ویرگول
ورودثبت نام
مهدی جدیدی
مهدی جدیدیکارشناسی علوم ارتباطات/ رسانه
مهدی جدیدی
مهدی جدیدی
خواندن ۱ دقیقه·۲ سال پیش

جوانی.....

زندگانیم گله دارد از جوانیم

از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده‌ی جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق
داده نوید زندگی جاودانیم
چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
وز دور مژده‌ی جرس کاروانیم
گوش زمین به ناله‌ی من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانیم
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون میکنند با غم بی همزبانیم
ای لاله‌ی بهار جوانی که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانیم
گفتی که آتشم بنشانی، ولی چه سود
برخاستی که بر سر آتش نشانیم
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانیم.....

جوانیشهریارشعر زیبا
۸
۰
مهدی جدیدی
مهدی جدیدی
کارشناسی علوم ارتباطات/ رسانه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید