دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی همراه خلاصه و نمونه سوال
کیفیت بسیار بالا
نسخه کامل کتاب
پی دی اف
قبل از به قدرت رسیدن بلشویکها در روسیه، روس های تزاری از قدرت و نفوذ زیادی در ایران برخوردار بودند و مناطق شمالی ایران عملا تحت سلطه و نفوذ آن ها بود. نیروی نظامی ایران هم که به قشون قزاق معروف بود تحت نظارت و فرماندهی افسران روسی قرار داشت. رضاخان در سن چهارده سالگی به قشون قزاق پیوسته بود و در مدتی کوتاه به واسطه جسارت و بی باکی خود توجه افسران روسی را جلب کرد و در اواخر جنگ اول جهانی که انقلاب در روسیه بوقوع پیوست یکی از برجسته ترین افسران قزاق بود که مستقیما زیر نظر فرماندهان روسی انجام وظیفه می کرد. با وقوع انقلاب در روسیه، انگلیسیها که نگران گسترش افکار بلشویکی در سایر نقاط جهان از جمله ایران بودند فورا دست به کار شدند و با استفاده از اشفتگی در داخل روسیه و پراکندگی و تزلزل در میان افسران تزاری موجبات برکناری افسران روسی را از نیروی قزاق ایران فراهم آوردند و افسران ایرانی را به جای آنها گماردند . در آن موقع قسمتی از خاک ایران در اشغال نیروهای انگلیسی بود که می کوشیدند ضمن قطع نفوذ روس ها در ایران نیرویی برای مقاومت در برابر حکومت بلشویکی جدید روسیه در یک منطقه فراهم آورند . رضاخان افسر قزاق در همین جریان توجه انگلیسیها را به خود جلب کرد و با دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی آنها به فرماندهی نیروی قزاق گمارده شد.
انگلیسی ها از حکومت وقت ایران هم راضی نبودند و میخواستند یک دولت قوی و در عین حال کاملا تحت سلطه خود در ایران بر سر کار آورند که در عین حفظ استقلال ظاهری ایران منافع آن دولت را نیز تامین و تضمین کند و مناسبترین فرد برای تحقق این شرایط رضاخان بود که با راهنمایی آن ها در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی دست به کودتا زد ولی طبق قرار قبلی او رضاخان به جای برکناری احمدشاه قاجار به وی پیشنهاد کرد بین تایید حکومت کودتا و استعفا یکی را برگزیند و احمدشاه کودتا را بر استعفا ترجیح داد، ولی عملا تمام قدرت و اختیارات خود را از دست داد.
چهار سال بعد از رضاخان که پایههای قدرت خود را از هر جهت مستحکم کرده بود و گرایش او به تبدیل رژیم سلطنتی به جمهوری ناکام ماند، تصمیم گرفت سلسله قاجار را براندازد و خود را پادشاه قانونی ایران معرفی کند انتقال سلطنت ظاهرا به شکل قانونی و از طریق مجلس موسسان انجام شد. این مجلس در قانون اساسی سال ۱۲۹۶ که سلطنت را مختص خاندان قاجار ساخته بود تجدید نظر کرد و رضاخان را به سلطنت برگزیده پادشاهی ایران را در خاندان او موروثی ساخت رضاخان در پنج اردیبهشت ۱۳۰۳ به نام رضا شاه پهلوی بر تخت سلطنت جلوس کرد. انتخاب نام پهلوی» برای این سلسله هم پهلوی نام زبان باستانی ایران است و رضاخان با انتخاب این نام برای خود نشان داد که سنن باستانی ایران بر جامعه ایرانی ترجیح میدهد این مرد عامی در مدت سلطنت خود (که برای آگاهی عمیقتر و مستند از چگونگی انتخاب رضاخان برای کودتا و نقش اردشیر ریپورتر در این امر رک ظهور و سقوط سلطنت پهلوی بیش از ۱۶ سال به طول انجامید دست به کارهایی زد که بعدها پسرش آنها را ادامه داد . بسیاری از این اقدامات مخالف شعایر مذهبی جامعه ایران بود که از آن جمله میتوان به کشف حجاب و وادار ساختن زنان به برداشتن چادر و تقلید از طرز لباس پوشیدن غربیها و تعطیل مراسم عزاداری و روضه خانی و ضلع سیاسی از روحانیت اشاره کرد.

در آغاز جنگ دوم جهانی و با توجه به موقعیت استراتژیکی ایران و نیازی که متفقین برای رساندن تدارکات جنگی به خاک روسیه شوروی به ایران داشتند اشغال و حضور سربازان متفق را در ایران ضروری تشخیص دادند و تصمیم گرفتند که خاک ایران را به هر بهانه ای که شده به اشغال خود درآورند . در شرایطی که نیروهای خارجی به ویژه انگلیس در ایران حضور داشتند وجود دولت مقتدر و متمرکزی همچون حکومت رضاشاه که انگلیسیها خود بر سر کار آورده بودند غیر ضروری تشخیص داده شد ؛ و بنابراین به بهانه واهی گسترش نفوذ آلمانها در ایران و گرایش رضاشاه به آنها و ارائه یک التیماتوم کوتاه مدت برای خروج المانها و علی رغم پذیرش این التیماتوم توسط دولت ایران خاک کشور را اشغال نموده و رضاخان را وادار به استعفا کردند انگلیسیها که خود موجبات روی کار آمدن رضاشاه را فراهم کرده بودند در تبعید وی از ایران پافشاری کردند و به فاصلهی کمی پس از اشغال ایران توسط سربازان روسی و انگلیسی یک کشتی انگلیسی برای انتقال او به جزیره موریس در آبها ساحلی جنوب شرق آفریقا در بندر عباس پهلو گرفت.
رضاشاه بعدها از جزیره موریس به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی انتقال یافت و در ژوییه سال ۱۹۴۴ یک سال قبل از پایان جنگ دوم جهانی در تبعید جان سپرد.
محمدرضا و خواهر دو قلویش اشرف در ۲۶ اکتبر سال ۱۹۱۹ هنگامی که رضاخان هنوز افسر قزاقی بیش نبود از زن اول رضاخان به دنیا آمدند . رضاخان پس از رسیدن به مقام سلطنت محمدرضا را ولیعهد خواند و او را پس از انجام تحصیلات مقدماتی برای ادامه تحصیل به سویس فرستاد.
محمدرضا در کودکی طفلی ضعیف و مریض بود. رضاشاه که میخواست پسرش هم مثل خود او مردی جدی و خشن بار بیاید او را به مدرسه نظام فرستاد و زندگی در مدرسه نظام روحیه او را تغییر داد. ولی در سال ۱۳۲۰ که به دنبال استعفا و تبعید پدرش متفقین با تعیین او به جانشینی رضاشاه موافقت کردند جوانی بی تجربه و ناتوان بود و برای انجام وظایفی که به عهده گرفته بود به مشاوری قوی احتیاج داشت. دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی ها محمد علی فروغی را در مقام نخست وزیری برای سرپرستی او انتخاب کردند.
