در این مقاله میپردازیم به عنوانی که پوراندخت ساسانی( خستین زنی که بر تخت سلطنت تکیه داد) آن را بر سکه اش حک کرد:
اما این به چه معناست؟

21 سال مانده به حمله اعراب. وضعیت حکومت ساسانی چنان در هم ریخته و آشوب بود که کس تا به آن روز به چشم ندیده بود.
همه چیز از جایی شروع شد که پسر ارشد خسرو پرویز(شیرویه) بر پدر شورش کرد و خسرو را به قتل رساند. اما به همینجا بسنده نکرد و همه برادران، شاهزادگان و عموزادگان خود را نیز به صورت دست جمعی به قتل رساند که شمار آنان هیچ اندک نبود.

اما شیرویه چرا شورش کرد؟ خسرو پرویز با وجود داشتن پسر های بزرگ، عالم، رزمنده و بالغ تحت تاثیر همسرش شیرین که نفوذ بسیاری بر او داشت پسر خردسالش به اسم مردانشاه را جانشین اعلام کرد.
این موضوع باعث خشم شیرویه شد که پسر ارشد خسرو از همسر رومی اش( ماریا) بود.

در مورد سرانجام شیرویه دو نظریه وجود دارد
1) شیرویه در طاعونی بزرگ که در سرزمین فارس به راه افتاده بود و جان بسیاری از مردم را گرفته بود جان داد و از همین رو هم این طاعون را به نام او طاعان شیرویه نامگذاری کرده اند
2)او توسط برخی مخالفان مسموم شد.

اردشیر سوم که پسر شیرویه بود پس از مرگ پدرش با وجود سن کم به تخت رسید؛ او هفت یا نه سال داشت.
خوانسالار آذرگشنسپ برای سرپرستی اردشیر انتخاب شد و در واقع مقام نیابت سلطنت یافت. او به همه امور رسیدگی میکرد. اما طولی نکشید که یکی از سرداران بزرگ سر به نافرمانی زد؛ او شهربراز نام داشت.
او به خیال تصرف تاج و تخت افتاد و برای آنکه هراکلیوس امپراتور روم را با خود همدست کند، موافقت کرد که سرزمین های تصرف شده را به رومیان بازگرداند و علاوه بر آن سالانه مبلغی هم به آنان بپردازد. در تعقیب این توافق میان دو خانوادۀ شهربراز و هراکلیوس پیوندهایی صورت گرفت و سردار ایرانی سپاه خود را به سوی تیسفون راند و پس از اتحاد با دو تن از سرداران، وارد شهر شده و شاه خردسال را از میان برداشت و خود در سال ۶۲۹میلادی بر تخت نشست.

عمر دولت شهربراز زیاد نبود. «فرخ هرمز» یکی از بزرگان خاندان «اسپهبدان» که با ساسانیان رابطه خویشاوندی داشتند، علیه شهربراز شورید و او را به قتل رساند. او به دنبال تاجگذاری یکی از اعضای اصلی خانواده سلطنتی بود اما تقریبا تمام مردان ساسانی کشته شده بودند.
به همین دلیل، «پوراندخت»، دختر خسروپرویز را به عنوان شاه پیشنهاد داد. موبدان و اسپهبدان و طبقه وزرا این پیشنهاد را پذیرفتند و پوراندخت به عنوان اولین پادشاه زن ایران تاجگذاری کرد.
و حال رسیدیم به سوال اصلی:
پوراندخت که بر تخت نشست، برای مشروعیت بخشیدن به سلطنتش از این عنوان استفاده کرد.
بازگرداننده: برگرداننده
تخمه: نژاد و تبار. نسب
یزدان:خدا. پروردگار.آفریننده.

این عبارت اشاره دارد به این عقیده ساسانیان که اهورامزدا شاهان را شخصا برمی گزیند برای سلطنت و او هم با این عنوان به این شاره کرد که او کسی است که نسب و نژاد خداوند را بر می گرداند.
حال نظر شما چیست؟
یلدا عبدالله پور