ژن های خاموش در توسعه ژنوم فناوری استان ها

امروزه فرایند توسعه بر پایه فناوری با ابزاری کلیدی به نام دانش محقق شده و ابزارهایی چون نیروی انسانی خلاق و سرمایه به عنوان کمک کننده این فرایند تعریف می شوند. در این راستا ارتقای شاخص های توسعه کشور و بالتبع آن هر استانی بدون بهره گیری از یک نقشه راه دانش محور میسر نخواهد شد.


نقشه راه فناوری هر استان را می توان ژنوم فناوری مختص آن استان عنوان نمود که ژن های مختلفی در بروز یک پاسخ صحیح در آن نقش دارند. متاسفانه ژن های خاموش فراوانی در ژنوم موجود در بیشتر استان ها مشاهده می شود.


در واقع برای رشد و توسعه متوازن استان ها نیازمند روشن کردن و یا حذف تعدادی از این ژن ها هستیم در غیر این صورت اصلاحات توسعه ای مشاهده شده با وجود بستر سازی سخت افزاری منجر به نتیجۀ مطلوبی نخواهد شد.


بدون شک یکی از این ژن ها؛ فرهنگ کار و کسب و کار است. فرهنگی که ریسک پذیر نیست، به استفاده از نیروهای جوان اعتقادی ندارد، پیوندی بین سرمایه گذار و نیروی انسانی خلاق در آن وجود ندارد، تحمل اشتباه یا شکست را ندارد و آستانه تحمل پایینی دارد. فرهنگ اشتراک گذاری دانش ندارد و سلایق گروه هدف و مخاطبانش را معمولا نادیده می گیرد. در نیتجه این ژن نیاز به اصلاح دارد چرا که توسعه یافتگی بدون تزریق فکر خلاق، تلاش مستمر و پایبندی به تعهد کاری و ریسک پذیری امکان پذیر نیست.


ژن دیگر تیم فناوری در هر استان است. متاسفانه تیم های فناوری کشش استفاده از مسیرهایی (صنایع) که منجر به تولید انرژی بیشتر (ارزش افزوده بالاتر) می شوند را ندارد و دلیل آن وجود ژن های معیوب و عدم اجازه به روشن شدن ژن های متعهد است که در این مسیرها می توانند ترمیم ساز باشند. ژن های اجرایی فناوری در بخش های پایین دست و بالا دست هنوز نمی دانند چه می خواهند! و نمی دانند چگونه باید به آن چه که نمی دانند برسند! نمی دانند در چه سطحی از توسعه قرار دارند؟ رقبا در چه وضعیتی قرار دارند؟ و چه ابزارهایی نیاز دارند؟ موانع و ریسک‎های موجود را نمی توانند پیش بینی کنند و سوال های زیاد دیگر! اصلاح ژنی یک راهکار برای کارآمدتر کردن و نزدیک تر کردن ژن های متعهد به هم است که می تواند مسیرهای دیگر را هم فعال کند.


از طرف دیگر تمرکز بر یک ژن خاص (مسیر توسعه ای) نتیجه اش تکثیر کاذب یا رشد بادکنکی آن ژن است که در صورت برداشت حمایت ها منجر به خالی شدن باد آن و بازگشت به نقطه اول خواهد شد. روندی که در مسیر های توسعه ای صنعت و کشاورزی در سال های قبل در بیشتر استان ها مشاهده شد. روشن کردن ژن هایی که مسول همسوسازی نگاه ها به امر توسعه بین دستگاه های اجرایی و ایجاد یک تفکر فراسازمانی است نیاز امروز بیشتر استان ها می باشد در غیر این صورت باید شاهد مرگ برنامه ریزی شده ظرفیت ها و هدر رفت سرمایه های انسانی و طبیعی آن ها باشیم.


هیچ مسیر ثابتی برای توسعه وجود ندارد و هر استان باید توسعه بومی را خط مشی خود قراردهد و با به کار گیری راه حل های نو و اتخاذ رویکردهای جدید مسیرهای پر انرژی را فعال کند. مدارا و نگاه مصلحتی شاید بتواند یک بیماری مانند سرما خوردگی را درمان کند اما برای درمان بیماری ای به نام توسعه نیافتگی به هیج وجه نباید تجویز شود.


صیانت از ژن ها وظیفه سیستم است اما به شرطی که منجر به تبدیل بیماری های ساده به بیماری های مزمن نشود. روشن کردن ژن های جدید (ایجاد ساختارهای حمایتی جدید و ورود به مسیرهای توسعه ای ثروت آفرین) می تواند رشد نمایی را برای هر استان به ارمغان بیاورد و زمینه های فعالیت آنزیم های (سرمایه گذاران) بیشتری را منجر شود.


زیست بوم فناوری استان با وجود ژن های تاثیر گذاری چون دانشگاه ها، مراکز رشد، پارک علم وفناوری و مراکز پژوهشی از عدم وجود یک چشم انداز توسعه ای روبه جلو رنج می برد. نگاه مسئولین محترم همیشه حل مسئله و رفع مشکل بوده است و نگاهی که بستر سازی برای یک موفقیت بزرگ باشد در آن دیده نشده است.


استعداد یابی ژنی (کارآفرینی مبتنی بر نوآوری و فناوری) رخ نداده و ضرورت کشف ژن های مسول در حوزه های جدید چون زیست فناوری، انرژی های نو و علوم شناختی به شدت احساس می شود. در این میان لزوم استفاده از ژن های تازه کشف شده (جوانان نخبه) برای ایجاد هماهنگی و یکپارچگی در این عرصه های جدید برای تحقق زیست بوم نوآوری و فناوری ضروری است.


اکوسیستم هر استانی ژن های مطلوبی دارد که باید روشن شود. امروزه می شنویم که چگونه با وارد کردن ژن های متخصص و کد کننده می توان یک بیماری ناعلاج را درمان کرد پس این باور در مسئولین اجرایی نیز باید بوجود بیاید که اصلاحات ژنتیکی را شروع کرده و با روشن کردن و وارد کردن ژن های متعهد منجر به ارتقای شاخص های فناوری شوند.


پروهش را می توان ژنی دیگر در ژنوم فناوری استان ها دانست که جایگاه مطلوبی در برنامه ریزی های توسعه ندارد. پژوهش هایی که در گذشته انجام شده گاهی در تناقض با نیازهای واقعی بوده و گاهی مشاهده شده است همانند سازی واژگانی و برداشت از پژوهش های دیگر بوده است. عدم هزینه کرد اعتبارات پژوهشی دستگاه های اجرایی برای امر پژوهش، عدم همکاری پژوهشی دستگاه های اجرایی با شرکت های دانش بنیان در حوزه تخصصی، وجود ژن های معیوب در جایگاه های حساس تصمیم ساز و عدم تعریف پروژه های پژوهشی ثروت آفرین نتیجه اش فرصت سوزی و بروز ژن های مغلوب در فرایند توسعه ای شده است. باید اشاره کرد که نهادهای مسئول در مواجهه با مسایل جدید و فناوری های نوظهور ضعف اطلاعاتی دارند و عدم پذیرش را راحت ترین تصمیم هنگام برخورد با این موضوعات می دانند.


باید پرسید تاکنون کدام طرح پژوهشی دولتی منجر به سرمایه گذاری شده است؟ چرا تاکنون راه حلی برای جذب سرمایه گذاران بخش خصوصی از این پژوهش ها ارایه نشده است؟! و سوال هایی که می تواند در حوزه های مختلف تکرار شود.


مدل کاری یک مدیر که دغدغه یابی، مساله یابی و حل مساله می کند هیچ گاه منجر به رشد نخواهد شد، آن چه موجب رشد می شود دغدغه سازی، انگیزه سازی، روش سازی و نهادسازی است. زیست بوم فناوری این مدل کاری را کم دارد.


این تغییر مدل ژن جوان می خواهد که قدرت خلق چشم انداز و تصویر سازی و شوق آفرینی دارد. خرد مالی دارد و منافع جمعی را به منافع فردی و بخشی ترجیح می دهد. توانایی تمرکز بر آینده دارد و گذشت از راحتی کوتاه مدت را برای کسب منافع بلند مدت جمعی ترجیح می دهد. در زیست بوم فناوری ژن های ترقی خواه خاموش شده اند و اجازه بروز پیدا نکرده اند. قدرت استدلال و داشتن جسارت و شجاعت ویژگی های سازنده این ژن های ترقی خواه است که میتواند موجب جهش ژنی (توسعه همه جانبه) شود.


ژن دیگر در زیست بوم فناوری که هم چنان خاموش مانده جذب سرمایه گذاران خارجی در حوزه فناوری های پیشرفته و ثروت آفرین است. باید با تدوین مشوق های فناورمحور زمینه حضور شرکت های با فناوری های پیشرفته را در استان ها فراهم کرد. هلدینگ های فناوری و شتاب دهنده های فناوری فضایی نیاز دارند که با امنیت خاطر بتوانند تولید نمایند و سرمایه گذاری کنند. باید تلاش کرد مدل جدیدی از حمایت های فناوری را معرفی کرد. ارایه گرنت های فناوری می تواند یک مسیر جدید توسعه ای را باز کند. پیشنهادات زیادی در این حوزه وجود دارد اما کسی خواهان شنیدن آن نیست. در این بخش هم کمبود ژن های متعهد و متخصص برای همکاری های استراتژیک بسیار احساس می شود.


با تعریف یک مدل تنظیم ساز ژنی (طراحی مدل ارتباطی با سرمایه گذاران داخلی و خارجی) می توان به بهبود مسیرهای قدیمی، شناسایی نقص های موجود و ایجاد مسیرهای جدید اقدام نمود.


لزوم توجه بیشتر به حوزه فناوری و دانش بنیان و روشن کردن ژن های خاموش از طرف بالاترین مسئول اجرایی استان ها می تواند راهگشای بسیاری از این موارد باشد. مسئولین استانی باید به این باور برسند که در کنار تولید و نوسازی سخت افزاری صنایع سرمایه گذاری در زیست بوم فناوری و نوآوری می تواند تسریع بخش رشد شود وگرنه هر آن چه را که امروز در تلاشند احیا نمایند روز بعد شاید در چاهی عمیق ببینند. متاسفانه در هیچ کدام از محصولات استراتژیک زنجیره تولید و توزیع یکپارچه ای مشاهده نمی شود و این مشکل در آینده جدی تر خواهد شد. در پایان باید اشاره کرد که برای روشن کردن ژن های خاموش باید فرهنگ کسب و کار فناور محور را ترویج دارد. بدون شک تمام استان های کشور می توانند در صورت توجه به ظرفیت های بومی خود از استان های پیشرو در ایجاد امنیت در کشور باشند.