او صاحب همه چیز بود: ثروت، شهرت، ذکاوت، رفعت اندیشه؛ هیچگونه جنایتی مرتکب نشده بود، امّا به بدتر از آن دست یازیده بود: دلش را، جوانیاش را کشته بود؛ او بهخاطر فقدان اراده، خود را نابود کرده بود، بیآنکه حتی برای پوزش شوری به سر داشته باشد.
(زندگی تولستوی. نوشتۀ رومن رولان. ترجمۀ علیاصغر خبرهزاده. چاپ اول، تهران: انتشارات نگاه، ص 52)
