ترمز درس

از بچگی گفتن درس بخون...

ولی درس به چه دردی میخورد؟ ایا غیر از این بود که باعث بشه تو یچیزی یاد بگیری و پیشرفتی بکنی تا بتونی موفق تر باشی؟

ولی رفته رفته بالا تر که می رفتیم درس بی معنی تر میشد

وقتی که فهمیدی علاقه ت چیه و به درد چه کاری میخوری، اونموقع است که دیگه بعضی چیزا واست ارزش پیدا میکنه و بعضی چیزا بی ارزش میشه!

دانشگاه که رسیدم رفتم رشته مورد علاقه م و با خودم گفتم دیگه تموم شد و من پیشرفت میکنم!

اما چه شد؟

همون درس هایی که اتفاقا فکر میکردم باعث پیشرفتم میشن برعکس جلوی پیشرفتم رو گرفتن!

اینطوری که من هر روزی که اومدم بشینم و یچیزی یاد بگیرم نشد که بشه چون مشق داشتم تمرین داشتم امتحان داشتم درس داشتم...

هر روزی که اومدم کاری رو با دوستام شروع کنم درس جلوشو گرفت

هر روزی که خواستم نکات به درد بخور یاد بگیرم درس های به درد نخور رو باید میخوندم...

ولی دیگه بسه

دیگه به کارم و علاقه م و پیشرفتم و رشد خودم نمیگم:" وایسا. اولویت با درسه" بلکه به درس میگم تو اولویت نداری :)

اگر یجایی علاقه ت رو پیدا کردی دیگه اکادمیک خوندن بی فایده س و باید خودت بری دنبال علاقه ت.

اکادمیک خسته ت میکنه حرفای اضافی تو مخت میکنه و یجاهایی زمین میزندت.

درس خوبه به شرطی که علاقه داشته باشی، وقتی بدونی کار اضافیه و وقت تلف کردنه نباس زندگی تو پاش بذاری.

همین