محمدی، منوچهر مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی، نشر دادگستر فروغی استاد اعظم فراماسونری همان کسی بود که در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی نیز نخست وزیر بوده و در این تحول نقش مهمی را ایفا کرده بود.
فروغی بیش از شش ماه در این مقام باقی نماند و به علت بیماری از این کار کناره گرفت . جانشین فروغی و نخست وزیران دیگری که پس از او زمام امور ایران را به دست گرفتند بیشتر از طرف سفارت انگلیس انتخاب و محمدرضا شاه که خود شاهد برخورد انگلیسیها با پدرش بود جرئت مخالفت با آنها را نداشت . دوران سلطنت محمدرضا را به چهار دوره مشخص میتوان تقسیم کرد : دوره اول سلطنت از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ که ایران تحت اشغال نیروهای بیگانه بود. دوره دوم به مدتهفت سال از ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۲ که به حکومت مصدق و فرار شاه از ایران انجامید دوره سوم به مدت دو سال از تاریخ بازگشت به ایران تا برکناری سپهبد زاهدی از مقام نخوست وزیری و سرانجام دوره چهارم از سال ۱۳۳۴ به بعد که دوران سعود محمدرضا شاه به اوج قدرت و خودکامگی تا سقوط او در سال ۱۳۵۷ در بر می گیرد. در یک تقسیم بندی کلی تر می توان گفت که محمدرضا شا تا سال ۱۳۳۴ یعنی چهارده سال اول هنوز نتوانسته بود قدرت پدرش را کسب کند ولی از سال ۱۳۳۴ به بعد به مدت قریب بیست و سه سال تقریبا با اختیارات یک سلطان مستبد و مطلق العنان در ایران حکومت میکرد
چهارده سال اول حکومت محمد رضا شاه متشنج ترین دوره حیات سیاسی ایران به شمار سالهای نخستین این دوره که ایران تحت اشغال نیروهای بیگانه بود شاه عملا قدرت و اختیار چندانی نداشت و بیشتر نمایندگان مجلس ایران در این دوره با اعمال نفوذ و توصیه دولتهای اشغال گر انتخاب شده و مطیع اوامر آنها بودند . در این دوران علاوه بر فعال شدن نیروی سیاسی- مذهبی به رهبری ایت الله کاشانی و نواب صفوی دو نیروی سیاسی دیگر نیز در ایران پدید آمد که یکی گروه ملی و لیبرال تحت رهبری دکتر محمد مصدق و دیگری حزب کمونیست توده بود جبهه ملی با استفاده از احساسات ضد بیگانه که اثر اشغال کشور و دخالتهای خارجیان در امور داخلی ایران به وجود آمده بود نضج گرفت و حزب توده هم با پشتیبانی علنی دولت شوروی بخصوص در استانهای شمالی که تحت اشغال ارتش سرخ بود پایگاههایی به دست آورد.
پس از جنگ دوم جهانی مسئله تخلیه ایران از طرف نیروهای اشغالگر پیش آمد. رهبران متفقین در کنفرانسی که در زمان جنگ در تهران تشکیل دادند تعهد کرده بودند که شش ماه پس از خاتمه جنگ ایران را تخلیه کنند ولی دولت شوروی که در تلاش خود برای گرفتن امتیاز استخراج نفت شمال ایران شکست خورده بود و در صورت تخلیه ایران بکلی نفوذ خود را در این کشور از دست داد تصمیم گرفت پایگاه قدرتی برای خود در این کشور به وجود آورد؛ در اجرای این نقشه یک حزب مستقل کمونیست در استان آذربایجان به نام حزب دموکرات آذربایجان به وجود آمد و قبل از فرا رسیدن موعد تخلیه ایران از طرف نیروهای شوروی به کمک ارتش سرخ بر آذربایجان مسلط شد.

یکی از شخصیت های کهنه کار و برجسته سیاسی که در اوایل سلطنت محمدرضا شاه مجددا ظهور کرده و رقیب قدرت او به شمار می آمد قوام السلطنه در مقام نخست وزیری بود که با تظاهر به نزدیکی روس ها و رانجام با شرکت دادن سه وزیر توده ای در کابینه خود موفق شد روسها را که از طرف آمریکایی ها هم تحت فشار و به راحتی مورد تهدید قرار گرفته بودند راضی به تخلیه خاک ایران .کند به دنبال تخلیه ایران از ارتش سرخ حکومت دست نشانده سرنگون شد. قوام السلطنه که همزمان با تلاش برای حل مسئله آذربایجان و تخلیه ایران از نیروهای شوروی به فکر تحکیم پایه های قدرت خود افتاده و حزبی به نام حزب دموکرات تاسیس کرده بود انتخابات مجلس شورا را به امید به دست آوردن یک اکثریت قوی در پارلمان به راه انداخت ولی شاه که از مقاصد قوام السلطنه بیمناک بود در پشت پرده علیه او توطئه میکرد اکثریت نامزدان مجلس از نمایندگان حزب دموکرات قوام السلطنه و ظاهرا طرفدار او بودند، ولی بسیاری از آنها در خفا با دربار هم سر و سری داشتند و در نتیجه : از آنکه طرح قرارداد اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی در مجلس رد شد ، تحریکات و مخالفتها عليه قوام السلطنه در مجلس بالا گرفت و سرانجام به سقوط حکومت او منتهی شد با سقوط حکومت قوام السلطنه کابوس شاه درباره نقشههای قوام السلطنه برای سرنگون ساختن او پایان یافت ولی گرفتاریها و مخاطرات دیگری در پیش بود
کمی پس از سقوط قوام السلطنه اولین سوء قصد به جان شاه صورت گرفت اما کشته شدن ضارب پس از عدم موفقیت در سوء قصد ، از کشف راز واقعی این ماجرا جلوگیری کرد هر چند حزب توده متهم به طرح نقشه این سوء قصد شد و به همین بهانه منحل گردید. در این میان گروه لیبرال – ملی به رهبری دکتر مصدق که نام جبهه ملی را بر خود گذاشته بودند با شعار تازهی احقاق حقوق ایران از شرکت نفت دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی و انگلیس فعالیت خود را توسعه دادند و به موازات آن جنبش روحانیت مبارز به رهبری آیت الله کاشانی و فداییان اسلام خواهان اجرای احکام اسلامی بودند و اعمال حکومت را محکوم می کردند و خطر تازه ای برای رژیم به وجود آوردند. قتل عبدالحسین هژیر وزیر دربار باعث شد که شاه تحت فشار های داخلی و خارجی در سال ۱۳۲۹ سپهبد حاجی علی رزم آرا رئیس وقت ستاد ارتش را به نخست وزیری رزم آرا بدون تردید علی رغم میل شاه به نخست وزیری برگزیده شده بود ، زیرا شاه ضعف های درونی خود از شخصیتهای مقتدر بیمناک بود و رزم آرا علاوه بر تیز هوشی و قدرتی که در اداره امور ارتش از خود نشان داده بودهنگام تصدی مقام نخست وزیری از پشتیبانی ارتش نیز برخوردار بود و برای شاه که همیشه میخواست ارتش را در برابر دولت نگاه دارد یکی شدن این دو خطر بزرگی به شمار می رفت . به علاوه، رزم آرا در سازش با قدرتهای خارجی هم مهارت زیادی از خود نشان داده بود و علاوه بر توافقهای پنهانی با انگلیسی ها دل ها را هم به دست آورده بود و شاه در وجود او خطری به مراتب جدی تر از قوام السلطنه برای سلطنت خود میدید. در واقع قراین زیادی در دست بود که از نقشههای رزم آرا برای کنار زدن محمدرضا شاه از مقام سلطنت حکایت می کرد.در آن موقع شایع شده می خواهد در فرصت مناسب با یک کودتای نظامی محمدرضا شاه را از سلطنت خلع و برادر وی علیرضا را به سلطنت برساند.
مهمترین مسئله ای که در زمان حکومت رزم آرا پیش آمد و نقشههای احتمالی او را برای کودتا به تاخیر انداخت مسئله نفت و تلاش جبهه ملی برای الغای امتیاز نفت جنوب بود؛ رزم آرا برای حل این مسئله و انعقاد یک قرارداد نفت مورد قبول انگلیسیها با آنها وارد مذاکره شد و مفقیتهایی هم در این راه به دست آورد، ولی پیش از اینکه بتواند توافقهای خود را با انگلیسیها از تصویب مجلس بگذراند به قتل رسید. قتل او ظاهرا به دست یکی از افراد گروه فداییان اسلام و به عنوان اعتراض به سازش او با انگلیسی ها صورت گرفت. قتل رزم آرا دومین ترور مهم سیاسی در ایران بعد از جنگ جهانی دوم و پس از سوء قصد به جان خود شاه بود وحشت زیادی در دل رجال سیاسی آن زمان انداخت ولی شاه از جهات دیگری از کشته شدن نخست وزیر مقتدر خود راضی به نظر میرسید. زیرا با قتل رزم آرا بزرگترین خطری که مقام و موقعیت خود او را تهدید میکرد از میان رفت اما خوشحالی شاه زیاد دوام نداشت زیرا طوفان سیاسی که به دنبال قتل رزم آرا در ایران برخاست پایههای قدرت خود شاه را هم متزلزل ساخت و او را مجبور کرد که پس از تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی دکتر مصدق رهبر جبهه ملی را که خود از معارضان مقتدر او بود به مقام نخست وزیری انتخاب کند.
احساسات ناسیونالیستی و مبارزات ضد انگلیسی مردم ایران بر سر کار آمد از جهات مختلف برای شاه مایه دردسر و نگرانی بود پشتوانه ملی مصدق که با حمایت رهبران مذهبی بویژه آیت الله کاشانی توام شده و نیروی بلامعارضی را در پشت سر او قرار داده بود، هر گونه توانایی مقابله و خودنمایی را از شاه گرفته و او را به ضعیف ترین موضع خود از آغاز دوران سلطنت عقب رانده بود.
دوران حکومت مصدق که دو سال و اندی به طول انجامید از تلخ ترین و خفت بارترین دوره های سلطنت به شمار آید. مصدق عملا تمام اختیارات شاه را سلب کرد و وقتی که در اواسط زمامداری خود به بهانه مخالفت شاه با تعیین وزیر دفاع استعفا داد، شاه با یک قیام عمومی به رهبری آیت الله کاشانی در ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ مواجه شد که به فاصله ی چند روز ناچار از دعوت مجدد او به حکومت
در زمینه قتل رزم آرا اسناد و اطلاعات متناقضی منتشر شده است و بعضا حکایت بر این دارد که او با تیر شلیک شده از تپانچه خلیل طهماسبی کشته نشد بلکه با تیر یکی از محافظین خود و آن هم با تحریک دربار کشته شده است.
مصدق سپس خواهران و برادران و حتی مادر شاه را به خاطر دخالتهای ناروا و غیر قانونی در کار دولت از کشور اخراج کرد و اخراج یکی از آنها اشرف خواهر دوقلوی شاه بیش از دیگران موجب تضعیف روحیه شاه شد.
اما با اخراج اشرف از ایران مصدق مقدمات سقوط خود را فراهم ساخت، زیرا این زن فعال و حیله گر پس از تبعید خفت بار خود از ایران آرام ننشست و نخستین تماسها با همکاری انتلیجنت سرویس جاسوسی انگلیس برای براندازی حکومت مصدق دست به کار شد و یکی از اعضای برجسته این سازمان به نام کرمیت روزولت مامور اجرای این طرح گردید در اینجا نباید ناگفته گذاشت که آمریکا در اوایل حکومت مصدق به علت اعمال نفوذ کمپانیهای نفتی آمریکا و سهمی که آنها از نفت ایران می خواستند کم و بیش با دولت مصدق همکاری می کرد. ولی پس از آنکه میانجیگری آمریکا هم برای حل مسئله نفت که متضمن حفظ دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی آمریکا بود به نتیجه نرسید آمریکاییها هم در برابر حکومت مصدق قرار گرفتند و آنچه موجب تشدید مخالفت آمریکا با مصدق و دخالت سیا در این ماجرا شد ظاهرا بهانه مربوط به قدرت یافتن کمونیستها در ایران و خطر وقوع یک کودتای کمونیستی در این کشور بود .
در عین حال عامل مهم داخلی که سقوط مصدق را تسهیل کرد محروم شدن وی از حمایت روحانیت و اکثریت مردم بود؛ کسانی که در به قدرت رسیدن او نقش مهم و اساسی داشتند بتدریج بخاطر رویه خودکامانه ای که مصدق در پیش گرفته بود از وی جدا شدند و به مخالفت با وی برخاستند و این امر خود نیز سقوط او را تسهیل کرد زیرا که با عدم حضور مردم در صحنه کودتای انگلیسی - آمریکایی بسادگی تحقق یافت
آمریکا و انگلیس که در این مرحله به تفاهم کامل در مسائل مربوط به ایران رسیده بودند، برای اجرای نقشه خود سرلشکر فضل الله زاهدی را که مدتی هم با مصدق در سمت وزارت کشور همکاری می کرد بر گزیدند و در مرحله اولیه اجرای این طرح شاه را وادار به صدور حکم عزل مصدق از مقام نخست وزیری و صدور حکم نخست وزیری برای زاهدی کردند ولی مصدق از قبول حکم عزل خود امتناع کرد و ابلاغ شبانه این حکم را به وسیله سرهنگ نصیری از افسران گارد سلطنتی که بعدها رئیس ساواک یا سازمان پلیس مخفی مخوف شاه شد به عنوان کود تا تلقی کرد. شاه که از واکنش شدید مصدق به وحشت افتاده بود .
و می ترسید مصدق دستور بازداشت خود او را هم صادر کند از کشور گریخت ولی طراحان کودتا مرحله دوم را با ایجاد آشوب و بلوای خیابانی و استفاده از بخشی از نیروهای مسلح به موقع اجرا گذاشتند حکومت مصدق را که از حمایت رهبران مذهبی محروم شده بود و پشتوانه ملی خود را هم تا حدود زیادی از دست داده بود سرنگون کردند.
خبر سقوط مصدق در رم به گوش شاه رسید؛ و شاه فراری و سرگردان نخستین گزارش های خبرگزاریها را هم درباره این واقعه باور نمی کرد تا اینکه موضوع قطعی شد. شاه که خواب بازگشت به . نمی دید ناگهان زبان باز کرد و فرار خود را از ایران به عنوان یک اقدام وطن پرستانه و حساب شده برای تحریک احساسات ملی توجیه کرد اگر چه قدردانی از عامل کودتا را فراموش نکرده و به او گفت که « من تاج و تختم را از شما دارم . روزولت در کتاب خود مقصود شاه از «شما» دولت آمریکا و انگلیس تعبیر کند.
زاهدی که به استناد حکم شاه پس از سقوط حکومت مصدق به مقام نخست وزیری رسیده بود به عنوان نخستین اقدام رسمی حکومت خود تلگرافی به عنوان شاه مخابره و او را به کشور دعوت کرد. مصدق دستگیر و زندانی شد و بعدا محاکمه و محکوم به سه سال زندان گردید شاه که کمتر از یک هفته پس از فرار خفت بار خود از ایران به کشور بازگشته بود کودتای انگلیسی امریکایی را به عنوان یک قیام ملی تعبیر کرد و خود را « شاه انتخابی مردم» خواند!
۲-۱- دوره اقتدار محمدرضا شاه
با استقرار یک حکومت مقتدر نظامی و حل مسئله نفت به دست این حکومت که منافع انگلیسی ها و آمریکایی ها را تامین میکرد یک دوران طولانی ثبات سیاسی در ایران پیش بینی می شد و زاهدی که به خیال خود تاج و تخت شاه را نجات داده و او را از تبعید به ایران بازگردانده بود تصور می کرد تا مدتی طولانی و تا وقتی که خودش بخواهد در مقام نخست وزیری ایران باقی خواهد ماند. ولی شاه ضعیف و بد گمان که هر نخست وزیر قوی را خطری برای قدرت و سلطنت خود میدانست از نجات دهنده خود هم می ترسید و بیش از یک سال از حکومت او نگذشته بود که در پس پرده برای تضعیف و محدود ساختن قدرت وی دست به کار شد .

در این زمان شاه تکیه گاه تازه ای هم برای خود یافته بود و با نقشی که امریکایی ها در بازگشت او به سلطنت بازی کرده بودند روز به روز بیشتر خود را به آنها نزدیک میساخت دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد را می توان سرآغاز دوره جدید روابط ایران و آمریکا تلقی کرد و شاه در مدتی کمتر از دو از این کودتا توانست مقدمات برکناری زاهدی را از مقام نخست وزیری ضمن جلب رضایت امریکایی ها فراهم سازد. زاهدی با عنوان سفیر فوق العاده ایران در اروپا و با حقوق و امتیازات کافی به سویس رفت و به این ترتیب شاه نجات دهنده خود را به طور محترمانه از ایران تبعید کرد.
دوران حکومت مطلقه محمدرشا شاه در ایران که یاد آور دوران حکومت مطلقه پدرش بود در واقع از این تاریخ آغاز میشود. در اردیبهشت ۱۳۳۴ حسین علا که مدتی وزیر دربار و مورد اعتماد شاه بود به نخست وزیری اتخاب شد و دو سال بعد دکتر منوچهر اقبال که از هر لحاظ مطیع و فرمانبردار شاه بود و دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی را غلام خانه زاد وی می دانست به جانشینی وی منصوب گردید. در دوران نخست وزیری اقبال که قریب چهار سال به طول انجامید دولت کاملا تحت فرمان و مجری دستورات شاه بود و مجلس فرمایشی هم مسلما قدرت و اختیاری نداشت
در سال ۱۳۳۹ همزمان با تحولاتی که در صحنه سیاست بین الملل بویژه در سیاستهای جهانی آمریکا روی ناچار شد در روش حکومت خود تجدید نظر کند و برای اینکه ظاهر دنیا پسندتری به رژیم خودکامه خود بدهد اقبال نخست وزیر و علم وزیر دربار خود را به تشکیل دو حزب سیاسی رقیب به نام «ملیون» و «مردم» ترغیب کرد با اینکه همه می دانستند هر دو حزب در انتخابات پارلمانی و تلاش اقبال برای ادامه حکومت از طریق به دست آوردن اکثریت در پارلمان جنجال سیاسی بزرگی به راه انداخت و شاه مجبور به ابطال انتخابات شد اقبال از نخست وزیری کناره گیری کرد و دومین انتخابات پارلمانی برای دوره بیستم مجلس شورای ملی ایران در اواخر ۱۳۴۰ صورت گرفت در این هنگام کندی به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده و سیاست داخلی و خارجی آمریکا در آستانه دگرگونی خاصی قرار گرفته بود.
گرایش سیاست آمریکا به طرف لیبرالیسم در سیاست آمریکا نسبت به ایران هم تاثیر گذاشتو سردی روابط کندی با شاه که به اعمال سیاست اختناق و دیکتاتوری متهم شده بود موجب بروز تشنجاتی در ایران شد که به سقوط دولت وقت ایران حکومت شریف (امامی و روی کار آمدن دکتر علی امینی منجر گردید.دکتر امینی خود را با عنوان فرد مورد اعتماد حکومت جدید آمریکا اعلام کرده و اینطور شایع شده بود با توصیه و اعمال نفوذ مستقیمامریکاییها به نخست وزیری منصوب شده است و کندی در مهمانی رسمی که هنگام مسافرت شاه به واشنگتن در اردیبهشت ۱۳۴۱ به افتخار وی ترتیب داده بود علنا با عبارت نخست وزیر «شایسته و لایق بر این شایعه بیشتر دامن زد؛ در حالی که علی رغم این حمایتهای لفظی دولت آمریکا از اعطای کمک های اقتصادی به امینی امتناع کرده و موجبات سقوط او فراهم شد. شاه که پس از قریب بیست سال سلطنت بازیهای سیاسی را اموخته بود در جریان همین مسافرت موفق شد اعتماد کندی را به خود جلب کند و برنامه هایی را که کندی می خواست به دست امینی انجام دهد خود تقبل کند.
شاه پس از بازگشت از آمریکا بتدریج موانعی در راه پیشرفت کار امینی فراهم ساخت و او در مرداد همان سال استعفا داد.
یکی از برنامه هایی که امریکایی ها طراح آن بودند و دولت امینی را به اجرا آن توصیه و تشویق می کردند اصلاحات ارضی بود. از سوی دیگر، شاه برای آنکه میراث خوار حکومت امینی نباشد و خود را مبتکر فکر اصلاحات ارضی و سایر برنامههای اصلاحی معرفی کند طرحهای دیگری را که مورد علاقه آمریکایی ها بود پیوست برنامه اصلاحات ارضی کرد و مجموعه این برنامهها را تحت عنوان «انقلاب سفید» طی رفراندومی فرمایشی به تصویب ملی» رساند.
با تعیین یک دولت مطیع و مورد اعتماد و انقلاب سفیدی که شاه تصور میکرد از این طریق پشتیبانی اکثریت مردم را به طرف خود جلب کرده است و مهمتر از همه حمایت آمریکایی ها که به صورت مهمترین عامل نفوذ خارجی در ایران در آمده بودند شاه خود را در اوج قدرت و فرمانروایی بلامنازع می دانست. با افزایش کمکهای نظامی آمریکا و تقویت ،ارتش مخالفان سیاسی شاه از جبهه ملی گرفته تا حذب توده بکلی خنثی و بلا اثر شده بودند.
شاه که خود را در این زمان یکه تاز میدان میدید و دیگر کسی را جلودار خود تصور نمی کرد از این تاریخ به بعد بتدریج تمام قدرتها را در دست خود متمرکز کرده و به یک سلطان مستبد و مطلق العنان تمام عیار مبدل گردید و با اتکای روز افزون خود به آمریکا مخصوصاً در دوران ریاست جمهوری جانسون و نیکسون که با او روابط نزدیک و صمیمانه داشتند توانست پایههای قدرت خود را محکمتر سازد.
شاه، پس از قتل منصور، یکی از وزیران کابینه او را که هویدا نام داشت و از شهرت نبود به نخست وزیری منصوب کرد . انتخاب هویدا به نخست وزیری یک عکس العمل شتابزده در مقابل کشته شدن نخست وزیر حسنعلی منصور بود و همه ی حکومت او را موقتی می دانستند ؛ ولی هویدا در خدمتگزاری و فرمانبرداری از شاه از همه ی پیشینیان خود جلو افتاد و با همین خصوصیت بیش از دوازده سال در مقام نخست وزیری ایران باقی ماند که طولانی ترین دوران صدارت در تاریخ معاصر ایران به شمار می آید . این دوره را دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی میتوان اوج قدرت مطلقه ی شاه نامید، زیرا دولت مطیع و پارلمان فاقد اختیار و مطبوعات
در اینجا طرح این نکته ضروری است که نفوذ روزافزون آمریکا در ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ به معنای جایگزینی این قدرت بزرگ غربی با سلطه و نفوذ دولت استعمارگر انگلیس نیست بلکه بر اساس یک نوع تغییر تاکتیک انگلیسیها مبنی بر عدم حضور علنی در صحنه سیاست طراحی و اجرا می شد. ساختار دولتی ایران و دولت مردان حاکم در تمام دوران حکومت پهلوی تقریبا دست نخورده باقی مانده و تا سقوط این رژیم در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ همچنان حفظ شده بود. این بافت سیاسی به طور عمده تحت سلطه و نفوذ انگلیس و شبکه فراماسونری بوده و حافظ مافع این دولت بوده اند و دولت آمریکا هیچ گاه نتوانست در این ساختار رسوخ کرده و آن را تسخیر کند بلکه الزاما بر این ساختار تکیه کرده و با تفاهم دولت انگلیس در ایران عمل می کرد.
در این دوران چند واقعه یا تحول که میتوان آنها را محصول تصادف یا شرایط مساعد بین المللی دانست بر قدرت و ثروت و غرور شاه افزود و کم کم این فکر در او قوت گرفت که گویا یک موجود خارق العاده و مأمور انجام رسالتی در روی زمین است . در این مدت ، شاه یک بار دیگر هم از توطئه سوء قصدی که برای قتل او ترتیب داده شده بود جان سالم به در برد و چون نجات خود را از این سوء به نوعی معجزه و عنایت خاص الهی تعبیر میکرد، پیش از پیش به تقدیر و سرنوشت و رسالتی که به خیال خود در روی زمین داشت اعتقاد پیدا کرد. شاه به این اعتقادات خود رنگ مذهبی می داد ، زیرا هم بیشتر برای عوام قابل فهم و هضم بود و هم بدین وسیله میخواست کم کم نقش رهبری مذهبی مردم را هم به خود اختصاص دهد، در حالی که هرگز یک مسلمان واقعی نبوده و به وظایفی که هر مسلمان به آن اعتقاد شاه به خدا و آن چه به عنوان معتقدات مذهبی او تجلی می کرد بیشتر ریشه در دین باستانی ایران و دوران پیش از اسلام داشت و اشتیاق او به احیای سنن و رسوم ایران باستان که تا سر حد تغییر تاریخ رسمی ایران از تاریخ اسلامی به تاریخ شاهنشاهی هم پیش رفت ، از این اعتقاد او سرچشمه میگرفت .
مراسم پرخرج و پر شکوه جشنهای دو هزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران که به منظور پیوند دادن هرچه بیشتر تاریخ ایران به دوران باستان پیش از اسلام برگزار شد نمایانگر طرز تفکر شاه در این دوره است . در این جشن ها که به عنوان بزرگترین نمایش عصر از آن یاد شده ، نه پادشاه و پنج ملکه و بیست و یک شاهزاده و تعداد زیادی از رؤسای جمهوری و معاونان رئس جمهور و نخست وزیران کشورهای مختلف جهان شرکت کردند. برای برگزاین جشن شهری با گرانبهاترین تزئینات در کنار تخت جمشید بنا شد .
در جریان برگزاری این جشن ، شاه خود را در اوج قدرت و سلطانی بلامنازع احساس می کرد ، در حالی که این جشن ها را می توان آغازی بر سقوط رژیم سلطنتی ایران دانست؛ از جمله این که تضاد شکوه و عظمت جشنهای شاهنشاهی با فقر و بدبختی اکثریت مردم ایران یکی از حربه های تبلیغاتی را برای مخالفان رژیم فراهم ساخت .
افزایش ناگهانی درآمد نفت که برنامه ی اقتصادی صحیح و توأم با دورنگری هم برای خرج آن پیش بینی نشده بود ، ظاهراً حرکت سریعی به سوی پیشرفت در کشور به وجود آورد ، ولی اجرای پروژه های عظیم نظامی و خرید تسلیحاتی عمده به تبع دکترین نیکسون و سایر برنامههای بلند پروازانه و جاه طلبانه و در فایده، موجب بروز تورم و فساد بیش از پیش شده و مشکلات و مسائل پیچیده و تازه ای به دنبال آورد .
علاوه بر اثرات وسیع اقتصادی – اجتماعی که سیاست نظامی کردن و فروش تسلیحات آمریکا به ایران داشت و موجب به هم خوردن نظم طبیعی جامعه ی ایرانی شده بود، این تصمیم و به ویژه اعطای چک سفید به شاه در خرید سلاحهای پیچیدهی نظامی، اثر روانی عمیق و بنیانی روی شاه گذاشت . شاه به تدريج باور کرد که او دیگر یک مترسک و تابع آمریکا نیست بلکه یک شریک و همکار آن هاست . این تصور تا مدت ها در ذهنش وجود داشت و حتی گاهی تصور میکرد بالاتر از یک متحد است . او خود را مدافع منافع غرب می دانست و این امر موجب بروز یک اعتماد به نفس کاذبی در وی شد و خود بزرگ بینی وی را افزایش داد.
شاه و اطرافیان او در این دوره بیشتر سرگرم کارهای نمایشی بودند . قدرت و امکانات دولت و مشاغل حساس و کلیدی در انحصار عده ی معینی از گروههای خاص از جمله شبکه فراماسونری ، دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی ها ، هزار فامیل و بستگان آنها قرار داشت که نه بر اساس استعداد و لیاقت ، بلکه بیشتر بر مبنای روابط و وابستگی ها به اشخاص واگذار میشد. گاهی چهرههای تازهای هم خود را وارد این حلقه کردند ولی ارجاع مشاغل مهم به آنها هم بیشتر به تواناییهای آنها در ایجاد ارتباط با متنفذان و صاحبان قدرت بستگی داشت تا استعداد و لیاقت .
۱-۳- یک مرد تنها
هر چه بر سن و سال و طول مدت سلطنت شاه افزوده میشد او خشن تر و انعطاف ناپذیر تر می گردید و کم کم میخواست روش پدرش را در سلطنت تجربه کند، در حالی که نه شرایط زمان سلطنت پدرش با دوران او تطبیق میکرد و نه خود او توانایی و جسارت ذاتی رضا خان را در برخورد با مسائل و مشکلات داشت . او در شرایط عادی و هنگامی که اوضاع بر وفق مراد بود میتوانست قدرت نمایی کند ، که از هر کسی ساخته است، ولی هنگام بروز خطر و بحران ، اعتماد به نفس خود را از دست می داد و به تنهایی قادر به اتخاذ تصمیم نبود. همین عدم اعتماد به نفس و بیم از این که کسی شریک قدرت او شود یا او را از اریکه قدرت به زیر بکشد موجب شد که از ارجاع پست نخست وزیری و مشاغل مهم کشوری و لشکری لااقل به مردان قوی خودداری کند، به طوری که در سالهای آخر سلطنت تقریباً هـ همه ی شخصیت های قوی از اطراف او پراکنده شده بودند و حلقهی مشاوران و اطرافیان شاه منحصر به عده ای افراد مطیع و متملق شده بود که جز به جلب رضایت او و حفظ منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشیدند .

. برای شناخت شخصیت و خصوصیات روانی محمد رضا شاه، رک ماروین ،زوئیس شکست شاهانه - روانشناسی شخصیت شاه .
به طور کلی، روشی که شاه در سلطنت در پیش گرفته بود او را عملاً از جامعه منزوی ساخته و د رحلقه ای از افراد مطیع و متملق و ضعیف و ترسو محصور کرده بود. یکی از سفیران سابق آمریکا در ایران ریچار هلمز تصویر جالبی از شخصیت و روحیات شاه در آغاز این دوره از سلطنت او ترسیم کرده و در یک گزارش رسمی چنین مینویسد : " همه ی رهبران کشورها مردان تنهایی هستند ، ولی شاه یکی از تنهاترین آن هاست . او در دولت و خارج از دستگاههای دولتی مشاوران خوب و صدیقی ندارد. البته این انزوا تا حدودی به خصوصیات اخلاقی خود شاه و سوء ظن او دربارهی مقاصد جاه طلبانه ی دیگران مربوط شود و این بد گمانی که تجارب گذشتهی شاه آن را تقویت کرده باعث شده است که اشخاص لایق و کاردان از اطراف او پراکنده شوند. اگر شخصیت لایق و آگاهی هم در میان اطرافیان شاه پیدا شود طبق عادت و سنت ایرانیها از بیان مطالبی که خوشایند شاه نباشد خودداری میکند. به طور خلاصه در عین غرور و خودبینی آدمی توخالی است
یکی از عوامل مهمی که در جریان انقلاب به سرنگونی شاه کمک کرد عدم اعتماد او به دیگران ، مداخله در جزئیات امور و وابسته کردن تمام سیستم حکومت و نیروهای مسلح به شخص خود بود . شاه با ایجاد چند سازمان اطلاعاتی کنترل چند جانبه ای بر روی دستگاههای دولتی و نظامی برقرار کرده بود هر چند گفته می شد رؤسای این سازمانها هم با یکدیگر کنار آمده و گزارش های خود را هماهنگ سازمان نیروهای مسلح ایران هیچ نیرویی نمی توانست به طور مستقل دست به عملی بزند . شاه فرماندهان نیروها را جداگانه به حضور می پذیرفت و با سیستم کنترلی که برقرار شده بود اجرای هر دستور نظامی مستلزم عبور از چند کانال مختلف بود. فرماندهان نیروها و حتی فرماندهان واحدهای مختلف در داخل غالباً با یکدیگر تفاهم نداشتند گاه رقیب یکدیگر بودند. به طور خلاصه ، یکپارچه گی و وحدت فرماندهی در ارتش وابسته به شخص شاه بود و به همین دلیل بود که با رفتن او ارتش یکباره متلاشی شد.
