ویرگول
ورودثبت نام
وحید بینش
وحید بینشعکاس صنعتی و مقاله نویس
وحید بینش
وحید بینش
خواندن ۳ دقیقه·۱۶ روز پیش

هنرمند با هنرمند

هنرمند با هنرمند
هنرمند با هنرمند

هنر از دیرباز شراب جام زندگیست و محبوب تمام اقشار، تاریخ هنر از اولین روزهای شکل گیری تا به اکنون در حال پرورش و تعالی تفکر بشریست،در دایره‌ی هنر هیچ خط صافی به چشم نمیخورد زیرا هنرمند استاد تغییر در حالت و فرم است،هنرمند نیز بواسطه شخصیت پیشتاز و پیشرو خویش در صدر است از شاعر تا منبت کار ، از آینه کار تا نقاش، از عکاس تا خطات همگی جمله در یک امر مشترک هستند؛ تخیل!!!

تخیل زبان مشترک تمام هنرمندان است، هنرمند در پاره‌ی ابر تصویر میبیند خارج از تصور و ادراک عوام،هنرمند انتزاع را همچون امر بدیهی زندگی پذیرفته کما اینکه برای عوام انتزاع یک تشویش محسوب میشود و نیازمند درمان! درواقع هنرمند نزاع را با پیرامون خود برپا کرده تا از دل آمیختگی اش محصولی نو بیافریند،محصولی بنام اثر!!!

اینچین است که هنرمند محبوب است و شهیر،درواقع هنر شیک ترین فانتزی زندگی بشریست که در قالب یک ساختار هدفمند مبتنی بر ایده با محوریت موضوع در مورد یک نظر یا عقیده تولید میشود،شاید فهم این پیچیدگی برای عوام سخت باشد،اما هنرمند در کسری از ثانیه از ابتدای تخیل و طراحی تا ظهور محصول نهایی مسیر خلق اثر طی کرده،دقیقا همین شگفتیست که عوام را مسحور هنر و هنرمند میکند...

هنرمند از دیرباز محبوب خلق بوده زیرا صاحب اندیشه دگرگون کننده است،جنس دگرگونی در هنر از جنس عامه نیست و محصول دگرگونی هنرمندانه آشفتگی نیست!

اثر هنری یک نظم از دل تغییر است و هنرمند مهندس و معمار این استحاله!

هنرمند مطلوب جامعه پیرامون است زیرا صاحب اندیشه ایست که میتواند با رمزنگاری های استعاری محصولی خلق کند که در آن واحد چندین گفتگو با چندین موضوع با مخاطبش برقرار کند، اساساً اثر بیانیه هنرمند است و هنرمند با اثر خود ایراد نظر مینماید؛ حال تصور کنید شخصیتی چنین متفاوت و حساس در این چرخش بی دوام ایام و ازدحام همرهی برگزیند که از جنس هنر نباشد!!! هنرمندی که دنیا را خارج از ساختار معمول میبیند در پیمان با شخصی قرار بگیرن که جهان برایش همانیست که هست،فردی بدون تشبیهات هنرمندانه با دنیایی واقعی و مادی!!!

تضادی که در بدو شکل گیری رابطه بسیار عامه پسندانه است،اما در گذر زمان و دوران چون ترک دیوار نم کشیده آرام آرام عمیق تر میشود تا منجر به فرو ریختن دیوار شود!!!

درک هنرمند با آن‌همه قیاس و پندار موهوم برای یک عامی قابل مکاشفه نیست،هنرمند چون چشمه ذوق میجوشد و جاری میشود و سیراب میکند در حالی که فرد عامی چون مردابی بکر در خوش بینانه ترین حالت مأمن چند مرغابیست که مهمان امروز و فردا هستند...

حتی درک همین مطلب برای شخص عامی دشوار به نظر میرسد اما هنرمند در انتهای هر پاراگراف نویسنده را به تایید نیشخندی مهمان میکند!!!

دقیقا همین تمایز است که هنرمند با هنرمند را تبدیل به رای متکامل مینماید و منطق محضی برای منع ارتباط دائمی مانند ازدواج هنرمند با اغیار مینماید!!!

مقصود نویسنده از ایراد آرای فوق ارزش بخشی به هنرمند یا کم تراز جلوه دادن غیر نیست،مفهوم این مقال تنها توصیف و تحلیل و تفصیل تفاوتهاست،تفاوتهایی که بدون شک بعد از گذر زمانی نه چندان طولانی باعث بروز اختلافات در شکل گیری ارتباط موثر خواهد شد،زیرا هنر ماهیتش فرداست و هنرمند متعلق به امروز نیست لاکن اغیار در خوش بینانه ترین شکل ممکن متعلق به اکنونند!!!

هنرمند از طلوع رویداد سخن می‌گوید اما اغیار از غروب پشت سر،اینچنین است که گفتگو نظم پیدا نمیکند و این عدم ارتباط منجر به فاصله میشود، فاصله ای به اندازه یک قرن سکوت!!!

هنرمند با هنرمند یک عقیده افراطی نیست،یک حقیقت واضح آماریست! حتی لازم به جستجوی عمیق هم نیست،کافیست این موضوع را با چند پرسش کنجکاوانه در اطراف خود جستجو کنید...

هنرمند با هنرمند راه نجاتیست برای آنهایی که باغ دلشان زمستانها شکوفه میکند!

هنرمند با هنرمند یک رویداد نمایشی نیست، که یک برون رفت از چالش زندگی پر دغدغه است،زندگی که به پیری منجر شود

هنرمند با هنرمند یک ایدئولوژی گزافه نیست که یک اسلوب زیست امن است،برای درکی متقابل،برای باهم دوام آوردن در این گذر پر فراز و نشیب

وحید بینش

۱۹/اردیبهشت/۱۴۰۵

هنرمند
۷
۱
وحید بینش
وحید بینش
عکاس صنعتی و مقاله نویس
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید