بخش خصوصی

بخش خصوصی تقریبا اولین بخشی است که در هر حوزه جدیدی فرصت ها را شناسایی میکند و وارد میدان میشود و عموما با نیت خیر در راستای ارتقای دانش کشور هم قدم بر میدارد. از آن طرف هرچقدر که بیشتر تلاش میکند سنگ اندازی ها هم برایش بیشتر میشود.این سنگ اندازی ها همیشه از سمت یک نهاد و ارگان خاص نیست و بیشتر شبیه کار گروهی هست یعنی بصورتی هدفمند هرکس سنگی در دست دارد را پرتاب میکنند. بخش خصوصی هم که نمیداند به چه کسی پاسخگو باشد مخصوصا در حوزه های نوآوری و با توجه به عدم وجود قوانین مشخص همه دوست و دشمن هستند. امروز باید در این نهاد پاسخگو باشی فردا در نهادی دیگر. عموما هم بدون نتیجه. در نهایت یا تلاش میکنند محدودش کنند. یا تلاش میکنند نابودش کنند یا اگر گریزی از آن نباشد حداقل سعی میکنند با ایجاد رانت و فساد فرصت را از عموم مردم بگیرند.این ها را ننوشتم که سیاه نمایی کنم. اگر همه چیز را با چند سال قبل مثلا همین پنج سال قبل هم مقایسه کنم شرایط بسیار بهتر شده است. بالا و پایینش را بالاخره دیده ام که میگویم. یک روزگاری نه چندان دور اسم کسب و کار اینترنتی که می آمد مقام قضایی فورا حکم به فیلتر کردن سایت و بعضا دستگیری مدیران آن سایت میداد و تا می آمدی ثابت کنی چه شده است. چه فرصت ها که از دست میرفت. نمیخواهم منکر این پیشرفت ها شوم ولی از سوی دیگر سرعت پیشرفت علم و تکنولوژی به سرعت در جهان رشد پیدا کرده است. ما هم که هم ادعا داریم هم عرضه اش را داریم که دوشادوش دنیا پیش برویم. باید کمی نسبت که شرکت های فناورانه با رویی خوشتر برخورد کنیم. نه اینکه هر روز یک استرس جدید به کسب و کارهای این حوزه وارد کنیم. این موضوع بسیار جدی است. کشورهایی مانند امارات با برنامه های جذب نیروها و نخبه های دیگر کشورها عملا دارند خود را به یک غول تکنولوژی تبدیل میکنند. یکی از هدف های آنها منابع انسانی کارآمد شرکت های ایرانی نیست. با پیشنهادهای پر زرق و برق نیروهای کارآمدی که میتوانند برای کشور خودشان مفید باشند را به سمت خود جذب میکنند. هرچند به عنوان یک شخص که قبلا تجربه اش را داشته ام آنها هم تا زمانیکه که به ما نیاز دارند این کار را می کنند و احتمالا مانند آنچه در حوزه املاک کردند بعد از بی نیاز شدنشان همانهایی که اقامت دارند را هم عذرشان را میخواهند. درد دیگر این است که الان فقط به جذب نیرو اکتفا نمیشود عملا شرکت های ما با تمام نیروهایشان هدف قرار گرفته اند . نتیجه اش هم میشود همان چیزی که میبینیم و الان در حال رخ دادن است تمام شرکت و اعضایش باهم مهاجرت میکند. برای من به عنوان یک فعال حوزه اقتصادی این موضوع نگران کننده است ولی به این معنا نیست که فرض را بر این بگیرم که دیگر فرصت تمام شده است. من باور دارم کشورم با وجود همه مشکلات اقتصادی که دارد میتواند بستری بسیار خوب برای توسعه فناوری باشد. حداقل در حوزه هایی که خودم دستی بر آتش دارم مانند فناوریهای بلاکچین ما هنوز هم میتوانیم با سرعت بیشتری کشورمان را رشد دهیم. عرضم این است شاید برخی ها فقط با نگاه بیزنسی به موضوع نگاه کنند و فرصت را در این ببینند که باید مهاجرت کرد. ولی هنوز عده زیادی هستند که دلشان برای کشورشان میتپد و البته که باور دارند اگر بمانند و این مشکلات را حل کنند از نظر بیزنسی هم سودآور خواهد بود. برای کشورت ساختن اول دلش را میخواهد. بعد امید و انگیزه. کم آوردن معنی ندارد. حالا یک عده از صبح تا شب توی گوش من بخوانند که اینجا ماندن فایده ندارد. من عمیقا باور دارم فایده دارد. هم به عنوان یک ایرانی بمانی و خدمت کنی و هم در نهایت به عنوان یک کارآفرین یا نیروی متخصص خیر مادی اش را ببری. شرایط قرار نیست همیشه سخت باشد. احتمالا سختر هم شود. ولی اگر صبور باشیم و همدلی مان بیشتر شود. نتیجه اش برای همه خیر است. در این میان امیدوارم نهادهای حاکمیتی و نظارتی هم بیشتر نسبت به این موضوع با دید باز نگاه کنند و همدلی که در بیانات رهبر انقلاب بود را نیز فراموش نکنند. ما هم به عنوان کوچکترین اعضای این اکوسیستم اقتصادی با جان و دل هستیم.