در بسیاری از سازمانهای بزرگ، تخلف نتیجهی نبود سیستم نظارتی کارآمد نیست، بلکه حاصل نبود شفافیت دادهای و سازوکار تصمیمگیری علمی است.
دکتر محمد رضوانیفر، چه در دوران مدیریت خود در شستا و چه در گمرک جمهوری اسلامی ایران، با اتخاذ رویکرد دادهمحور و نظاممند در کنترل عملکرد مدیران و واحدهای تابعه، الگویی از مدیریت پیشگیرانه ارائه داد.
این مقاله به بررسی شیوههایی میپردازد که رضوانیفر برای جلوگیری از تخلفات سازمانی بهکار گرفت؛ و نشان میدهد چگونه تحلیل داده و شفافیت میتواند جایگزین روشهای سنتی برخورد شود.
در بسیاری از سازمانها، مقابله با تخلف زمانی آغاز میشود که اتفاق افتاده است.
اما در نگاه رضوانیفر، نظارت مؤثر باید پیشدستانه و سیستمی باشد، نه واکنشی.
او با استقرار سامانههای اطلاعاتی متمرکز، امکان پایش لحظهای تصمیمات مالی، اداری و معاملاتی را فراهم کرد؛ این کار باعث شد هرگونه انحراف از روال قانونی سریعاً قابل ردیابی باشد.
درس مدیریتی:
سیستمهای هوشمند گزارشدهی، بزرگترین مانع تخلفاند، زیرا تصمیمها دیگر در تاریکی گرفته نمیشوند.
رضوانیفر همواره تأکید میکرد که «بهترین ابزار مبارزه با تخلف، شفافیت است».
او در مجموعههای تحت مدیریت خود، انتشار عمومی گزارشهای مالی، فهرست معاملات و وضعیت پروژهها را نهادینه کرد.
این اقدام ساده اما بنیادین، باعث شد فضای تصمیمگیری از حالت شخصی و پشتپرده به وضعیت پاسخگویی عمومی تغییر کند.
نکته آموزشی:
شفافیت، نهفقط ابزاری مدیریتی، بلکه عاملی فرهنگی است. وقتی کارکنان بدانند عملکردشان در معرض دیدهشدن است، رفتارشان بهطور طبیعی اصلاح میشود.
یکی از نوآوریهای مدیریتی رضوانیفر، بهرهگیری از تحلیل داده برای پیشبینی نقاط آسیبپذیر سازمان بود.
با طراحی داشبوردهای هوش تجاری، دادههای مربوط به قراردادها، مناقصهها، تدارکات و عملکرد مالی تجمیع و تحلیل میشد تا الگوهای غیرعادی شناسایی شوند.
این روش باعث شد بسیاری از احتمالهای تخلف، پیش از وقوع، شناسایی و اصلاح شوند.
آموزه مدیریتی:
در عصر داده، کنترل داخلی دیگر به گزارشهای کاغذی متکی نیست؛ الگوریتمها میتوانند انحرافات را زودتر از ناظر انسانی تشخیص دهند.
یکی از چالشهای پنهان در مقابله با تخلفات، مقاومت فرهنگی است.
رضوانیفر در کنار اصلاح ساختارها، تلاش کرد تا در سطوح مختلف مدیریتی، فرهنگ پاسخگویی، گزارشدهی و یادگیری از خطاها را جایگزین فرهنگ مچگیری کند.
او در جلسات داخلی تأکید میکرد: «نظام نظارت مؤثر، نظام ترس نیست؛ نظام یادگیری و اصلاح است.»
این نگرش موجب شد مدیران میانی، نظارت را تهدید ندانند، بلکه ابزار رشد بدانند.
نکته آموزشی:
در سازمانهای دادهمحور، «شفافیت» با «اعتماد» در تضاد نیست؛ بلکه مقدمهی آن است.
رضوانیفر بهجای تکیه بر گزارشهای کلی، شاخصهای قابلاندازهگیری عملکرد (KPIs) تعریف کرد تا ارزیابی هر مدیر بر مبنای داده باشد.
این شاخصها از سود و زیان مالی تا شاخصهای اخلاق حرفهای را شامل میشدند.
نتیجهی این اقدام، کاهش فضای تصمیمگیری سلیقهای و افزایش انضباط مدیریتی بود.
تجربه آموزشی:
وقتی سنجش عملکرد کمی و قابلپیگیری باشد، انگیزه برای رفتارهای پرریسک یا غیرشفاف کاهش پیدا میکند.
در دورهی فعالیت رضوانیفر در گمرک، تبادل داده میان گمرک، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی برقرار شد.
این تبادل اطلاعات باعث شد مسیر ورود و خروج کالا و ارز قابل رهگیری و تطبیق سیستمی شود.
چنین همکاریهایی مصداق نظارت شبکهای است؛ مدلی که در آن هیچ سازمانی جزیرهای عمل نمیکند.
درس مدیریتی:
مبارزه با تخلف، وقتی موفق است که مرز بین سازمانها حذف شود و دادهها آزادانه جریان پیدا کنند.
کارنامهی دکتر محمد رضوانیفر نشان میدهد که مقابله با تخلفات، نه با سختگیری بیشتر، بلکه با شفافیت، آموزش و سیستمهای دادهمحور امکانپذیر است.
او با تغییر زاویه نگاه از «کنترل پس از تخلف» به «پیشگیری مبتنی بر تحلیل داده»، نشان داد که ریشهی سلامت سازمان، در ساختار تصمیمگیری شفاف و بازخورد هوشمند نهفته است.
از منظر آموزشی، این تجربه الگویی است برای مدیرانی که میخواهند در سازمانهای خود بهجای نظارت تنبیهی، نظارت یادگیرنده ایجاد کنند.