ویرگول
ورودثبت نام
وحيد احسانی
وحيد احسانیدکتری توسعه کشاورزی، فعّال فرهنگی اجتماعی، یادداشت‌نویس! کانال تلگرام: https://t.me/notesofvahidehsani
وحيد احسانی
وحيد احسانی
خواندن ۱۱ دقیقه·۴ ماه پیش

نقد عملکرد دکتر فتح‌اللهی (رئیس دانشگاه رازی) در سرمایه اجتماعی

هرچند این یادداشت به‌صورت مصداقی و با تمرکز بر دانشگاه رازی نگاشته شده امّا محتوای آن به تمام سازمان‌ها و کل کشور قابل تعمیم است.

به عنوان عضو کوچکی از خانواده دانشگاه رازی، نسبت به عملکرد دکتر فتح‌اللهی نقدی دارم که مایلم با سایرین در میان بگذارم، به این امید که به گفتگوهایی سازنده و نهایتاً به اصلاحات یا ارائۀ توضیحات روشنگر بینجامد.

از سایر دغدغه‌مندان و به‌ویژه متخصصان موضوعی خواستارم به این گفتگو ورود کنند، باشد که به پخته‌شدن بحث و ارتقاء سطح آگاهی عمومی (شامل حقیر) کمک کند.

دکتر فتح‌اللهی را از خیلی سال پیش به‌عنوان انسانی پاک، بااخلاق، خیرخواه و باسواد شناخته‌ و با ایشان رابطه دوستانه خوبی داشته‌ام، کافی بود در جلسه عمومی معارفه نیز بر «بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی» به‌عنوان مسئله اصلی تأکید کند که دیدگاهم نسبت به ریاست ایشان کاملاً مثبت شود.

به عقل ناقص حقیر نیز بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی مهمترین مسئله ماست، چه در سطح ملّی و چه سازمانی.

اتّفاقاً، دو روز پیش (30 شهریور 1404) مدیریت طرح و برنامه دانشگاه نیز نشست «سرمایه اجتماعی، مفاهیم نظری و کاربرد عملی در شرایط فعلی» را برگزار کرد که طی آن دکتر جلیل کریمی و دکتر وکیل احمدی (هر دو از گروه جامعه‌شناسی دانشگاه رازی) مطالب بسیار مفیدی مطرح کردند.

امّا به نظرم، حرکت در جهت این هدف اساسی، نیازمند برنامه و مستلزم تغییر در ریل‌گذاری‌هاست، چیزی که با گذشت بیش از 8 ماه از تاریخ تصدّی‌گری دکتر فتح‌اللهی، حتّی حرفش را هم نشنیده‌ایم.

با شناختی که از دکتر فتح‌اللهی دارم و از آنجا که در حیطه اقتصاد نهادی (یا نهادگرا) تخصص دارند، اطمینان دارم مفهوم «سرمایه اجتماعی» و مولّفه‌های اصلی آن را خیلی خوب و خیلی بهتر از حقیر می‌شناسند؛ همان‌طور که در نشست پیش‌گفته هم مطرح شد، عدالت (نبود تبعیض‌های ناروا)، شفافیت، صداقت، مشارکت، تمرکززدایی، تصمیم‌گیری جمعی، پاسخگویی، ساختار سازمانی افقی (در مقابل عمودی) و مسئولیت‌پذیری از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی هستند.

تا جایی که می‌فهمم، اگر سازمانی بخواهد در راستای تقویت سرمایه اجتماعی گام بردارد، باید برای آن و در واقع برای بهبود هر یک از مولفه‌های اصلی آن برنامه تدوین کند.

برای تدوین چنین برنامه‌ای لازم است وضعیت موجود هر یک از مولفه‌ها مشخص و وضعیت مطلوب هر یک از آنها نیز تعیین شود. سپس برنامه‌ای چند مرحله‌ای و بلندمدّت تدوین گردد که در هر گام آن، در هر یک از مولفه‌ها بهبودهایی رخ دهد.

دکتر فتح‌اللهی برای بهبود هر یک از این مولفه‌ها چه برنامه‌ای دارند؟

اوّل ای جان فکر دفع موش کن!

پیش از آنکه مدیری بخواهد برای پر کردن انبار سرمایه اجتماعی تلاش کند، باید موش‌های کاهنده‌اش را بشناسد و برای دفع‌شان فکری کند؛ موش‌ تبعیض امکان افزودن سرمایه‌ اجتماعی را سلب کرده است.

انواع تبعیض‌های رسمی (قانونی) و غیررسمی تمام سطوح کشور (شامل سطح سازمانی و شامل دانشگاه رازی) را فرا گرفته است. به‌عنوان نمونه، در دانشگاه رازی چندین نوع کارمند وجود دارد: روزمزد، شرکتیِ ساعتی، شرکتی تمام‌وقت، قراردادی و رسمی، با حقوق و مزایای بسیار متفاوت.

برخی تفاوت‌های موجود در حقوق و مزایای کارکنان دولت، منطقی، قابل دفاع و حتّی لازم و ضروری است، مثل بیشتر بودن حقوق شخصی که وقت و زحمت زیادی صرف کرده و در حیطه‌ای متخصص شده است و با استفاده از تخصصش می‌تواند کارهای خاصّی را انجام دهد که بسیاری نمی‌توانند. یا تفاوت حقوق کسی که مسئولیت، ساعات کاری یا سختی کارش به شکل محسوسی متفاوت است. امّا بسیاری از تفاوت‌های موجود در ساختار اداری ما (شامل دانشگاه رازی) چنین نیستند؛ اشخاصی را می‌بینیم با سطح سواد، سابقه کار و نوع کار بسیار مشابه که حقوق و مزایای برخی چند برابر سایرین است!

در مورد تفاوت‌های حقوق و درآمد در سازمان دولتی و تأثیر آن بر وضعیت سرمایه اجتماعی یک جنبه مهم دیگر هم وجود دارد؛ اینکه آیا سطوح پایین‌تر حقوقی، حداقل درآمد لازم برای تأمین آبرومندانه نیازهای اوّلیه را دریافت می‌کنند یا نه. یک حالت این است که در سازمان، همگی حداقل حقوق کافی برای تأمین آبرومندانه نیازهایشان را دریافت می‌کنند و بعد عدّه‌ای بنا بر دلایل منطقی پیش‌گفته دریافتی خیلی بیشتری (ولو چندین برابر) دارند و یک وقت این گونه است که نه، سطوح بالاتر در حالی چندین برابر دریافتی دارند که برخی همکاران آنها حداقل‌های ضروری شان تأمین نمی‌شود.

از آنجا که عدالت (نبود تبعیض‌های ناروا) یکی از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی است و با توجه به این حجم از تبعیض در دانشگاه، پرسش این است که دکتر فتح‌اللهی چگونه می‌خواهند سرمایه اجتماعی را تقویت کنند؟!

بله، بسیاری تبعیض‌ها مربوط به کلّیت ساختار اداری کشور و خارج از دست دانشگاه است. اطمینان دارم دکتر فتح‌اللهی طرفدار تبعیض‌های نابه‌جا نیستند و اگر اختیارات کامل داشتند، سیاست‌ها و قوانین را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کردند که عدالت برقرار شود.

همچنین، می‌دانم آن جریان سیاسی دیگر آزادی عمل خیلی بیشتری دارد و قانون چندان دست و پایش را نبسته است؛ در عین حالی که دیگران را به جذب نیروی خارج از فراخوان متّهم می‌کند و ادّعای ارزشی بودن دارد، خودش هر که را بخواهد در هر قالبی جذب می‌کند و خیالش هم راحت است که هیچ کس با او کاری ندارد. حتّی درون دولت فعلی نیز نماینده آن جریان در سمت وزیر کشور آشکارا به حمایت از چند هزارنفری می‌پردازد که در دوره قبل به‌صورت غیرقانونی در ادارات کشور جذب شده‌اند تا خدایی ناکرده آب در دل‌هایشان نلرزد. در مواردی هم که به لطف فضای مجازی کار به رسوایی بکشد و فضاحت ماجرا به اندازه‌ای باشد که نتوان از زیرسبیل ردّش کرد، مرزهای «برخورد مؤمنانه» کیلومترها جابه‌جا می‌شود! بعد کافی است همین جابه‌جاکنندگان مرزهای برخورد مومنانه از جریان سیاسی دیگر کوچکترین خطا، عمل شبهه‌ناک یا ترک‌اولی‌ای ببینند تا کفن‌پوش شده و فریاد وااسلاما سر دهند! تا حالا هم اگر مجال نیافته‌اند اقتضای دیدگاه و منش‌شان را بروز دهند، دلیلش صرفاً شدّت بحران‌ها و به‌ویژه شرایط خاص و جنگی کشور است.

بله، همه اینها را می‌دانم و قبول دارم، امّا با وجود این مسائل، مدیری که بخواهد در راستای تقویت سرمایه اجتماعی گام بردارد، نمی‌تواند نسبت به انواع موش‌های خورنده این سرمایه در سازمان خود بی‌تفاوت باشد، باید فکری کند و تدبیری بیندیشد.

در سازمانی که هدیه روز کارمند و بسیاری رفاهیات کارمندی دیگر به عدّه‌ای تعلّق می‌گیرد و به عدّه‌ای نه، سخن راندن از سرمایه اجتماعی چه موضوعیتی دارد؟!

دکتر فتح‌اللهی در پاسخ به اعتراض حقیر درخصوص عدم واریز هدیه روزکارمند به کارمندان شرکتی، پاسخ دادند که طبق قانون، رفاهیات به نیروهای شرکتی تعلّق نمی‌گیرد.

به همین ترتیب، کارمندان خانم دارای فرزند محصّل معترضند که چرا «کمک هزینه کارمندان دارای فرزند دانش‌آموز یا دانشجو» فقط به کارمندان آقا تعلّق می‌گیرد، خب پاسخ مشخص است، حتماً طبق قانون!

یکی از کارمندان شرکتی دانشگاه گلایه می‌کرد که «وقتی صندوق رفاهی دانشگاه برای فروش گوشت اطلاعیه داد، پول واریز کردم امّا بعد از یک ماه گفتند به شما شرکتی‌ها تعلّق نمی‌گیرد، بیایید پول‌تان را پس بگیرید»!

معاون اداری مالی دانشگاه ضمن گفتگو با نیروهای ساعتی که برای طرح مسائل خود نزد ایشان رفته بودند همچنین به آنها گفت: «البته دانشگاه با نیروهای شرکتی هیچ رابطه رسمی و اداری ندارد که بخواهد با آنها وارد گفتگو شود؛ طرف گفتگوی این افراد فقط باید شرکت پیمانکار خدمات دانشگاه باشد».

دانشگاه در روزهای معلم و کارمند به استادان و کارمندان هدایایی پرداخت می‌کند امّا کارگر-کارمندان دانشگاه (کارمندانی که از لحاظ رسمی و قانونی کارگر شرکت پیمانکار خدمات دانشگاه هستند و برخی دارای تحصیلات عالیه و دکتری) نه در آن مناسبت‌ها دیده می‌شوند و نه در روز کارگر!

از یک‌سو، هر دستاورد یا افتخاری که این اشخاص کسب کنند برای و به نام دانشگاه هم هست امّا در مقابل، در هر اعتراضی دانشگاه به آنها یادآوری می‌کند که همین مقدارش هم فراتر از قانون است (قانونی‌اش این است که نباشند).

قبول، همه اینها طبق قانون است و دهان همه معترضان در برابر این پاسخ بسته [1] امّا جسارتا باید عرض کنم که پس باید نتیجه بگیرم که علی السّرمایه‌ی اجتماعی السّلام!

با وجود تبعیض‌های ناروا و فراوانی که گویا قرار هم نیست کم شوند، چه چیزی را می‌خواهیم شفاف کنیم؟! تبعیض‌ها را؟! اینکه در سازمان برخی طبقات (کاست‌ها [2]) 10 برابر برخی دیگر حقوق و مزایا می‌گیرند؟! اینکه برخی چه مقدار اضافه‌کار می‌گیرند و برخی حداقل حقوق قانون کار را نیز دریافت نمی‌کنند؟! [سوء برداشت نشود، همگی طبق قانون البته]

پشتوانه حرکت مدیر به سمت تقویت سرمایه اجتماعی، بنا بر ماهیت این هدف، باید حمایت کف و اکثریت باشد، اگر مدیر نتواند تبعیض‌های علیه کف هرم را کاهش دهد و حمایت آنان را جلب کند، تنها تکیه‌گاهش همان روابط و گروه‌بندی‌های مبتنی بر رانت، تبعیض، سیاست، قومیت و امثال آن خواهد بود که اصولاً به ترکستانند.

خب، تبعیض‌ها که قانونی است و با وجود آنها شفافیت هم ممتنع؛ برویم سراغ سایر مولفه‌های سرمایه اجتماعی یعنی مشارکت و تصمیم‌سازی جمعی.

در شرایط بی‌عدالتی، این دو نیز ناممکن هستند؛ در شرایط تبعیضِ بالا تضاد منافع به‌قدری زیاد است که مشارکت و تصمیم‌گیری جمعی معنا ندارد؛ اتّفاقاً بالعکس، طبقات بالاتر در تمام سیاست‌گذاری‌ها، تصمیم‌سازی‌ها و حتّی رفتارهایشان باید مراقب باشند که طبقات پایین را کنترل کنند تا نظم مبتنی بر تبعیض سازمان به‌هم نخورد.

به همین ترتیب، سایر مولفه‌های سرمایه اجتماعی نیز به «عدالت» وابستگی تام دارند؛ به‌اندازه‌ای می‌توان در راستای بهبود آنها گام برداشت که پیشاپیش یا لااقل به موازات، در راستای بهبود عدالت اجتماعی گام برداشته باشیم.

همان‌طور که عرض کردم، تا جایی که می‌دانم همه چیز (شامل تبعیض‌ها روا و ناروا) طبق قانون است و دهان معترضان بسته، امّا در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعیِ بدون عدالت، شفافیت، مشارکت و تصمیم‌سازی جمعی به چه ‌ماند؟ بله، به شیرِ بی یال و اشکم و کوپال پهلوان حکایت مولانا که «اینچنین سرمایه اجتماعی‌ای خدا هم نافرید»!

البته در راستای تقویت سرمایه اجتماعی (بهبود مولفه‌های اصلی آن) گام‌های کوچکی هم برداشته شده است (مانند انتشار ولو محدود صورتجلسه‌‌های هیئت رئیسه در راستای شفافیت، ازسرگیری گفتگوهای داخلی دانشگاه و غیره) امّا اوّلاً، خسارت موش‌ها خیلی بیش از تأثیر انباشتی این گام‌هاست و ثانیاً، این گام‌ها جزیره‌ای و برآمده از ذوق شخصی برخی دانشگاهیان هستند و نه جزئی از برنامه‌ای مدون و زمان‌مند که چشم‌انداز روشنی ایجاد کنند.

علاوه بر این، رویکرد و منش مدیران دوره قبل به‌گونه‌ای بود که اگر تیم جدید در راستای تقویت سرمایه اجتماعی هیچ برنامه‌ای نداشته باشد و هیچ کاری هم نکند احتمالا از این لحاظ باز هم نمره بهتری خواهد داشت امّا این نمره خیلی پایین خواهد ماند و به حداقل لازم برای قبولی نمی‌رسد.

بنابراین، تا جایی که می‌فهمم، دکتر فتح‌اللهی یا باید اعلام کنند که قوانین و سیاست‌های بالادستی امکان حرکت به سمت بازسازی و تقویت سرمایه اجتماعی را سلب کرده‌اند و ازاین‌رو، پیگیری این هدف منتفی است [3] یا توضیح دهند که اگر قرار نیست موش‌های خورنده سرمایه اجتماعی دفع شوند و در مولفه‌های اصلی آن بهبودی رخ دهد، چگونه قرار است ذخیره این سرمایه انباشته گردد.

اولویتی در کنار اولویت‌های دیگر!

همان‌طور که بیان شد، به فهم ناقص حقیر، برای حرکت سازمان در راستای سرمایه اجتماعی اوّل باید مشخص شود که نقاط مولّد بدگمانی و احساس ظلم کجاها هستند (چه تبعیض‌ها و عدم‌شفافیت‌هایی به اعتماد و حس تعلق آسیب می‌زند) و بعد برای رفع آنها و نیز بهبود سایر مولفه‌های سرمایه‌اجتماعی برنامه‌های زمان‌مند و چندمرحله‌ای تدوین گردد.

نکته بسیار مهم دیگر این است که اگر هدف «تقویت سرمایه اجتماعی» اولویت است، نمی‌توان و نباید آن را طبق روال ساری و جاری در همه جای کشور، کنار ده‌ها اولویت دیگر قرار داد؛ شخص، سازمان یا مملکتی که اولویت‌هایش عبارت باشند از کاهش هزینه‌ها، افزایش تولید، تقویت سرمایه اجتماعی، کاهش واردات، افزایش صادارت، کاهش تورّم، نماز، حجاب، مسئولیت اجتماعی، روابط با بیرون، اشتغال، قدرت نظامی، بهبود رتبه، افزایش مقاله و غیره، اصولاً اولویتی ندارد!

معنای اولویت این است که در میان ده‌ها هدف خوب و بایسته، یک یا دو مورد را به عنوان اولویت انتخاب کنیم، اهدافی که با توجه به شرایط، بهبود سایر ارزش‌ها نیز پیشاپیش به بهبود آنها وابسته‌اند.

بنابراین، اگر واقعا قرار است در راستای تقویت سرمایه اجتماعی حرکت کنیم، اینکه برای بهبود مولفه‌های آن در بخش‌های مختلف دانشگاه برنامه‌ای زمان‌مند و مرحله‌ای تدوین کنیم اصلا کافی نیست؛ مهم است این برنامه در کنار و هم‌عرض ده‌ها برنامه دیگر که برای پیگیری سایر اولویت‌ها(!) تدوین شده‌اند قرار نگیرد، بلکه اولویت بودنش روی کاغذ و در برنامه‌های دانشگاه نیز مشهود باشد؛ همین حالا هم با تلنبار و سرریز برنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها مواجهیم.

نهایتاً، از آنجا که با وجود علم به موانع و محدودیت‌ها، باور دارم واقعا می‌شود در راستای سرمایه اجتماعی گام برداشت و ثانیاً، دکتر فتح‌اللهی را انسانی شریف، نقدپذیر، متواضع و اهل گفتگو می‌دانم، این متن را نوشتم.

پیشاپیش از مواجهه بزرگوارانه و همدلانه ایشان سپاسگزارم.

به امید فردایی بهتر

به امید سرمایه اجتماعی در دانشگاه رازی و جامعه

به امید ایرانی آباد

‌

پانویس‌ها

[1] البته اینکه آن دنیا عملکرد مدیران بر اساس قانون رسمی ارزیابی می‌شود یا بر اساس قوانین فطری و الهیِ عدالت و انصاف مسئله مهم و قابل تأمّل دیگری است که باید در نوشتار جداگانه‌ای بحث شود.

[2] کاست: طبقات اجتماعی در میان هندوها

[3] البته دکتر فتح‌اللهی پیش از این تجربه معاونت اداری مالی دانشگاه را داشته و با تبعیض‌ها و غیره کاملا آشنا بوده‌اند‌ و با علم به این واقعیت‌ها بر تقویت سرمایه اجتماعی در دانشگاه تأکید کردند.

یادداشت طولانی بود، امّا اگر علاقه‌مند بودید، در رابطه با موضوع محتوای آن، به یادداشت‌های زیر نیز نگاهی بیندازید:

مدیر «شهروند»؛ مدیر «مافیا»!

توسعه ایران برنامه ساده می‌خواهد (در لزوم تدوین برنامه‌های ساده در سطح ملّی و سازمانی)

دانشگاه‌های ما بدون گفتگو صاحب برنامه راهبردی شده‌اند! (توضیح اینکه تدوین برنامه مستلزم حداقلی از توافق و آن نیز نیازمند گفتگو است، برنامه‌ای که از دل گفتگو و توافق حاصل نشده باشد، کاغذپاره‌ای بیش نیست)

دانشگاه و نقد نظام حکمرانی (در توضیح اینکه دانشگاه به اندازه‌ای و در عرصه‌هایی می‌تواند به نقد نظام حکمرانی بپردازد که در حکمرانی و مدیریت داخلی خودش وضع بهتری داشته باشد)

حل مسئله در سازمان‌های گزارش‌محور! (توضیح اینکه سازمان‌های ما از اساس برای حل مسئله ایجاد نشده‌اند امّا شاید تنها راه ما این باشد که از دل همین ناسازمان‌ها گام‌هایی به سمت حل مسئله برداریم)

........................................

سایر یادداشت‌هایم را می‌توانید از طریق پیوند‌های زیر ببینید:

کانال تلگرام

وبلاگ

صفحه‌ام در اینستاگرام (فعّال نیست)

صفحه‌ام در ریسرچ‌گیت (مقاله‌های علمی)

سرمایه اجتماعیعدالتعدالت اجتماعیشفافیت
۰
۰
وحيد احسانی
وحيد احسانی
دکتری توسعه کشاورزی، فعّال فرهنگی اجتماعی، یادداشت‌نویس! کانال تلگرام: https://t.me/notesofvahidehsani
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید