قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا (سبأ-46)
میخواستم کمی درباره کارهایی که در این چندماهه اخیر انجام شده بگویم. از تشکیل شورای راهبردی تا مصاحبهها ، موضاعات و مسائل دیگه. اما تصمیم گرفتم به جای آن به بیان مبحثی کوتاه بپردازم که شاید مفیدتر و انسان سازتر باشد. البته این مطالب ممکن است برای خواننده کمی خسته کننده باشد اما از نظر این بنده حقیر، بیان آن و حداقل دعوت شما برادران و خواهران عزیزم به تفکر درباره آن لازم و شاید وظیفه است.
ما انسان ها با همه شباهتهایی که باهم داریم دارای تفاوتهای بسیاری هستیم. اگر از من بپرسید میگویم تفاوت های ما از شباهتهای ما بیشتر است. این تفاوت ها - که بیشتر در رفتار و تفکرات ما بروز میکند - ناشی از نگرشی است که هر یک از ما نسبت به جهان پیرامون خود داریم. نوع نگاه و برداشت ما تفکراتمان را میسازد و نوع تفکراتمان اعمالمان را شکل میدهد.
جهانبینی منتج به ایدئولوژی میشود و ایدئولوژی منتج به رفتار. این که ما چگونه و با چه عینکی دنیا را میبینیم در ما آرمانها، ارزش ها و اهداف را به وجود میآورد و مسیر زندگی ما را به سمت آنها تنظیم میکند. برای فرد مذهبی که خدا را ابتدا و انتهای همه چیز میداند مسیر زندگیاش را به سمت خدا میبرد و برای آن شخصی که سعادت را در دانش و علم میبیند، به سمت علم. اساسا انسانیت بدون جهانبینی قابل تعریف نیست و انسان بدون جهانبینی بویی از انسانیت نبرده است. حیوانی متفکر است که در جهت ارضای امیال حیوانی خود دست به هرکاری خواهد زد. آتش خشمش جنگهای اول و دوم جهانی را به پا میکند و شعلههای شهوتش او را به جایگاهی پست تر از حیوان سوق میدهد. برای ساخت خانه، جنگلها و محیط زیست را ویران میکند و برای پیدا کردن منابع مورد نیازش، شروع به استعمار میکند.
چگونه جهان را ارزیابی میکنید؟ چه ارزشها و ضد ارزشهایی دارید؟ خوشبختی را در رسیدن به چه چیزی میبینید؟ هدف شما از زندگی چیست و چه چیزی به زندگی شما معنا میدهد؟ این سوال ها اگرچه ممکن است کمی فلسفی جلوه کنند اما سوالاتی است که همه ما باید به دنبال پاسخ به آن باشیم. اگر چه این موضوع شاید به نظر احمقانه یا شاید بچگانه به نظر بیاید اما رسیدن به درک نسبی از آن اولین قدم برای تبدیل شدن به فردی موفق است. زیرا همانطور که حرکت از مبدأ به مقصد بدون مشخص کردن آن کاری بیهوده و احمقانه است، تا موفقیت و سعادت را در دیدگاه خودمان تعریف نکنیم نمیتوانیم به آن برسیم. و موفقیت تعریف نمیشود، مگر اینکه ابتدا نوع نگاه خود به جهان را مشخص کنیم.
“If you don’t turn your life into a story, you just become a part of someone else›s story.” (Terry Pratchett, The Amazing Maurice and His Educated Rodents)
محمدرضا باقری - ورودی 98 مهندسی صنایع