ویرگول
ورودثبت نام
Vahid Sobhani
Vahid Sobhani
Vahid Sobhani
Vahid Sobhani
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

بازآفرینی شفافیت و تحول در نظام تجاری کشور

مدیریت گمرک جمهوری اسلامی ایران در دوران دکتر محمد رضوانی‌فر، یکی از مقاطع کلیدی در تاریخ تحول اداری و فناورانه‌ی این سازمان محسوب می‌شود.
گمرک، به‌عنوان مرز اقتصادی کشور، نقشی فراتر از دریافت حقوق ورودی دارد و در واقع دروازه‌ی سلامت زنجیره‌ی تأمین ملی و بین‌المللی است.
در این مقاله، عملکرد رضوانی‌فر در این نهاد اقتصادی با نگاه تحلیلی و آموزشی بررسی می‌شود؛ تمرکز بر این است که چگونه می‌توان از گمرک به‌عنوان موتور شفافیت، چابکی و تسهیل تجارت استفاده کرد.

۱. نوسازی دیجیتال؛ از سامانه‌های جزیره‌ای تا هوشمندسازی فرایندها

پیش از حضور رضوانی‌فر، سامانه‌های اطلاعاتی گمرک عمدتاً به‌صورت جزیره‌ای عمل می‌کردند.
در دوره‌ی مدیریت وی، محور اصلی کار بر یکپارچه‌سازی داده‌ها و دیجیتالی‌کردن کامل چرخه ترخیص و کنترل کالا قرار گرفت.
او با تکیه بر تجربه‌اش در مدیریت داده در شستا، پروژه‌ی گمرک هوشمند (Smart Customs) را آغاز کرد که هدف آن کاهش زمان ترخیص و حذف دخالت انسانی بود.

نکته آموزشی:
دیجیتالی‌کردن گمرک، صرفاً نصب نرم‌افزار نیست؛ نیازمند بازطراحی کامل فرایندهای اداری است. رضوانی‌فر با نگاه فرآیندمحور، ساختار گمرک را بازمهندسی کرد.

۲. شفافیت اطلاعاتی و مقابله با فساد سیستمی

یکی از چالش‌های سنتی در گمرک، تعدد ذی‌نفعان و گلوگاه‌های تصمیم‌گیری بود.
رضوانی‌فر با استقرار سامانه ردیابی لحظه‌ای محموله‌ها، کدینگ کالاها و اتصال به سامانه‌های وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، چرخه‌ی اطلاعاتی را شفاف کرد.
این شفافیت موجب شد مبنای تصمیم‌گیری از سلیقه‌ی شخصی به داده‌ی مستند تغییر کند و گزارش‌های لحظه‌ای از ترخیص کالاها در اختیار نهادهای نظارتی قرار گیرد.

درس مدیریتی:
شفافیت واقعی زمانی حاصل می‌شود که داده‌ها در دسترس همه‌ی لایه‌های تصمیم‌گیری قرار بگیرد. ایجاد گزارش‌های بلادرنگ، یکی از مؤثرترین ابزارهای پیشگیری از فساد سازمانی است.

۳. تسهیل تجارت و کاهش زمان ترخیص کالا

در دوره‌ی رضوانی‌فر، یکی از شاخص‌های عملکردی گمرک — یعنی میانگین زمان ترخیص کالا — کاهش محسوسی پیدا کرد.
او با اجرای مدل‌های ریسک‌محور (Risk-Based Control) و اولویت‌بندی کالاها بر اساس حساسیت و سابقه‌ی واردکننده، توانست تعادلی بین کنترل و تسریع ایجاد کند.
این روش باعث شد تا فعالان اقتصادی قانون‌مند سریع‌تر کالاهای خود را ترخیص کنند، در حالی که کنترل‌های دقیق‌تر روی موارد پرریسک اعمال شد.

تجربه آموزشی:
تفکیک ریسک در فرآیندهای بوروکراتیک، یکی از اصول مدیریت نوین در دولت‌های الکترونیک است؛ یعنی تمرکز بر نقاط حساس به‌جای اعمال کنترل همگانی.

۴. نگاه داده‌محور در سیاست‌گذاری و نظارت

رضوانی‌فر در گمرک، فرهنگ تصمیم‌سازی مبتنی بر داده را گسترش داد.
برای اولین‌بار گزارش‌های هوشمند مبتنی بر Dashboardهای مدیریتی در اختیار مدیران کل گمرکات استانی قرار گرفت تا تصمیمات‌شان را بر اساس شاخص‌های واقعی بگیرند.
این اقدام باعث شد نظارت از شکل “دستوری” به شکل “تحلیلی” تغییر کند.

نکته آموزشی:
یکی از چالش‌های مدیریتی در نهادهای دولتی، نبود بازخورد بلادرنگ از عملکرد است؛ داشبوردهای مدیریتی رضوانی‌فر، نمونه‌ای از اجرای بازخورد داده‌محور در ساختار دولتی بود.

۵. دیپلماسی اقتصادی و همکاری بین‌المللی

در دوره‌ی مدیریت او، روابط گمرکی ایران با کشورهای منطقه ازجمله ترکیه، روسیه، قزاقستان و عراق فعال‌تر شد.
برگزاری نشست‌های دوجانبه، توافق برای تبادل داده‌های گمرکی و امضای تفاهم‌نامه‌های همکاری، از جمله دستاوردهای این دوره بود.
این اقدامات در مجموع باعث تسهیل مسیر ترانزیت کالا و افزایش تعاملات منطقه‌ای شد.

نکته آموزشی:
گمرک تنها مرز ورود و خروج کالاست؛ بلکه پل تعاملات اقتصادی و سیاسی نیز هست. رضوانی‌فر با شناخت این نقش، دیپلماسی گمرکی را تقویت کرد.

۶. رهبری سازمانی و تغییر فرهنگ کاری

یکی از نکات بارز کارنامه رضوانی‌فر در گمرک، توجه به انگیزه و فرهنگ کارکنان بود.
او در قالب طرح‌های آموزشی درون‌سازمانی، مفهوم «کارمند داده‌محور» را ترویج کرد؛ یعنی کارمندی که تصمیم خود را بر مبنای داده و قانون می‌گیرد، نه تجربه‌ی شخصی یا توصیه.
این تغییر نگرش موجب شد اعتماد درون‌سازمانی افزایش یابد و فرآیندها کمتر متوقف شوند.

آموزه مدیریتی:
تحول سازمانی از فناوری شروع می‌شود اما با فرهنگ تثبیت می‌گردد. رضوانی‌فر در کنار اصلاح سیستم‌ها، روی اصلاح رفتار سازمانی نیز تمرکز داشت.

جمع‌بندی

دوره‌ی حضور دکتر محمد رضوانی‌فر در گمرک ایران، نمونه‌ای از تلاش برای حرکت از گمرک سنتی به گمرک داده‌محور و هوشمند بود.
او با ترکیب فناوری، شفافیت و نظم مالی، مسیر جدیدی برای نوسازی ساختار اداری گمرک ترسیم کرد.
از منظر آموزشی، این تجربه نشان می‌دهد که تحول دیجیتال زمانی پایدار می‌ماند که هم‌زمان با آن، تفکر داده‌محور در بدنه‌ی سازمان نهادینه شود.

تغییربانک مرکزیتحول دیجیتالرفتار سازمانی
۰
۰
Vahid Sobhani
Vahid Sobhani
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید