آیا به راستی تنها 'مردان' مقصرند؟

The House That Jack Built (2018)
The House That Jack Built (2018)


خشونت واژه ای است که در طول تاریخ همواره با نام مرد عجین شده است. بر تارک حکومت های نظامی گرایی، مردان نشسته اند و در 90 درصد قتل ها، سرقت ها و تبهکاری های جهان، دست مردان آشکار است و نیز در خشونت های خانوادگی نیز عامل صدمات جبران ناپذیر بر ضد همسر و فرزندان نیز ایشانند.
از جمله آخرین توصیه های پیام‌آور اسلام درباره احترام به زنان بوده است، ولی با این حال امروز جوامع عربی و اسلامی نیز امروز از این معضل رنج می برد و در برخی موارد شاهد بدترین انواع خشونت علیه زنان هستند. آنچه از مطالعات انجام شده پیرامون خشونت در می یابیم این است که میان مردان و خشونت رابطه انکارناپذیری وجود دارد، همچنان که بسیاری میان زنان و صلح و تفاهم و دوستی ارتباطی را ترسیم می کنند. گفتنی است که بسیارند مردانی که طبعی لطیف دارند و بسا زنانی که مرتکب خشونت و جنایت می شوند، ولی آنچه موضوع بحث است بررسی رفتار غالب در یک نوع جنس از انسان است.


گویا زنان خود پذیرای خشونت از سوی مردان هستند

اما در حال حاضر به این بحث می پردازیم که جامعه چه اقداماتی باید انجام دهد تا خشونت علیه زنان اگر هم کم نمی شود لااقل افزایش نیابد. در اینجا بسیار به سزا است که به بررسی این سوال بپردازیم که آیا به راستی "تنها مردان مقصرند یا زنان نیز در این ماجرا سهمی دارند؟". در بررسی های انجام شده در موارد خشونت علیه زنان، آن ها عمدتا با پنهان کردن اعمال خشونت آمیز همسران، برادران و پدران خود به این موضوع دامن می زنند و یا به عبارتی برای حفظ آبروی ظاهری خود، مجبورند بدترین خشونت ها را که همراه با کتک، تهمت و ناسزا و در مواردی آسیب رسانی به اعضای بدن خود و بدتر از آن را تحمل کنند تا مبادا موجب از بین رفتن حیثیت اجتماعی آن ها شود. بنابر این به نظر می رسد زنان تحت هر شرایطی خشونت علیه خود را پذیرفته اند.

نبودن مجازات های سنگین، موجب تقویت نقش خشونت شده است

همچنین این سوال نیز قابل طرح و تامل است که آیا حمایت نکردن قانون و نبودن مجازات های سنگین برای افرادی که خشونت را سرلوحه کارهای خود قرار می دهند، سبب تقویت نقش خشونت در جامعه نمی شود؟ آنچه واقعیت دارد این است که قوانین ایران مجازات های سنگین را برای مردان پرخاشگر قائل نشده است. سنگین ترین مجازات برای مردان پرخاشگر حتی در شدیدترین موارد که خشونت مردان باعث از کارافتادگی زن، اختلال عصبی یا حتی خودکشی او می شود، جریمه نقدی یا زندان است.


پیشگیری خشونت با سازماندهی فکری جامعه میسر می شود

در هر جامعه صرف نظر از اندازه و جمعیتی که دارد در صورتی می توان زنان و کودکان را از گزند رفتار جسمی و جنسی در امان نگاه داشت که ساختار ذهنی افراد نسبت به اعمال خشونت تغییر یافته باشد. در غیر این صورت تصویب قوانین به تنهائی و بدون آنکه قضات متقاعد به اهمیت موضوع شده باشند و یا برخورد نیروی انتظامی با مجرمین بدون آنکه لااقل خانه های امنی برای خشونت دیدگان ایجاد شده باشد، کارساز نیست.


عشق و نفرت هر دو آموختنی است

هرچند عوامل مختلف باعث خشونت طلبی می شود، اما نه خشونت ستیزی و نه خشونت طلبی علیه زنان هیچ یک ریشه طبیعی ندارد. هر دو آموختنی است. محبت آموختنی است و نفرت و پرخاشگری نیز فراگرفتنی است. باید از کودکی، محبت کردن را به پسر و دختر آموخت و همچنین نباید خشونت را به جنس مذکر با رفتارمان تعلیم دهیم. و در این جا بیش از همه نقش خانواده حائز اهمیت جلوه می کند که تا چه حد فضای خانواده را به عنوان هسته اولیه جامعه بشری، آماده تامین و حمایت از حقوق سایر افراد و هم نوعانی که با آن ها در تعامل هستند می نماید.


خانواده سالم پیش نیاز جامعه عاری از خشونت

همچنین باید به این نکته توجه داشت که برای داشتن جامعه ای سالم و افرادی متعادل، نمی توان بر روابط خشونت آمیز خانوادگی چشم بست و توقع جامعه ای سالم داشت. زیرا پیامدهای رفتار خشونت آمیز خانوادگی بر فرزند سبب می شود که او در روابط اجتماعی با دیگران نیز مشابه همان رفتار نابهنجار را داشته باشد، چرا که بسیار روشن است که رفتارهای افراد در جامعه تسری یافته از رفتارهای آن ها در محیط خانواده است.


نگارنده: وحید عالم، جامعه شناس
منبع: روزنامه اصفهان زیبا، مردادماه 1394