ویرگول
ورودثبت نام
وحید بینش
وحید بینشعکاس صنعتی و مقاله نویس
وحید بینش
وحید بینش
خواندن ۳ دقیقه·۱۴ روز پیش

توهم آگاهی و خودداری

آگاهی از دیرباز اساسی ترین کالای مصرفی بوده است ،چنانچه هر دولتی برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی و استراتژیک خود سازمانها یا نهادهایی برای کسب آگاهی تشکیل و توسعه داده است،آمریکا در سال ۱۹۴۵ سیا را تاسیس کرد، روسیه ۱۹۵۴ کا‌گ‌ب را و موساد در ۱۹۴۹ در اسراییل متولد شد.

با یک جستجوی ساده در گوگل به این مهم پی میبریم که هزینه و بودجه‌ی متعارف و قابل مشاهده‌ی این کمپانیها ،و نه هزینه های نگهداری و تعامل سری داده در این شرکتها و سازمانها چه ارقام عجیبی هستند!

با یک جمع بندی ساده به این اهمیت پی می‌بریم که امروز اطلاعات گران ترین کالای معامله محسوب میشود، ابزارهای ماهواره ای و رصد، هزینه های جذب جاسوس و روشهای سری کنترل جوامع همگی جمله این پیغام را دارند؛ اعداد با صفرهای بیشمار در حال پیش برد این هدف هستند!

خبرگزاریها! کمپانی های تولید محتوا! شرکتهای گسترش دهنده‌ی داده! شبکه های اجتماعی! شبکه های تلویزیونی! و هرچه که فکر کنید میتواند جلوی چشم شما حاضر شود و بر اندیشه شما تاثیر بگذارد زیر نظر این سازمانها فعالیت میکنند،بودجه ای که برای تبلیغ سیاستها و منافع کشورها هزینه میشود اعدادش ورای تصور ماست،اعدادی که شمارا متحیر میسازد!!!

پس اگر داده و اطلاعات ارزشمندترین کالای موجود در دنیای امروز محسوب میشود چرا باید به رایگان توسط خبرگذاری ها در اختیار ما قرار بگیرد!

داستان دقیقا همینجا تلخ میشود!!!

سالها پیش زمانی که ما هنوز متولد نشده بودیم دانشمند علوم انسانی و نخبگان جامعه شناسی غرب و شرق به اهمیت این مهم پی بردند و با اعلان این چالش شرکتهای اطلاعاتی با ترفند های مخفی کارانه خبرگزاری های تراز و تاثیرگذار را به روش های مختلف تحت سیطره خود درآوردند و اینگونه شد که اخبار تبدیل به ابزاری برای ابراز سیاست و سیاست‌ورزی شد!!!

درواقع اخبار امروز نه تنها خبر نیست،بلکه ضد خبر است و یک راهبرد برای پیشبرد اهداف سیاسی و تاثیر بر ساختار فکری جوامع...

اخبار امروز سندی جهت آگاهی محسوب نمیشود درواقع روشی برای سازماندهی ذهنی جوامع است،یک رویداد! یا یک حادثه و بازتاب حداکثری آن مهدوم پنداشت مخاطب است و ویروسی برای تفکر ایشان...

افراد کمی با رمز گشایی و فهم رابطه‌ی رویدادها می‌توانند درک کنند و گروه کوچکی توان این را دارند بدون دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده این سازمانها آینده‌ی رویداد را در ذهن خود تصویر کنند!!!

حال تصور کنید در این بافتار پیچیده اطلاعاتی و نرخ داده و بازیهای امینتی و بده بستانهای جاسوسی و فی المجموع اتفاقاتی که حتی ذهن ما از تصور آن عاجز است،راننده تاکسی با اصرار از تصمیم نهایی ترامپ میگوید یا آقای بازیگر استوری سیاسی از خودش در میکند!

احمقانه نیست؟؟؟

داستان آنجایی تلخ تر میشود که فوتبالیست معروف درباره چگونگی پیاده سازی یک سیاست در سطح کلان مانیفیست می‌دهد...

این ویروس خود آگاه بینی نه یک رنج شخصی،که یک جنون جمعی است،جنونی که ممکن است باعث آسیب به آرامش اغیار گردد...

این آگاهی نیست!!! این اخبار مواد ساخت یک معجون کشنده هستند به نام ضد خبر!!!

ما با آگاهی پس از رویداد اااگر هوشمند باشیم در خوش بینانه ترین حالت یک مطلع هستیم... نه مفسر و استراتژیست داده در آژانس های اطلاعاتی و امنیتی

وحید بینش

۲۱/اردیبهشت/۱۴۰۵

آگاهیتولید محتواسیاسی اقتصادیشبکه‌های اجتماعیعلوم انسانی
۵
۰
وحید بینش
وحید بینش
عکاس صنعتی و مقاله نویس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید