شکایت و طرح دعوی کیفری


شکایت و طرح دعوی کیفری

در طرح شکایت چند نکته و شرایط لازم است که عبارتند از:

1- داشتن صلاحیت

در جرائمی که تعقیب آن منوط به شکایت قربانی جرم است، شخص باید اهلیت قانونی داشته باشد. واجد شرایط بودن در قانون جمهوری اسلامی ایران برای دختران 9 سال و برای پسران 15 سال الزامی است. اما معمولاً رویه عملی دادگاه سن 18 سال تمام می باشد.اگر فرد هنوز به سن لازم نرسیده باشد، ولی یا قیم شخص باید شکایت کند.

۲- شکایت شاکی

جرایمی هستند که فقط با شکایت شاکی قابل پیگیری بوده و جنبه عمومی ندارند مانند هتک حیثیت، توهین و فحاشی و در این موارد بلافاصله پس از طرح شکایت به دادسرا، تعقیب و رسیدگی آغاز می شود.

3- اطلاعیه ها و اخبار مقامات قضایی

در جرایم عمومی و غیرقابل گذشت ضابطان دادگستری با اعلام و گزارش تعقیب جرایم را پیگیری می کنند.

لازم به ذکر است ضابطان قوه قضائیه در حال حاضر همان افسران نیروی انتظامی هستند و در مواردی نیروی مقاومت بسیج، سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز ضابط قضایی محسوب می شوند.

4- اظهار و اقرار متهم

5- جرایم مشهود

6- شکایت کیفری

شکایات را می توان روی کاغذ معمولی صادر کرد و نیاز به کاغذ خاصی ندارد.

نکات مهم طرح شکایت در دادسرا

1- نام، نام خانوادگی، نام پدر و نشانی دقیق شاکی

2- موضوع شکایت با ذکر تاریخ و محل وقوع جرم (تاریخ طرح شکایت به دادگاه ذکر شود)

3- خسارات مالی که به مدعی وارد شده و قابل مطالبه است را ذکر کنید.

4- مشخصات و نشانی شاکی (متهم) یا مظنون

5- مدارک، اسامی، مشخصات و نشانی شهود و مطلعین

پس از طی مراحل فوق و تکمیل شکایت شاکی باید آن را امضاء و به دادسرا یا دادگاه مربوطه تحویل دهد و دادسرا یا دادگاه دستورات لازم را برای پیگیری از مقامات قضایی اعلام می کند.

آغاز رسیدگی به شکایت کیفری در دادسرا

شروع رسیدگی برای رسیدگی به شکایت شاکی است یعنی قاضی دادسرا باید بداند از چه کسانی شکایت دارید و دلایل شکایت شما چیست. ارائه دلیل بسیار مهم است. وجود دلیل محکم راه را برای رسیدگی هموار می کند و پرونده در مسیر تحقیقات پیچیده نمی شود و زودتر به نتیجه می رسد.

قاضی علیرغم دلیل می تواند قرار مناسبی برای متهم صادر کند و بلافاصله پس از وصول دفاع نظر خود را اعلام کند، اما گاهی شاکی دلیل کافی ندارد و یک سری ادله ارائه می کند که قاضی باید آنها را ارزیابی کند و در صورت پیدا نکردن آن. کافی است در عین حال مظنون مجرمی متهم خواستار تحقیقات بیشتر از ضابطان قضایی و دادن دستورات لازم در خصوص کیفیت تحقیقات است.

شاکی می تواند مواردی را که برای اثبات مجرمیت متهم لازم می داند به قاضی اطلاع دهد تا در صورت لزوم انجام شود، اما در صورتی که قاضی به جرم متهم مشکوک نباشد قرار منع تعقیب صادر می کند. از متهم این حکم در دادگاه قابل اعتراض است.

تقدیم دادخواست به دادگاه های کیفری!

فرم دادخواست مربوط به دعاوی حقوقی و مالی است و معمولاً به محاکم حقوقی ارائه می شود، اما گاهی ممکن است با شکایت شما در دادگاه کیفری یک پرونده کیفری مطرح شود که جنبه مالی نیز داشته باشد. به عنوان مثال شما از شخصی به دلیل خیانت در امانت شکایت کرده اید و پرونده در دادگاه کیفری در حال رسیدگی است، زیرا دادگاه کیفری فقط به آنچه شکایت کرده اید رسیدگی می کند و ربطی به جنبه مالی ندارد. طرح دعوی مربوط به همان شکایت در همان دادگاه کیفری. در این گونه موارد پس از رسیدگی به موضوع کیفری، چنانچه دادگاه کیفری جرم را ثابت و متهم را به مجازات محکوم کند، رسیدگی مقتضی در مورد موضوع حقوقی مورد ادعای شما صادر می کند.

در قوه قضائیه دو نوع شکایت وجود دارد:

1- شکایت کیفری

در این صورت شخص متضرر را شاکی و به شخصی که از او شکایت می شود شاکی یا متهم و آنچه علیه متهم مطرح می شود شکایت نامیده می شود. در این صورت اگر چیزی به متهم نسبت داده شود به آن اتهام می گویند.

2- ادعای حقوقی

در چنین حالتی شخصی که به او ظلم می شود مدعی (منظور مدعی) و شخصی که علیه او دعوی می شود مدعی علیه (منظور مدعی علیه) و آنچه را که مدعی مطالبه می کند ادعا (به معنای مطالبه) نامیده می شود. .

اموری که امر یا نهی در شرع یا قانون که تخلف از آن مستوجب مجازات است، مجازات یا مجرمانه از قبیل سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت و غیره نامیده می شود و برای تعیین مجازات مرتکب جرم محسوب می شود. انجام یا عدم انجام امر و نهی شارع. در اغلب موارد قانونگذار از مردم می خواهد که اقدامات پیش بینی شده در قانون را انجام ندهند در غیر این صورت مجازات خواهند شد.

مثلاً پیش بینی جرایمی مانند قتل، ضرب و جرح و کلاهبرداری به معنای اعلام این موضوع به مردم برای خودداری از ارتکاب این اعمال است و در صورت انجام این اعمال مجازات خواهید شد.

از سوی دیگر در مواردی قانونگذار از شهروندان انتظار انجام کاری و انجام تکلیف را دارد و در غیر این صورت برای فردی که از انجام این وظایف خودداری کند مجازات پیش بینی شده است.

به عنوان نمونه، قانونگذار بر عهده زوجین قرار داده است که مخارج زندگی زن و فرزندان مشترک و زوج و پدری را که از پرداخت مخارج زندگی زن و سایر اشخاصی که مکلف به نفقه هستند خودداری کنند. نفقه علیرغم تمکن مالی آنها مجازات خواهد شد.