انجام آن باشیم. و بهتر است که محصول نهایی داشته باشیم که آن را ارائه بدهیم. اوایل دهه 90 از محل درآمدي که این نوع فعالیت به ارمغان داشت براي ایدههاي دیگران و کسب و کارهایی که داراي سابقه صنعتی و مالی بودند تأمین مالی انجام گرفت.»
آقاي قطبی نژاد در ادامه سخنانشان و کاملا خودجوش و دغدغهمند برخی از مهمترین سوالاتی که براي خودمان ایجاد شدهبود را پاسخ میدادند که در ادامه ذکر شدهاست :«افرادي که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند اصلا شناختی نسبت به مسائل داخل صنعت و کسب و کار ندارند و باید براي یادگیري اصول اولیه و پایههاي کسب و کار چند سال در شرکتهاي نوپا شروع به کار کنند که ابعاد و مواقع کار را یاد بگیرند. براي مثال ممکن است نحوه ارتباط با مشتري یا فروش و بازاریابی را بلد نباشند. نکته دیگر این است که قبل از ایجاد کسب و کار باید با افراد موفق و هم حوزه مشورت کنند تا احتمال شکست و ریسک سرمایه گذاري در آن پروژه کاهش یابد. نکته دیگر اینکه مطالعه کتاب و مقاله در طول انجام فعالیتهاي کسب و کاري باید انجام شود و مسیر کسب دانش قطع نشود که لزوما با علمی که در دانشگاه به دانشجویان آموزش میدهند یکسان نمیباشد. باید مقوله تیم سازي و استعدادهاي تیم سازي هم در نظر گرفته شود. به عنوان مثال براي توسعه اپلیکیشن موبایل، باید خودمان به عنوان کسی که ایده را ایجاد میکنیم توانایی ایجاد اپلیکیشن داشته باشیم؛ تفکر اینکه با جذب سرمایه، نیرو متخصص استخدام میکنیم و از او بهره میبریم که ایدههایمان را عملی کنیم، در اکثر مواقع محکوم به شکست میباشد. یعنی اینکه یا ما باید به تمامی مراحل توسعه محصول، طراحی، فروش و بازاریابی اشراف داشته باشیم یا حداقل به بخش عمدهاي از این موارد تسلط داشته باشیم که در کسب و کار به مشکل برنخوریم.
نکته بعدي این هست که تیم بهتر است که زیاد نباشد، یعنی افرادي که همبنیانگذار هستند کمتر از 4 نفر باشند که در ادامه پروژه از اختلافات ممکن جلوگیري کند.
نیازسنجی یکی از مهمترین مقوله هاي ایجاد کسب و کار میباشد؛ بسیاري از افراد و گروهها ایدهها و در بعضی از مواقع محصولات نهایی ارائه میدهند که یا نیازي از مشتریان رفع نمیکند یا محصولی است که نیاز مشتریان را به نحو خوبی رفع میکند ولی براي ارائه و عرضه آن ایده یا محصول، مزیت رقابتی نمیتوان متصور شد. مثل دکمهاي که براي آن میخواهند کت بدوزند.»
در پایان دانشجویان سوالات خودشان را مطرح کردند و دو مهمان برنامه به آنها پاسخ دادند.
محمد مصباح میانه ساز - ورودی 99 مهندسی صنایع