
نورالدین محمود زنگی، تنها یک حاکم نبود؛ او مردی بود که در میان آشوب های سیاسی قرن ششم هجری، هویت از دست رفته جهان اسلام را بازسازی کرد. او با درایت، زهد و سیاستمداری اش، نه تنها در برابر صلیبیون ایستاد، بلکه راه را برای باز پسگیری بیت المقدس هموار کرد.
در میان صفحات پرهیاهوی تاریخ جنگهای صلیبی، نامی میدرخشد که شاید در سایه شهرتِ صلاحالدین ایوبی قرار گرفته باشد، اما حقیقت این است که صلاحالدین، فرزندِ مکتبِ او بود. «نورالدین محمود زنگی»، حاکمِ زاهد و سیاستمدارِ زیرکِ حلب و دمشق، همان کسی بود که قطعاتِ پراکنده جهان اسلام را به هم دوخت و رویای بازپسگیری قدس را از یک آرزوی دستنیافتنی، به یک هدفِ استراتژیک تبدیل کرد.
بسیاری از مورخان معتقدند نورالدین زنگی قربانیِ «موفقیتِ شاگردِ خود» شد. صلاحالدین ایوبی با فتح نهایی قدس، نام خود را به عنوان قهرمانِ نهایی در تاریخ ثبت کرد، اما صلاحالدین خود همواره از نورالدین به نیکی یاد میکرد و او را «مرشدِ» خود میدانست. نورالدین کسی بود که «جنگِ صلیبی» را از یک نزاعِ ایلی و قبیلهای به یک «نبردِ تمدنی و عقیدتی» تغییر داد.

نورالدین در سال ۵۱۱ هجری قمری در خانوادهای ترکتبار از اتابکان زنگی چشم به جهان گشود. پدرش «عمادالدین زنگی»، اولین کسی بود که توانست شکستی جدی بر صلیبیون وارد کند و قلعه راهبردی «رُها» را بازپس گیرد. با شهادت پدر در سال ۵۴۱ هجری، نورالدین در حالی که تنها ۲۸ سال داشت، قدرت را در حلب به دست گرفت. برخلاف حاکمانِ همعصر خود که درگیرِ خوشگذرانی یا رقابتهای فرساینده بودند، او تمامِ توانش را صرفِ تقویتِ زیرساختهای نظامی و دینی کرد.
نورالدین زنگی معتقد بود پیش از آنکه بتوان صلیبیون را از نظر نظامی شکست داد، باید روحیه مردم را بازسازی کرد. او در این راستا چند اقدام راهبردی انجام داد:
* وحدت رویه دینی: او با حمایت از جریانهای فقهی میانهرو (به ویژه در مخالفت با تفکرات افراطی)، توانست جبهه داخلیِ متحدی ایجاد کند.
* تأسیس مدارس: او مدارس علمیه بسیاری را در سراسر قلمرو خود بنا نهاد، از جمله «دارالحدیث نوریه» در دمشق، تا نسلی از فقها و مبارزانِ آگاه پرورش یابند.
* شبکه خبررسانی: نورالدین اولین سیستم سازمانیافته خبررسانی (کبوتران نامهبر و قاصدان سریع) را در منطقه شام ایجاد کرد تا در لحظه از تحرکات دشمن آگاه باشد.

نورالدین به خوبی دریافته بود که «تفرقه» بزرگترین دشمن مسلمانان است. او دمشق را به قلمرو خود ملحق کرد و آن را به مرکزِ مقاومت تبدیل نمود. او با ترکیبی از دیپلماسی و قدرت نظامی، حاکمانِ محلیِ شام را متقاعد کرد که برای بقا، راهی جز اتحاد زیر یک پرچم واحد ندارند.
یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی او، مدیریتِ بحران در جریان «جنگ صلیبی دوم» بود. زمانی که پادشاهان بزرگ اروپا به شام لشکر کشیدند تا دمشق را فتح کنند، نورالدین با استراتژیِ دقیقِ خود چنان عرصه را بر آنان تنگ کرد که صلیبیون با شکست مفتضحانه به اروپا بازگشتند. این پیروزی، افسانه «شکستناپذیری صلیبیون» را در هم شکست.
روایتهای تاریخی او را مردی توصیف میکنند که بر روی حصیر میخوابید، در دادگاههای عمومی در کنار مردم عادی مینشست و از بیتالمالِ مسلمین با وسواسِ عجیبی مراقبت میکرد. مشهور است وقتی به او پیشنهاد شد از بیتالمال برای تشریفات درباری استفاده کند، پاسخ داد:
«من نگهبانِ اموالِ یتیمان و بیوه زنان هستم، نه مالکِ آن.»

درخشانترین بخشِ داستانِ نورالدین، ساختِ منبری نفیس و بینظیر برای مسجدالاقصی بود. او سالها قبل از آنکه قدس آزاد شود، دستور ساخت این منبر را داد. این اقدام او یک پیامِ نمادینِ قدرتمند بود: «ما برای آزادی بیتالمقدس جدی هستیم». او در سال ۵۶۳ هجری، زمانی که در بستر بیماری بود، دستور داد این منبر از حلب به دمشق منتقل شود تا در اولین فرصت به قدس ارسال شود. این منبر حدود ۲۰ سال در دمشق ماند تا اینکه سرانجام صلاحالدین ایوبی آن را پس از فتح بیتالمقدس در سال ۵۸۳ هجری در مسجدالاقصی نصب کرد.

نورالدین زنگی در سال ۵۶۹ هجری در دمشق درگذشت. او کشوری متحد، ارتشی منضبط و از همه مهمتر، «امیدی احیا شده» را برای جانشینان خود به جا گذاشت. او نشان داد که قدرتِ حقیقی، نه فقط در شمشیر، بلکه در اتحاد، ایمانِ استوار و عدالتخواهی نهفته است. او نه تنها یک فاتح، بلکه معماری بود که پایههای تمدنیِ جهان اسلام را در سختترین دورانِ خود حفظ کرد.
یلدا عبدالله پور