یافتن «فعل مناسب» برای بیان کاری که وقتی هوای گرم و هوای سرد به هم می‌رسند می‌کنند

یک چیزی در کار ویراستاری هست که اسمش را گذاشته‌اند «دقت‌ورزی معنایی»؛ یعنی درست و بجا از کلمات استفاده شود. البته می‌گویند نباید به معنای کهن و ریشهٔ کلمه وسواس داشت؛ معنای امروزی را باید در نظر گرفت. از سویی می‌گویند زبان در متون علمی وسیلهٔ بیان معنا است و مطلوب این است که مانند نفس‌کشیدن روان باشد. حالا به نظر من اگر برای بیان مفهوم، از کلمه‌هایی استفاده بشود که نزدیک‌ترین و روشن‌ترین بیان آن معنا را داشته باشد، خواننده روان‌تر و سریع‌تر معنا را درمی‌یابد و می‌تواند تمرکزش را روی دریافتن آنچه بیان می‌شود نگه دارد؛ یعنی آموختن مطلب.

«این پلاستیک تمام هوای گرم را در همان طرفِ گرمِ رکْ [کابینت سرورها] نگه می‌دارد و نمی‌گذارد که هوای گرم و سرد ...» چی؟!

وقتی به این جمله رسیدم، یادم نیست که مترجم فعلش را چه کلمه‌ای گذاشته بود: «قاطی می‌شود»، «ترکیب می‌شود»، «مخلوط می‌شود»؟ قاعدتا باید یکی از این‌ها بوده باشد. پیش خودم فکر کردم که متن دارد دربارهٔ هوای گرم و هوای سرد صحبت می‌کند. انگار که هیچ‌کدام از این سه فعل رایج، خیلی مناسب اینجا نیست. دست‌کم از نظر بار معنایی، «قاطی» از کلمه‌های با ریشهٔ ترکی است و احساس متن گفتاری و غیرعلمی را منتقل می‌کند. «ترکیب» بیشتر در حوزهٔ علم شیمی به کار می‌رود. مخلوط هم برای مواد جامد است. اینجا بیان مهندسی است، حوزهٔ علم فیزیک است، هوا هم جامد نیست؛ مثل پیچ‌ومهره که مخلوط بشود. پس باید چه کلمه‌ای باشد؟

به حافظهٔ زبانی‌ام فشار آوردم و کلمهٔ «درهم» به ذهنم رسید. اول واقعا شک داشتم که آیا مناسب هست؟ در جمله گذاشتم و بارها و بارها با خودم تکرار کردم. ولی می‌دانید که اگر عبارتی را زیاد تکرار کنید، پس از مدتی می‌شود صدای بی‌معنی. بعد رفتم لغتنامه را دیدم: «۱. آشفته، آمیخته، برهم، بی‌نظم، پریشان، پیچیده، ژولیده، قاطی، قاطی‌پاطی، مختلط، مختل، مخلوط، مغشوش، ممزوج». پس تا اینجا درست آمده‌ام. حالا جمله را بخوانید:

«این پلاستیک تمام هوای گرم را در همان طرفِ گرمِ رکْ نگه می‌دارد و نمی‌گذارد که هوای گرم و سرد درهم بروند.»

نگران بودم که «درهم بروند» کلمهٔ قلمبه‌ای باشد و حواس خواننده را پرت کند. باز بارها آن را تکرار کردم… . بالاخره نتوانستم مطمئن بشوم که خوب هست یا نه. گفتم باشد مدتی بگذرد تا این گیرودار از ذهنم برود، بعد دوباره نگاه می‌کنم. پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که بد نیست و نگران قلنبگی آن هم نباید بود.

با این بررسی، پس از مدتی کلمه فارسی دیگری پیدا کردم که خیلی بهتر از درهم‌رفتن در بیان این معنا می‌نشست: «درآمیختن» یا «درهم‌آمیختن».

این برایم تجربه شد که اگر بگردم، به‌احتمال زیاد، کلمات فارسی پیدا خواهم کرد که از کلمات کلیشه‌ای یا آنچه رایج است و همان اول به ذهن نویسنده می‌رسد، معنا را روان‌تر و دقیق‌تر بیان می‌کند. دیگر اینکه از به‌کاربردن چنین کلماتی نباید نگران بود. در پایان نمونه‌های زیر را ببینید:

  • «اگر سقف کاذب بلند باشد، بهترین جای دریچه‌ها برای اینکه هرچه بیشتر از درآمیختن هوای سرد و گرم جلوگیری بشود، درست بالای دالان گرم و در بلندترین ارتفاع ممکن است.»
  • «در سیستم «هوارسانی بسته‌» تمام جریان هوا به‌شکل بسته و هدایت شده است تا از درآمیختن سرد و گرم آن جلوگیری شود.»
  • «باید به این نکته توجه داشته باشید که می‌توانید تنها با محدود ساختن یکی از چشمه‌های هوای گرم یا سرد، از درآمیختن این دو جریان جلوگیری کنید.»
  • «هر دو روش دالان سرد بسته و گرم بسته به این دلیل در مرکزداده [دیتاسنتر] اجرا می‌شوند که از درآمیختن هوای سرد و گرم جلوگیری شود.»
  • «هرچه مسیر جریان هوای سیستم نامنظم و طولانی‌تر باشد، احتمال درآمیختن هوای سرد و گرم نیز بیشتر می‌شود.»
جستجو برای کلمات دقیق‌تر و روان‌‌تر
جستجو برای کلمات دقیق‌تر و روان‌‌تر