مشکل در حرف‌زدن با خدمات پشتیانی

این تجربهٔ من در حوزهٔ کاری بسیاری از دوستان هست. به مشکلی که برایم با خدمات پشتیبانی پیش آمده توجه کنید:

به خط تلفن دوم نیاز پیدا کردم. در منزل سه یا چهار تا سیم‌کارت دست‌نخوردهٔ ایرانسل داشتم. یکی را در گوشی انداختم و خواستم فعالش کنم. نتوانستم. وارد سایت ایرانسل شدم و دیدم که خدمات آنلاین مستقیم دارد. مراحل تماس را انجام دادم و وارد گفتگو شدم.

کارشناس پشت خط، مشخصات شخصی مرا گرفت و «شمارهٔ سیم‌کارت» را خواست. من روی کارت و سیم‌کارت و کاغذ همراهش را که داشتم نگاه کردم و هرچه عدد دیدم دادم. کارشناس پشت خط گفت: نه! این‌ها نیست؛ «شمارهٔ سیم‌کارت» لازم است. آخر گفت باید روی فاکتورتان باشد. من هم که فاکتور نداشتم چون سیم‌کارت هدیه بود. منصرف شدم. گفتم یکی می‌خرم.

یکی خریدم. کارتِ سیم‌کارت و کاغذ و فاکتور به‌قیمت ۸ هزار تومن اضافه به دستم رسید. باز مراحل را طی کردم تا رسیدیم به «شمارهٔ سیم‌کارت». این طرف و آن طرف، این کاغذ و آن کاغذ، ایمیل و پیامک... کارشناس گفت این‌ها نیست؛ «شمارهٔ سیم‌کارت» بده. اگر نداری هروقت داشتی بیا؛ یعنی هیچی!

کلافه شده بودم. این بار کپی پیامک را درسته برایش فرستادم. یکی از عددهای توی پیامک را به من برگرداند و گفت این بود... کدام بود؟ این بود: «شمارهٔ خط تلفنی که خریده بودم». همان که خودم انتخاب کرده بودم.

چهار تا سیم‌کارت داشتم، ۲۸ هزار تومن هم پول دادم تا بفهمم در پشتیبانی ایرانسل به «شمارهٔ خط تلفن» می‌گویند «شمارهٔ سیم‌کارت».

منظورم از گفتن این حرف‌ها شرکت ایرانسل نبود. این نمونه نشان می‌دهد که بی‌توجهی ما به زبان‌مان (فارسی) در گفتن و نوشتن، چه عواقبی دارد. در این نمونه، زبان وسیله برای کسب‌وکار است و می‌بینیم که چگونه مشکل به‌وجود می‌آورد.
مشکل در حرف‌زدن با خدمات پشتیبانی
مشکل در حرف‌زدن با خدمات پشتیبانی