هنر لطفی هست که در حق خودمون انجام میدیم

امروز بعد مدت ها سراغ سایت archive رفتم تا یه انیمیشن موزیکال قدیمی پیدا کنم. اولین انیمیشن موزیکال رو از این سایت پیدا کردم و بهم ایده داد تا چند تا انیمیشن کوتاه درست کنم. هدفم این نبود که به صورت حرفه ای انیمیشن درست کنم. فقط چند تا ایده توی ذهنم بود که ترغیبم کرده بود چند تا از نقاشی ها رو حرکت بدم. همه ی آموزش ها برای انیمیشن سازی به صورت حرفه ای بود و من ساختار خیلی خیلی ساده ای مد نظرم بود. با این حال برای یادگرفتن همون ساختار خیلی ساده هم به منبع خوبی نرسیدم. برنامه های زیادی رو نصب کردم و بین یه سری مقاله و کتاب گشتم ولی هیچ کدوم به دردم نخوردن. یعنی شیوه شون به درد یه فردی که میخواست از صفر شروع کنه نمیخورد.

در نهایت انیمیشن ها رو بدون کمک برنامه های مخصوص انیمیشن سازی درست کردم. اما مشکلی که بود از ارائه شون حس خوبی نداشتم. حال و هوای انیمیشن کلاسیک داشتن ولی داستانشون خیلی انتزاعی بود. توی عالم نقاشی این حس رو ندارم. چون طیف زیادی از نقاشا از سبکای مختلف رو توی نت دنبال میکنم. ولی تو عالم انیمیشن افراد کمی رو میشناسم و دنبال میکنم.

زمینه های نقاشی رو بدون کاراکتر ها و اشکالی که توی داستان نقش داشتن، نقاشی کردم. چیز هایی که باید حرکت میکردن رو کلاژ کردم و هر بار که ذره ای حرکتشون میدادم، با دوربین عکس میگرفتم. برای هر سی ثانیه حدود 60 تا عکس یا بیشتر. بعضی از نماها، روی منظره فوکوس داشتن و زیاد دردسر حرکت دادن کلاژ ها وجود نداشت. صحبت کردن رو حذف کردم. گاهی به تصاویر، موسیقی بی کلام اضافه کردم؛ گاهی جمله ها رو نوشتم و بین تصاویر گذاشتم. عکس ها رو هم با برنامه های سبک پشت سر هم چیدم و حجم ویدیو رو کم کردم.

فکر میکنم چیزی که باید از اول یاد میگرفتم این بود که به جای خیره شدن به دنیای اشباع شده ای که به نظر می رسید جایی برای من نداره، به ذوق خودم اهمیت میدادم. فکر میکنم همه ی کارای هنری فقط به لطف ذوقه که به وجود اومدن. جایی نوشته نشده، صندلی ای براشون چیده نشده، قانونی مقرر نشده که ما به محتوای خاصی نیازمندیم. وقتی مشغول ساخت کار هنری هستیم، اول به خودمون لطف می کنیم. کسی منتظر به ذوق اومدن ما نیست.