درخواست همکاری

نمی‌دانم من را می‌شناسید یا نه؟ نوشته‌های من را دنبال می‌کنید یا نه؟ ۱۰ ماه پیش بود که داستان کوتاهی را در ویرگول نوشتم با عنوان "پیتزای چارگوش" و بعد ادامه‌اش دادم و به ۱۴ قسمت رسید که از آخرین قسمتش ۷ ماه می‌گذرد. بازخورد خوبی از آن داستان گرفتم و همین شد که دست به قلم بردم تا داستانی را که مدت‌ها در ذهنم مانده بود بنویسم. داستانی با عنوان "چشم‌هایم را بنویس!" که چندین قسمت از آن را در همین ویرگول منتشر کردم اما اشتباه من این بود که سعی کردم به سبک داستان قبلی آن را قسمت به قسمت بنویسم و منتشر کنم. در حالی که این داستان بسیار پیچیده‌تر بود و گاهی لازم می‌شد که به عقب برگردم تا بعضی از قسمت‌هایش را اصلاح کنم. این شد که به کل آن داستان را از ویرگول پاک کردم. جا دارد معذرت بخواهم از تمام کسانی که در آن مدت آن داستان را دنبال می‌کردند. ایده آن داستان در خواب به من رسید، خوابی که بعد از گذشت چندین سال هنوز هم به وضوح به یادش دارم و می‌دانم که قرار است اوج من باشد اما حالا نه؛ باید چند سال دیگر در پستوی ذهنم بماند تا من پخته‌تر شوم و آماده نوشتنش.

چند وقتی است که دارم روی داستانی کار می‌کنم با عنوان "لیلا لیلی نیست!" اما اینبار خبط نمی‌کنم و تا داستان کامل نشود روی ویرگول قرارش نمی‌دهدم. این داستان فعلا روی سرویس Dropbox Paper است و یک فصل آن کامل شده است اما برای ادامه کار احتیاج به بازخورد شما دارم. اگر حال و حوصله خواندن داستان نیمه کاره و کامنت گذاشتن دارید لطف کنید و آدرس ایمیل بدهید تا شما را به این داستان نیمه کار دعوت کنم. اگر مایل بودید به ایمیل من به آدرس VAHIDBAHRAMI در outlook پیام بفرستید.