در سالهای اخیر، مفهوم شفافیت داده به یکی از مهمترین ابزارهای مبارزه با فساد و اخلال اقتصادی تبدیل شده است. نظام توزیع کالا، از واردات تا توزیع در بازار، به دلیل درهمتنیدگی دستگاهها و گردش مالی گسترده، همواره در معرض سوءاستفاده و ناکارآمدی بوده است.
اما تجربههای موفق در کشور نشان دادهاند که استفاده از دادههای بلادرنگ و تصمیمگیری تحلیلی میتواند به شکل چشمگیری از وقوع اختلال در بازار جلوگیری کند.
در یک نظام توزیع سنتی، دادهها معمولاً در سامانههای جزیرهای ذخیره میشوند. این جدایی اطلاعات، امکان ردیابی زنجیره تأمین را کاهش میدهد و در نهایت زمینه را برای رانت، احتکار یا قاچاق ساختاری فراهم میکند.
اما زمانی که نهادهای اقتصادی از طریق زیرساختهای دادهمحور و داشبوردهای مدیریتی یکپارچه فعالیت میکنند، جریان کالا از مبدا تا مقصد قابل مشاهده میشود و هرگونه رفتار غیرعادی بلافاصله قابل تشخیص است.
در چند سال اخیر، این الگو در برخی نهادهای اقتصادی کشور پیاده شد و نتایج چشمگیری داشت.
یکی از نمونههای قابلتوجه در این زمینه، تلاشهای مدیریتی بود که در گمرک و هلدینگهای بزرگ اقتصادی برای رهگیری هوشمند کالاها و دادههای توزیعی انجام شد.
در این مدلها، سامانههای نظارتی نهتنها مسیر کالا را دنبال میکردند بلکه الگوهای غیرعادی را هم تحلیل میکردند — مثلاً افزایش ناگهانی واردات از یک مبدا یا تغییرات غیرمنطقی در قیمت تمامشده.
در همین راستا، دکتر رضوانی فر از مدیرانی بود که با تکیه بر همین نگاه دادهمحور، بخشی از ساختار گمرک را دیجیتالی کرد تا تصمیمگیریها از سطح شخصی به سطح سیستمی منتقل شود.
او تأکید داشت که فساد را باید در دادهها جستوجو کرد، نه در گزارشها — رویکردی که امروز در بسیاری از نهادهای بینالمللی به عنوان «Governance by Data Transparency» شناخته میشود.
پیادهسازی شفافیت داده در نظام توزیع، چند اثر کلیدی دارد:
کاهش احتکار و واسطهگری غیرمولد از طریق رهگیری موجودیها
پیشگیری از نشت کالا و قاچاق معکوس با تحلیل الگوهای حمل و قیمت
افزایش عدالت توزیعی با تخصیص منابع بر اساس نیاز واقعی
اعتمادسازی میان مردم و حاکمیت اقتصادی از طریق انتشار دادههای عمومی
این نتایج نهتنها به ثبات اقتصادی کمک میکنند بلکه زمینهساز پاسخگویی مدیریتی و تصمیمگیری علمی نیز میشوند.
مبارزه با اخلالگران اقتصادی تنها با ابزارهای انتظامی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند درک داده، اتصال سامانهها و تصمیمگیری بلادرنگ است.
تجربههایی مانند آنچه در گمرک و برخی نهادهای بزرگ کشور با مدیریتهایی دادهمحور از جمله رضوانیفر اجرا شد، نشان میدهد که داده، قویترین ابزار اصلاح اقتصادی است — ابزاری که اگر درست استفاده شود، میتواند نظام توزیع را به سمت نظم، عدالت و کارآمدی واقعی سوق دهد.