تاثیر EEAT در سئو؛ از اون چیزاییه که تا خودت تو میدان واقعی کار نکنی، عمقش رو نمیفهمی. من خودم سالها محتوا تولید میکردم، رتبه میگرفتم، لینکسازی میکردم، اما یه نقطهای رسید که فهمیدم انگار چیزی کم دارم. یه جور صدای زیرپوستی که میگه: «محتوات خوبه… اما واقعی نیست. توش زندگی نیست. تجربه نیست. لمسکردنِ موضوع نیست.»
اونجا بود که اولینبار جدی فهمیدم ماجرای EEAT فقط چهار تا لغت قشنگ نیست؛ یه جور هویتِ محتواست. یه جور حس زندهبودن. یه چیزی که مخاطب وقتی میخونه، با خودش میگه «این آدم، این مسیر رو رفته… این درد رو کشیده… این تجربه رو زندگی کرده».

من اولینبار تاثیر EEAT در سئو رو وقتی حس کردم که داشتم برای یکی از پروژههام – یه سایت آموزشی – درباره «ساخت فروشگاه اینترنتی» محتوا تولید میکردم. همون زمان خودم تازه از سر و کله زدن با قالبها و پلاگینها و درگاههای پرداخت و مشکلات دیوانهکننده هاستینگ رد شده بودم. محتوام رو مثل همیشه نوشتم؛ تمیز، سئو شده، پاراگرافهای مرتب، کلمات کلیدی در جای درست… اما یه چیزی کم بود.
بعد تصمیم گرفتم اینبار محتوا رو مثل یه رفیق که پشت میز کافه نشسته و تجربهش رو تعریف میکنه بنویسم. نوشتم وقتی اولینبار قالب وردپرسی رو نصب کردم، چجوری همه چیز ریخت به هم؛ نوشتم چه استرسی گرفتم وقتی درگاه پرداخت جواب نداد؛ نوشتم چقدر طول کشید تا بفهمم مشکل از SSL بوده. همین روایت ساده باعث شد مقالهای که قبلاً رتبه ۱۵ بود، در عرض دو هفته بیاد رتبه ۲.
اونجا فهمیدم گوگل دقیقاً دنبال چی میگرده:
نه یک متن بیروح؛
نه چیدنِ کلمات کلیدی؛
نه تکرار جملههای کلیشهای؛
بلکه حس واقعی بودن.
EEAT دقیقاً همین چیزی بود که تو دنیای سئو محتوا گم شده بود. Experience یعنی تجربه واقعی؛ باور کن حتی دوتا جمله ساده از تجربهت، بیشتر از ۱۰ پاراگراف خشک اثر داره. Google هر روز باهوشتر میشه؛ از روی الگوی نوشتار، ساختار جملهها، پرشهای ذهنی، روایت، حتی چگونگی استفاده از ضمیرها میفهمه این متن رو انسان نوشته یا یه نویسندهای که واقعاً درد این موضوع رو کشیده.
من یه داستان واقعی دارم که همیشه به همه شاگردهام میگم:
چند ماه پیش یه تولیدکننده محتوا استخدام کرده بودیم. بچهی بااستعداد و منظمی بود، اما هرچی مقاله مینوشت، حس میکردم یه چیز کم داره. یه روز درباره «خرید هاست» مقاله نوشت. از بهترین شرکتها گفت، از انواع هاستها گفت، از نکات خرید گفت… اما تهش نمیچسبید.
پرسیدم: تا حالا خودت سایت بالا آوردی؟ گفت: نه.
اینجا بود که فهمیدم EEAT چقدر جدیه. آدمی که خودش سردردِ داون شدن سایت رو تجربه نکرده، نمیتونه درباره انتخاب هاست محتوای واقعی بنویسه.
من خودم وقتی درباره انتخاب هاست مینویسم، از این تجربه تلخ میگم که یهبار ساعت ۲ شب سایت آموزشیم یهو Down شد و من تا ۵ صبح دنبال پشتیبانی بودم؛ آخرش فهمیدم شرکت، محدودیت CPU بسته و اصلاً اطلاع نداده بوده. همین تجربه باعث میشه متنم واقعی بشه. مخاطب حس میکنه من این مسیر رو رفتم و دردشو کشیدم.
این همون چیزیه که گوگل بهش میگه Experience.
اما میرسیم به Expertise؛ همون تخصص واقعی.
واقعیت اینه که تخصص در سئو محتوا با نوشتن چندتا مقاله به دست نمیاد. تخصص از دل پروژههای واقعی، شکستها، رتبه از دست دادنها، پنالتی شدنها و دوباره بلند شدنها میاد. گوگل هم دقیقاً همینو میفهمه. حتی از روی لینکدین نویسنده، اسمش، سوابقش، اینکه آیا تو حوزه فعالیت کرده یا نه، تشخیص میده کی کارشناس واقعیه و کی فقط «نویسنده» است.
من وقتی فهمیدم چقدر اهمیت داره که محتوام با اسم واقعی خودم باشه، وقتی بود که مقالههام با اسم «تحریریه» منتشر میشد. حس کردم بیهویتن. مخاطب نمیدونه کی پشت این کلمهها نشسته. اما وقتی اسم خودم رو گذاشتم، یه بیوی کوچیک «وحید پارسا، مدرس کسبوکارهای آنلاین، تجربه راهاندازی دهها سایت واقعی»، ناگهان سطح اعتماد محتوا بالا رفت.
اعتبار هم همینجاست. Authority یعنی مردم بهت ارجاع بدن. بکلینک فقط لینک نیست؛ اعتماد جمعیه. وقتی درباره “سئو محتوا” یا “تاثیر EEAT در سئو” مینویسم، سالها آموزش، تجربههای واقعی و پروژههایی که تو این سالها داشتم، خودش یه جور Authority میسازه.
و اما Trustworthiness… مهمترین بخش ماجرا.
من همیشه به بچهها میگم: سایتت اگر بالاترین تخصص و بهترین تجربه رو نشون بده ولی حس «امنیت» و «صداقت» نده، تموم شدی.
یهبار برای یک سایت پزشکی مشاوره میدادم. محتواها عالی، علمی، مرجعدار… اما نویسنده ناشناس. صفحه «درباره ما» خالی. هیچ آدرس یا شمارهای نبود.
گوگل خیلی واضح میگه: مخصوصاً در سایتهای YMYL (پول، سلامت، قوانین زندگی)، اعتماد حرف اول رو میزنه.
ما فقط ۳ بخش ساده اضافه کردیم: معرفی پزشک، شماره نظام پزشکی، لینک به صفحه اینستاگرام دکتر. همین سه کار باعث شد ۲۵ صفحهای که گیر کرده بودن بین رتبه ۸ تا ۱۲، برن ۳ تا ۵.
از اون روز فهمیدم اعتماد نه تکنیکه، نه با ساختگی بودن درست میشه؛ آرامآرام و با صداقت ساخته میشه.
و در نهایت… تاثیر EEAT در سئو مثل ساختن یه شخصیت واقعی برای سایتته.
سایت بدون EEAT مثل یه آدم بیچهرهس؛ حرف میزنه، ولی کسی جدی نمیگیره. اما وقتی تجربه، تخصص، اعتبار و اعتماد رو نشون میدی، مخاطب حس میکنه پشت این کلمهها یه انسانه.
و این، همون چیزیه که گوگل میخواد. سالها پیش فقط متن کافی بود؛ امروز انسانیت داخل متن مهمه.
من بهجرأت میگم ۷۰ درصد رشد پروژههای موفقی که داشتم، به خاطر همین نگاه انسانی به محتوا بوده.
هر وقت مقالهای نوشتم که از زندگی خودم توش رد شده بود – از سختیها، از اشتباهها، از تجربههای بودار واقعی – هم مخاطب بیشتر ارتباط گرفت، هم گوگل بیشتر بهم اعتماد کرد، هم رتبههام سریعتر بالا رفت.