در جمع بندی و بررسی از قدرت سیاسی حاکم بر ایران که نمونه بسیار مشخص و بارزی از قدرت سیاسی در یک جامعه ی دو قطبی است و به صورت اجتناب ناپذیری زمینه ساز تحول سیاسی – اجتماعی است عوامل مشخصه زیر را می توان برشمرد :
- قدرت سیاسی ایران حول محور پادشاهی خودکامه و در عين حال ضعيف النفس جریان داشت . اطرافیان وی در تصمیم گیری چندان دخیل نبوده و افرادی نالایق و مطیع بودند .
- تکیه رژیم بر ارتش تا دندان مسلح و دست پرورده ی خود بود . ارتشی که امرای آن مطیع مطلق شاه بودند و تنها دلیل وفاداری آنها رفاه و سیری بیش از حد بود . البته این ارتش امتحان خود را در میدان آزمایش نداده بود تا میزان وفاداری و توانایی آن به دفاع از قدرت سیاسی به ثبوت برسد .
- تکیه ی این رژیم بر رضایت قدرتهای بیگانه به ویژه انگلیس و آمریکا بود . سلطه انگلیس و به تبع آن آمریکا در دستگاه اداری و نظامی و حتی پلیس مخفی عمیق و غیر قابل انکار بود . از طرف دیگر شاه تاج و تخت خود را مدیون آنها . دانست و دوام و بقای آن را نیز وابسته به حمایت آن ها می دید .
اداری حاکم بود و تورم دستگاه اداری و دیوان سالاری آن کارایی و دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی اجرای وظایف روزمره را نیز از آن سلب کرده بود .
اگرچه با بالا رفتن قیمت نفت قدرت پولی و اقتصادی رژیم افزایش چشمگیری پیدا کرد ولی فقدان برنامه های عمرانی و اقتصادی صحیح بر نارضایتیها می افزود.
- قدرت سیاسی کلاً از مردم و اکثریت گروههای اجتماعی منزوی شده بود و تمایلی هم به جلب حمایت آن ها نداشت. تنها خواست او عدم مخالفت آنها با سیستم سیاستی حاکم بود که آن شکنجه تأمین
با توجه به عدم لیاقت دولتمردان و حاکمیت سیستم فقط تصمیم گیری که به طور عمده در یک نفر خلاصه و محدود میشد سیستم سیاسی از حل ساده ترین مشکلات اقتصادی - سیاسی و اجتماعی جامعه عاجز و ناتوان بود .
- برای حفظ موقعیت خود در داخل و خارج تکیه زیادی به تبلیغات ، صحنه سازی ، حفظ ظاهر برگزاری جشنها و مراسم پرخرج و بی حاصل می کرد .
به ارزشها و سنتها و معتقدات جامعه که عمیقاً ریشه مذهبی داشت نه تنها . اعتنا مختلف سعی در از بین بردن ارزش های مسلط بر جامعه و جایگزینی آنها با ارزش هایی که برای جامعه بیگانه بود ، می کرد . در چنین شرایطی بود که گروههای اجتماعی از سیستم سیاسی مأیوس و ناامید شده و به گرد رهبران مذهبی حلقه زده و قدرت اجتماعی پر توانی را به وجود آوردند و موفق شدند در کوتاه ترین مدت موجبات سقوط نظام سیاسی را فراهم آورند .
جامعه ای امکان وجود و بقا ندارد و دیری نمی پاید که از هم گسیخته میگردد . ارزش های مشترک می تواند جنبه ی مادی و یا جنبه ی معنوی داشته باشد ولی قهراً و طبعتاً جامعه ای که صرفاً بر پایه ارزش ها و منافع مادی شکل گرفته و بنیان نهاده شده نه تنها استحکام لازم را ندارد، بلکه در مقابل خطرات احتمالی قدرت دفاعی جمعی مطلوبی هم نخواهد داشت. در سرزمین ایران که از نظر جغرافیایی در منطقه ای حساس و استراتژیک قرار گرفته است، از دیر زمان مردمی زندگی کرده اند که در دوران طولانی تاریخ خود اغلب مورد تاخت و تاز و هجوم قبایل و ملل مختلف قرار گرفتهاند. اسکندر مقدونی ، چنگیز خان مغول و تیمور خان گورکانی، ترکان سامانی و سلجوقی و ... از جمله اقوام و مللی بودند که به ایران حمله کرده ، حکومت کرده جذب شده و یا دفع گردیده اند .
در اثر این برخوردها و تماسها ایرانیها با اقوام و ملل گوناگون عالم و به اقتضای عوامل تاریخی آشنا شده و گاهی روابط دوستانه و گاهی خصمانه پیدا کردند. این روابط و برخوردها موجب گردید که یک سلسله افکار و سنن را کسب و به نسلهای بعدی منتقل کرده و متقابلاً بسیاری از سنت های خود را به ملل دیگر منتقل کنند. ایرانی ها به ملیت و ارزشهای خود علاقه مند بودند و سعی در حفظ هویت و فرهنگ خود می کردند و به همین دلیل نیز در ملت های دیگر هضم نشدند، لکن این علاقه مندی تحت تأثیر تعصبات کور کورانه نبوده است که موجب عدم درک و قبول حقایق و مانع رشد و شکوفایی فرهنگ آن ها بشود. بنابراین ، با پذیرفتن بسیاری از ارزشها و معیارهای فرهنگی ملل دیگر فرهنگ جامعه خود را غنی تر و پر بار تر کرده اند
از آغاز دوره ی حکومت هخامنشیان که ایران تحت یک حکومت و فرمان در آمد بیست و پنج قرن می گذرد ؛ در این مدت مهم ترین و بزرگترین برخورد فرهنگی ایرانیان در چهارده قرن قبل با فرهنگ و مكتب تازه ظهور کرده ی اسلام بود که موجبات تحول و انقلابی عظیم و سریع در سراسر خاورمیانه فراهم کرده بود. اسلام نه تنها برای ایرانیها بلکه برای اعراب هم پدیدهی جدیدی بود و نمی توان گفت که در برخورد با اعراب مکتب اسلام به عنوان بخشی از فرهنگ و تمدن عرب با فرهنگ ایرانی و فارسی اصطکاک پیدا کرده است. بلکه همان قدر که تعالیم پیغمبر اسلام برای ایرانیها تازگی داشت و ارزش های جدیدی را ارائه می کرد برای اعراب هم تازه بود. اصولاً اعراب قبل از ظهور اسلام چیزی برای ارائه کردن به جوامع متمدن و پیشرفته زمان خود و در رأس آنها ایران و روم نداشتند . قبایل چادر نشین و صحرا گرد عرب که به ابتدایی ترین شیوه زندگی می کردند اصولاً نمی توانستند پایه گذار تمدن چشم گیری باشند
در حقیقت می توان ادعا کرد این مکتب آسمانی و الهی دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی بود که با ارزش های جدید خود توسط اعراب تازه مسلمان شده در هجوم به ایران و برخورد با ایرانیها به آنها منتقل گردید .
این که بعضی از متفکران مغرض غیر مذهبی و حتی ضد مذهبی تبلیغ کنند که اسلام توسط شمشیر و به زور به ملت های دیگر از جمله ایران تحمیل شده است پایه و اساس منطقی ندارد . ایرانی ها به شهادت تاریخ نشان دادند که هر زمان از حکام جابر خود به تنگ آمده و مستأصل شده اند آن ها را در مقابل حملات خارجی و سایر مصایب تنها گذاشته و با عدم همکاری موجب شکست و سقوط آن ها را فراهم آورده اند
در اواخر حکومت ساسانیان نیز اوضاع و احوال سیاسی - اجتماعی حاکم بر ایران بر اثر فساد و تباهی درباریان دیکتاتور که توسط موبدان زردشتی حمایت و تقویت میشدند و همچنین فقر و فلاکت توده های مردم زمینه مناسبی را برای شکست لشکریان ایران در مقابل مسلمانانی که به نیروی ایمان و اعتقاد . و کمک الهی مجهز بوده و آماده شهادت و ایثار بودند ، فراهم کرد .
ایرانی ها از اسلام خیلی خوب استقبال کردند و این استقبال به حدی بود که امروزه به جز عربستان هیچ کشوری به نسبت و اندازه ی ایران ، اکثریت مردم آن مسلمان نیست. علت این استقبال ناشی از سازگازی روحیه ی آن ها با اسلام بود ، آن ها گمگشته ی خود را در اسلام یافتند . ۲ مردمی که طبعاً باهوش بودند و به علاوه سابقه تمدن و فرهنگ بزرگی داشتند پیش از هر ملت دیگر قبل از آن که مجذوب و مرعوب قدرت قاهرهی لشکریان اسلام شوند به روح و معنای اسلام توجه داشتند و به همین دلیل توجه و علاقه ی آن ها به خاندان نبوت و رسالت بیش از هر ملت دیگری بود و لذا از میان مکتب های مختلف اسلام مذهب شیعه را انتخاب کرده و عموماً از فقه جعفری پیروی کردهاند و به همین جهت پیروی از ائمه طاهرین نضج بیش تر در میان ایرانیان یافت زیرا که آنها روح اسلام را در نزد خاندان رسالت یافته و آن را پاسخ گوی پرسشها و نیازهای واقعی خود دانستند . مع ذلک ایرانیها در عین استقبال از اسلام چه از نظر سیاسی و چه از نظر فرهنگی مقهور اعراب نشده و استقلال فرهنگی خود را از دست نداده و کماکان در حفظ آن کوشیدند. ایرانیها بر خلاف مصری ها که هم اسلام و هم زبان عربی را پذیرفتند زبان ملی خود را از دست ندادند و با استفاده از زبان عربی زبان فارسی را غنی تر کردند و همچنان فارسی زبان باقی ماندند .

با آداب آن فرزندان خود را زاده و پرورش دادهاند، زندگی کردهاند، تشکیل خانواده داده اند و روابط خصوصی و اجتماعی خود را شکل داده و مردههای خود را به خاک سپرده اند . تاریخ ، ادبیات، سیاست، غذا، فرهنگ و تمدن ، شئون اجتماعی و سرانجام همه چیز آنها آن چنان با این دین عجین شده که بخش عمده و اصلی و لاینفکی از ارزشهای مسلط جامعه را تشکیل دادهاند. البته ناگفته نماند که ایرانی ها هم متقابلاً توانسته اند خدمات ارزنده ای در رشد و شکوفایی و باروری تمدن اسلامی در ترقی و تعالی و نشر تعالیم اسلامی انجام دهند
در نتیجه این نفوذ عمیق اسلام در میان اقشار و گروههای اجتماعی ایران به عنوان ارزشهای مسلط جامعه بود که مهمترین و شاید تنها عامل مشترک وحدت ملی ایرانیان بر آن ساخته شد و قوام یافت.
کشوری که متشکل از مجموعه ای از مردم با ،زبان لهجه ریشههای نژادی و ملیتهای مختلف از قبیل : فارس،کرد، ترک،عرب،ترکمن و بلوچ است عامل ملیت در مفهوم قبلی آن نمی توانست آنها را به هم نزدیک کند و فرهنگ مشترک آنها را تشکیل دهد. در حقیقت می توان ادعا کرد که اگر آداب و رسوم ،و عقاید مذهبی را که وجه اشتراک اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه است در نظر نگیریم، عامل مشترک دیگری نمی تواند آنها را به هم نزدیک کند به همین دلیل است که از اسلام نه تنها به عنوان یک امر ارتباطی ایرانیان با پروردگار میتوان بحث ،کرد بلکه این عامل ،فرهنگ سنت،ها زبان و روابط اجتماعی مشترک آنها را طوری تحت تاثیر قرار داده است که بدون شناخت مذهب و ویژگی های آن نمی توان از فرهنگ و سنتهای مشترک دانلود کتاب انقلاب اسلامی منوچهر محمدی صحبت کرد به همین دلیل ارزشهای مسلط و مورد قبول اکثریت طبقات مختلف اجتماعی از مذهب و آیین آنها سرچشمه می گیرد و همان طور که بعدا خواهیم گفت از علل عمده بروز انقلاب و سقوط رژیم شاه تلاش وی در نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن ارزش ها و سنبل های دیرین اجتماعی که ریشه ی مذهبی داشت ، بود. با توجه به اینکه مذهب از مهمترین عوامل فرهنگی است که ایرانیان را در اقصا نقاط کشور، در شهر و روستا و در میان اقشار جامعه اعم از فقیر و غنی ، با سواد و بیسواد به هم مرتبط و پیوسته ساخته است و با توجه به نفوذ عمیق و ریشه داری که مذهب در روابط اجتماعی آنها پیدا کرده است حتی کسانی که خود را چندان پایبند به اجرای قوانین و عادات مذهبی ذلک خود را در رعایت سنتهای مذهبی از جمله مراسم اعیاد و عزاداری ها متعهد می دانند. با توجه به توضیحات فوق میتوان ادعا کرد که قدرت اجتماعی جامعه ایرانی در مذهب نهفته است و هر حرکت و جنبش دیگری جدا از ارزشها و معیارهای مذهبی برای تحقق اهداف سیاسی – اجتماعی نمی تواند با موفقیت توام باشد.